درتاریخ آورده اند که اوایل، امام ابوالقاسم قشیری از نظرات ابوسعید ابوالخیر درباره تصوف دل خوشی نداشت. گویند روزی امام قشیری به مریدانش اظهار نمود که رسم صوفیانه ما دربرابر محبوب همانند پیل است و از ابوسعید چون پشه! خبر به بوسعید رسیده و درجواب چنین گفت: دربرابر عظمت دربار الهی من هیچ هستم فلذا پشه هم از آن توباد! ![]()
![]()
خدا قوت آقای شهردار

۱- رییس پلیس راه کشور گفته اند:
در تصادفهای ناشی از نقص فنی خوردوها در سال جاری، سه هزار تن کشته و 29 هزار و 900 تن هم مجروح و مصدوم شده اند.(متن کامل را ببینید)
۲- ریس سابق انجمن خودروسازان کشور فرموده اند:
سهم خودرو در تصادفات جادهاي 13 درصد است، اين در حالي است كه 87 درصد سهم تصادفات خطاي انساني و استاندارد نبودن جادهها است. ما ميپرسيم برنامه پليس راهور براي كاهش تصادفات ناشي از سهم 87 درصد ديگر انسان و جاده چيست؟ چرا سهم 87 درصدي را فراموش كردهاند و به دنبال سهم 13 درصدي هستند؟ (متن کامل)
۳-رییس پلیس راهنمایی رانندگی کشور هم فرموده اند:
ترمز ضد قفل (ABS) تكنولوژي 30 سال قبل اروپاست و هماكنون سيستمهاي ترمز هوشمند EBD جايگزين آن شده است .بررسيهاي انجام شده نشان ميدهد استفاده از ترمز ABS در كشورهاي اروپايي تا 30 درصد موجب كاهش تلفات و تصادفات رانندگي شده است كه اين رقم در كشور ما به دليل عجله و شتاب در رانندگي و عدم حفظ فاصله طولي حتما بيشتر از اين رقمها خواهد بود.(متن کامل)
۴-بنده حقیر سراپا تقصیر هم قبلا جایی گفته بودم:
وی با اشاره به این که در کشور ما چون خودروساز بی رقیب است، خودش خودرو تولید میکند، خودش به آن استاندارد میدهد و خودش هم مجوزها را تایید میکند، اظهار کرد: با اعمال سیاستهای غلط باعث شدهایم خودروهای استاندارد روز دنیا نتوانند وارد کشور شوند، چرا که در بخش ورود خودرو بسیار سختگیرانه عمل میکنیم و مردم محکوم به استفاده از خودروهای داخلی هستند.(متن کامل)
۵- البته جای دیگری هم گفته بودم:
وي با بيان نتايج مطالعات فني در مورد برخي خودروها، اظهار کرد: کمربند ايمني خودروي پرايد نامناسبتر از ساير خودروهاي توليدي است و فاقد قفل تنظيم کننده ارتفاع کمربند و موجب آسيب جدي به گردن سرنشين ميشود.
وي افزود: در مدلهاي سال 78 و 79 اين خودرو، بروز نقص فني در عملکرد ترمز عقب و ترمز دستي 17 درصد بيشتر از انواع توليد خدورهاي ديگر است.
نوروزي خاطر نشان کرد: در مدل 79 تا 81 نقص فني و همراستا نبودن چرخهاي محور عقب 9 درصد از توليدات ساير خودروها بيشتر است.
نوروزي با بيان اين که خودروي PK از نظر همراستايي محورهاي خودرو نامناسب بوده و 17 درصد مراجعان در اين آزمون رد شدهاند، افزود: کيفيت قطعات اين خودرو بسيار پايين و افتادگي اگزوز در آنها وجود داشت.(متن کامل)
۶-رییس پلیس راهنمایی تهران بزرگ هم فرموده اند:
ما در كشور نقص ساختاري داريم يعني در صنعت خودروسازيمان سياستگذار، توليدكننده و ناظر يك مرجع است و استانداردهاي ايمني و زيست محيطي را وزارت صنايع تاييد ميكند. اين در حالي است كه در تهران، حدود 280 هزار خودرو پلاك شده اما تنها 13 هزار خودروي فرسوده از دور خارج شده است. اين در شرايطي است كه خودروهاي فرسوده 30 برابر خودروهاي استاندارد هوا را آلوده ميكنند.(متن کامل)
۷-نتیجه گیری:
به به چه هوای خوبی! امروز واقعا برای پیاده روی روز مناسبیه! از الان باید فکر تعطیلات عید باشم...وای.....! چقدر عید خوش می گذره. پارسال عید جاده چالوس محاله یادم بره...! امسال فکر کنم ۶-۵ ماشین باشیم...خیلی باحال میشه.زغال و جوجه کباب و تشکیلاتش هم ردیفه! این مسئولین دلسوز هم همش دارند با هم دعوا می کنند راجع به خودرو و ایمنی و تصادف صحبت می کنند شب عیدی حال ما را می گیرن...! راستی خوشه مان هم تعیین شده دیگه باید بیشترحالشو ببریم! اون همه شور و حال محاله یادم بره....!
بدون ربط: راستي یادتان است در دوره دبستان با سه رنگ سبز و سفيد و قرمز پرچم کشورمان آشنا شدیم و دانستیم مقدس ترین نماد هر مملکتی پرچم آن کشور است ؟ همانطوری که در تصویر می بینید متاسفانه چاپ غیرحرفه ای و عدم نظارت بر نصب یک بنر در یک مراسم رسمی رنگ پرچم کشورمان را به آبی-سفید و قرمز تغییر داد...!
امروز صبح زود مجری رادیو پیام جمله زیبایی گفت: هم میشه یه منظره بسیار زیبا را دید هم میشه کثیفی پنجره را دید.بستگی داره نگاه ما به آنچه که انفاق می افتد چگونه باشد..... یكی قشنگی مزرعه رو میبینه و یكی كثیفی پنجره،این تویی كه تصمیم میگیرى چی ببینی امیدوارم همیشه قشنگ ببینی ... حتی از پشت پنجره كثیف.....
بدون ربط: گزارش تصویری تئاتر دزدآب در جشنواره تئاتر فجر را اینجا ببینید...
خدایی اگه جای وزیر راه بودین و در این موقعیت گرفتار می شدین چه می کردین؟!!
۱-آلودگی صوتی نه تنها دست کمی از آلودگی هوا ندارد بلکه در برخی موارد اثرات سوء آن بسیار بدتر هم می باشد.متاسفانه چون اثرات آن بالاخص در محیط شهری در کوتاه مدت ملموس نیست و به نوعی شهروندان به آن خو گرفته اند عملا از حیطه نظارتی و فعالیتهای موثر برای کاهش آلودگی صوتی دور افتاده است.اثرات آلودگی صوتی آنقدر وحشتناک است که حتما قابل مقایسه با آلودگی هوا می باشد.
۲-اظهار نظر رییس محیط زیست تهران آنقدر تعجب آور است که بگوییم خورشید در روز وجود ندارد بلکه در نیمه شب طلوع می کند.کافی بود ایشان فقط کلمه " آلودگی صوتی+قوانین" را در یک جستجوگر اینترنتی تایپ می کردند و آن وقت تکالیف سازمان محیط زیست را در گوگل ملاحظه می فرمودند. به عنوان مثال ماده ۲۷ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا می گوید: (متن کامل قانون را ببینید)
"ايجاد هر گونه آلودگي صوتي بيش از حد مجاز ممنوع مي باشد. آيين نامه جلوگيري از آلودگي صوتي توسط سازمان حفاظت محيط زيست تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد. "
۳- از سوی دیگر آيين نامه اجرايي نحوه جلوگيري از آلودگي صوتي مربوط به ماده ۲۷ قانون مذکور در تاریخ ۱۹/۳/۷۸ در ۱۴ ماده و چندین تبصره به تصویب هیئت وزیران رسیده و بی خبری محیط زیست از آن جای تعجب بسیار دارد (متن کامل آن را ببینید). ماده 2 این آیین نامه صراحتا به تعیین حد مجاز يا استاندارد آلودگي صوتي توسط سازمانحفاظت محيط زيست اشاره نموده و تبصره ماده 3 آن ، تعیین روشهاي سنجش ميزان آلودگي صوتي و شرايط ارائه نتايج مربوط را از وظایف روشن سازمان محیط زیست تعیین کرده است.حتی در یک ماده به مجازات ایجاد کنندگان آلودگی صوتی و نقش سازمان محیط زیست بسیار شفاف پرداخته شده است.
۴- در همین جستجوی اینترنتی که به نیابت از دوستان محیط زیست تهران انجام دادم به گزارش جالبی از روزنامه ابتکار خوردم که مشاهده آن رات برای اطلاعات بیشتر توصیه می کنم(اینجا را ببینید)
۵-روز پنج شنبه بنا به اعلام قبلی دفتر خانم دکتر ابتکار رییس محترم کمیته محیط زیست شورای شهر ایشان از دو ایستگاه سنجش آلاینده های شرکت کنترل کیفیت هوا، مرکز معاینه فنی نیایش و اولین ایستگاه سنجش شدت صوت خودروها که هنوز رسما افتتاح نشده بازدید داشتند.من فکر می کنم در بخش آلودگی صوتی هم مانند آلودگی هوا نقش دایه مهربانتر از مادر را ایفا می کنیم ولی به هر حال باید یکی پیش قدم می شد. هر چند در سنجش آلودگی صوتی سطح شهر هم کنترل کیفیت هوا پیش قدم شده و آنقدر پیشرفت کرده که محیط زیست تهران آن را وظیفه شهرداری می داند!!! امیدوارم تا زمانی که استاندارد آلاینده صوت ناشی از خودروهای در حال تردد توسط محیط زیست تعیین و ابلاغ می شود روزانه حداقل ۵۰ دستگاه خودرو را به طور آزمایشی تست کنیم تا بانک اطلاعاتی قابل استنادی برای دوستان محیط زیست داشته باشیم!
خبر این بازدید را اینجا و گزارش تصویری را اینجا ببینید. مطلب هوای پاک و تنگنای پایتخت را که قطعا نیاز به ویرایش اساسی هم دارد ببینید
" ....به سکوت رسانه ای خودم ادامه خواهم داد......"
اما حتما دیدید که نتوانستم خودم را راضی کنم تا حرف نزنم.بیش از ۱۰ سال است در بخش آلودگی هوا کار می کنم و ۱۵ سال است که محیط زیست تمام زندگی ام شده است.حدود ۱۱ سال هم است که با رسانه ها ارتباطات بسیار خوبی دارم و فقط در مورد محیط زیست و چند سال اخیر فقط در مورد آلودگی هوا اطلاع رسانی در حد وسع و توانم انجام می دهم. همه می دانیم که یکی از عوامل موفقيت کشورهای موفق در مبارزه با آلودگي هوا ضمن رشد اقتصادي نیل به يك اتفاق نظر ملي است مبني بر اينكه خسارت آلودگي هوا بر سلامتي انسانها بايد متوقف گردد و یکی از مهمترین اقدامات برای این امر فشار افكار عمومي و وسائل ارتباط جمعي و افزايش آگاهي نسبت به مسئله آلودگي هوا می باشد.من خوشحالم که تا حد زیادی در حساس کردن مسئولین و افکار عمومی به اثرات مخرب آلودگی هوا نقش داشته ام و خدا را شاکرم. اما متاسفانه امروز در شرایطی این مطلب را می نویسم که از صمیم قلب غمگین و مبهوتم. هفته هوای پاک تمام شد و به نظرم می رسد حرفهای من هم تمام شده باشد...من علیرغم میل باطنی ام تصمیم گرفتم که دیگر واقعا سکوت کنم. با نهایت تاسف باید بگویم این بار هم خودی ها و عزیزانی که من فکر می کردم دوستشان دارم مرا به سوی این تصمیم سوق دادند.به خاطر مصلحت هایی شایسته نیست چیزی بیشتر از این بنویسم و از دلایل این تصمیم چیزی بگویم ولی فعلا بنا دارم در سکوت مطلق رسانه ای باشم. به توصیه "میم جیم زمان" فقط اجازه می خواهم این سکوت رسانه ای در وبلاگ آوای سبز رعایت نشود.من تمام نقطه نظراتم در مورد آلودگی هوا را در وبلاگ آوای سبز خواهم نوشت چرا که اگر هم نگویم و هم ننویسم دچار مرگ و نیستی خواهم شد که از روحیه من بعید است.حداقل دو بیت شعر استاد شفیعی کدکنی به من این اجازه را نمی دهد:
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کاسوده میان دشت شب خفته است
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است
برای همین از این پس فقط در وبلاگم خواهم نوشت.....
اما برای حلال کردن برخی عزیزان در این دنیا و چه بسا در آن دنیا به خاطر برخی امور نیاز به قلبی بزرگ است که متاسفانه فاقد آن هستم!
یا حق
بی ربط: حاشیه نگاری ایلنا از جلسه دیروز شورا را ببینید!
خدايا چنان كن سرانجام كار تو خوشنود باشي و ما رستگار
یاد جمله ای از مدیر کل محیط زیست وزارت صنایع افتادم که پارسال فرمودند: خودرو برای خودروساز همانند مسواک است که داروخانه هیچ مسئولیتی پس از فروش آن ندارد.معنی اش آن است که خودروساز هیچ تعهدی در قبال محصول فروخته شده ندارد.این تعهد خارج از تعهد خدمات پس از فروش عادی است.نعهد اجتماعی مد نظر است.البته همین که سایپا حداقل پذیرفته در قبال آهوان این مرزوبوم دارای تعهد اجتماعی است نوعی پیشرفت است اما یادمان باشد که حدود یک میلیون خودرو الان در سطح شهر تهران وجود دارند که مبدل کاتالیستی آنها تخریب شده است.یعنی حداقل ۱۰-۸ برابر یک خودروی معمولی دارای یورو۲ آلودگی تولید می کنند.خودروساز می گوید به من ربطی ندارد.محیط زیست هم کاری از دستش بر نمی آید.دیگران هم خود را به نشنیدن می زنند.آیا کودکان معصومی که این حجم از آلاینده ها را تنفس می کنند واجب ترند یا آهوان زیبای سرزمین من؟!
نکته: خبر تردد 2 ميليون خوروي فرسوده در تهران بسیار وسیع در رسانه ها پوشش داده شد.فکر می کنم حدود ۳۰ روزنامه و حداق۲۵ سایت و خبرگزاری و... به این مطلب پرداختند.باشد که نتیجه ای حاصل شود.
نکته مهم: احترام ویژه ای برای محمد درویش قائل هستم و صمیمانه دوستش دارم. پست اخیر جناب درویش با عنوان وقتی که وحید نوروزی حرف صفار هرندی را تکرار میکند! را خواندم.مقداری کم لطفی است ولی به واقعیتهای ارزشمندی اشاره کرده اند.البته من این منظور را نداشتم و وقتی از واژه احساسی آهوان زیبای سرزمین من استفاده کرده ام نشانگر اوج علاقه ام به محیط زیست بالاخص حیات وحش آن می باشد.شاید نتوانسته ام مطلب را درست ادا کنم ولی به هر حال از تذکر ایشان ممنونم.

مجسم کنید این تصویر و این اقدام عجیب در قطع صدها اصله درخت در شهر تهران و در یک پارک محلی تحت پوشش شهرداری تهران می افتاد.چه مطالبی که در خبرگزاریها و روزنامه ها نوشته نمی شد! چه وبلاگ نویسهایی که آه و شیون راه نمی انداختند.اما حالا ببینید اصلا آب از آب تکان نمی خورد.خیلی عجیب است اما واقعیت همین است.در دنیای سیاست هم همین اتفاقات کم و بیش می افتد.بعضی کارها و حرفها از برخی افراد، شایسته برخورد به شدید ترین نحو محسوب می شود ولی برای برخی افراد بلامانع است!
کاملا بی ربط: دیدن این تصاویر فوق العاده زیبا و همینطور این تصاویر را از دست ندهید و مطلب افشای پشت پرده هاچ زنبور عسل و پدر پسر شجاع ! را هم که بی ارتباط به تصاویر نیستند ببینید....!
باجخواهی جدید خودروسازان از دولت را هم ببینید.

زنده باد وطنم...........
خبر روزنامه همشهری در همین مورد را اینجا و نیز دو خبر مختلف در این مورد را اینجا ببینید و در نهایت این چند جمله در جلسه روز دوشنبه کارگروه کاهش آلودگی هوای تهران را ببینید.اخبار این جلسه جالب را اینجا،اینجا و اینجا ببینید.
حرف آخرم را هم در دفتر مشق خود در بخش آلودگی هوای تهران اینگونه می نویسم که مدیریت مهار آلودگی هوای شهر تهران در سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان متولی اصلی آن اگر اینگونه پیش برود قطعا عایدی در حد صفر خوهد داشت.فعالیتهای پراکنده در سازمانها و وزارتخانه های مختلف هم بیشتر نقش مسکن موقتی را ایفا خواهند کرد. به هر چه که اعتقاد دارید سوگند یاد می کنم و این جمله را ۱۰ بار می نویسم که:
-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.
-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.
-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.
-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.
-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.
-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.
-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.
-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.
-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.
-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.
۲- البته جناب حیدرزاده امروز با محیط زیستی ها بازی پینگ پنگ راه انداخته و جناب رشیدی هم از لطف باد در هوای تهران خبر داده اند که خواندن هر دو مطلب را توصیه می کنم.
۳- هفته گذشته را به طور کامل درگیر برگزاری نخستین تور حمل و نقل شهری بودم که اخبار و اطلاعات آن در اینجا و لینک های مرتبط که در زیر همین خبر آمده موجود است.در مجموه هفته بسیار جالب و پر جنب و جوشی داشتیم.تعدادی از شورایاری ها، ائمه جماعات، اساتید و دانشجویان ترافیک، خبرنگاران رسانه های گروهی و در نهایت تعدادی از نمایندگان مجلس در ۵ روز پیاپی مهمان ما بودند که دهها و صدها حاشیه جالب نیز با خود داشتند که یکشنبه هفته آینده در همشهری مسافر سفرنامه این تور به طور کامل چاپ خواهد شد.
۴-در شب تاسوعا اتفاق جالبی در کوچه نسبتا شلوغی که محل هیئت عزاداری در آن کوچه قرار داشت افتاد که ذکر آن خالی از لطف نیست. ساعت حدود ۱۲ شب در کوچه ای که هر دو طرف ماشین پارک شده بود راننده پراید مقابل خودروی حمل زباله شهرداری به صورت شاخ به شاخ ایستاده بود و مدعی بود که خودروی حمل زباله از سمت چپ حرکت کرده در حالی که طبق قانون راهنمایی و رانندگی باید از سمت راست حرکت می کرد!!! به هیچ قیمتی هم حاضر نبود راه را باز کند و مدام تکرار می کرد این راننده باید ادب شود.بگذریم که ما عابرین هر چقدر سعی کردیم سمت راست این معبر را که به خاطر پارک خودرو در طرفین فقط برای عبور یک خودرو مسیر باقی مانده بود شناسایی کنیم ولی بالاخره با خواهش و التماس چند رهگذر و به احترام ایام عزاداری به این ماشین اجازه عبور داد.یه چیزی شبیه از اینوری غش کردن را حتما شما هم شنیده اید که فکر می کنم در این مواقع از آن استفاده می کنند.
۱- بعد از نشست سران زمین در ریودوژانیرو در حدود ۲۰ سال قبل،گردهمایی در این سطح و عظمت برای یک نگرانی بزرگ محیط زیستی در ۲۰ سال اخیر بی سابقه است.هر چند کشورهای در حال توسعه همیشه با اینگونه نشستها بسیار بدبینانه برخورد کرده و همواره آن را توطئه ای برای بیشتر عقب نگهداشتن خود می دانند اما واقعیت آن است که ما یک زمین بیشتر نداریم و بایستی به سهم خود هر اقدامی هر چند کوچک از دستمان بر می آید انجام دهیم.ما چاره ای جز اعتماد و حضور فعال در اینگونه نشستها با حفظ منافع استراتژیک نداریم.
۲- مهمترین بحث این نشست مقابله با گرمایش زمین و عامل اصلی آن یعنی انتشار گازهای گلخانه ای و در راس آن دی اکسید کربن است که منبع اصلی آن سوختهای فسیلی هستند. نقش شهر یا کشور ما در کاهش دی اکسید کربن می تواند در بخشهای ذیل خلاصه شود:
-در بخش ساختمان: از قبیل استفاده از انرژیهای نو، اسفاده از پنجره های دوجداره، کنترل هوشمند درجه حرارت در واحدهای مسکونی و اداری و...که همگی در مبحث ۱۹ مقررات ملی زمین و ساختمان کشورمان به روشنی درج شده اند.نقش شهرداری در این مورد بسیار حیاتی است.
- در بخش حمل و نقل: از قبیل تولید خودروهای با مصرف سوخت و آلایندگی کم و گسترش حمل و نقل عمومی پاک یعنی مترو به هر قیمتی!
- در بحث صنعت: الزامی کردن ارزیابی زیست محیطی و ممیزی انرژی مهمترین اقدام است. ممیزی انرژی نشانگر میزان مصرف انرژی به ازای واحد تولید است که جالب است بدانیم در بخش صنعت کشور ما حدود ۵ برابر حد جهانی است.راهکارهای بدون هزینه، کم هزینه و پرهزینه سه راهکار شناخته شده برای کاهش شدت انرژی و به تبع آن کاهش گازهای گلخانه ای است.بهتر است بدانیم صنایع مربوط به آجر، سیمان، آهن و فولاد، پتروشیمی و نفت و گاز ۵ صنعت به شدت تولید کننده گازهای گلخانه ای هستند که به تنهایی حدود ۷۰ درصد انرژی بخش صنعت در ایران را مصرف می کنند.

۳-نکته بسیار مهمی که علاوه بر بند دوم باید اشاره کنم که در صحبت دیشب با ناصر کرمی عزیز به آن اشاره شد تغییر روش زندگی و به عبارتی تغییر نگرش به حیات در کره زمین از بعد اخلاقی است.تا کنون معاهدات بزرگ بین المللی در حوزه محیط زیست و توسعه پایدار عمدتا بر مسائل تکنیکی و فنی و راهکارهای اقتصادی بوده است این در حالی است که دستیابی به پایداری می تواند و در وهله اول باید به عنوان یک امر انسانی و اخلاقی و حتی یک فضیلت دینی و مذهبی مطرح شود.هم اکنون کمپین انتخاباتی تمام سیاستمداران در اغلب نقاط زمین بر مبنای رساندن شهروندان به متوسط سطح زندگی یک شهروند اروپایی یا آمریکایی است که عین خطا است.کشورهای توسعه یافته باید بپذیرند که اگر قرار باشد تمام دنیا شبیه آنها شوند در چه مدت زمان کوتاهی تمام منابع دنیا نابود خواهد شد.لذا ایده تغییر نگرش در نوع زندگی با تاکید بر بعد اخلاقی آن چیزی است که حلقه مفقوده بشر است.فقط کافی است مجسم کنیم مردم چین و هند هم بخواهند همانند یک اروپایی یا آمریکایی مصرف کنند و به تبع آن زباله تولید کنند! نکته آن است که بشر برای دستیابی به پایداری محیطی و توسعه پایدار نیازمند تغییر گسترده در شیوه معمول زندگی خود است.اما این تغییر چنان بزرگ و همه جانبه است که ابعاد آن عملا از حوزه های تکنولوژیک، اقتصادی و سیاسی فراتر می رود.از اینرو در این باره بحث جدیدی تحت عنوان " نوسازی ما بعد طبیعی" مطرح می شود.یعنی مرحله ای از نوسازی فراگیر و بنیادی که از چارچوب های طبیعی خارج شده و جنبه متافیزیکی و معنوی به خود می گیرد.انسان نیازمند دستیابی به یک نوسازی مبتنی بر معنویت و اخلاق است و گرنه هرگز به پایداری محیط دست پیدا نخواهد کرد.
۴-یکی از اتهامات برگزار کنندگان این نشست خلع سلاح خاورمیانه از اهرم نفت است. اتفاقا من اعتقاد دارم به دلیل شرایط جوی کشورهای خاورمیانه مطرح کردن دکترین بسیار عجیب و غریب خاورمیانه بدون نفت با انرژیهای پاک و یا در نظر گرفتن افق زمانی مشخص برای ایده خاورمیانه به سوی انرژی پاک در شرایط حاضر ضمن خطرناک بودن بسیار زیاد مورد توجه قرار خواهد گرفت.هر چند می دانم که این نگاه صرفا زیست محیطی است و شاید سیاستمداران و تصمیم گیرندگان در دنیای واقعیت حتی جرئت فکر کردن به آن را نداشته باشند اما مطرح کردن این ایده از سوی یک سیاستمدار میانه رو علاقمند به کره زمین در یک کشور متکی به نفت و در حال توسعه بسیار مورد توجه قرار خواهد گرفت با این حال نگاه آقای اوباما رییس جمهوری آمریکا به محیط زیست و از جمله گازهای گلخانه ای به عنوان یکی از مهمترین کشورهای تولید کننده گازهای گلخانه ای نیز نکته ای است که نباید از آن غافل ماند.شخصی که چه در زمان انتخابات و چه هم اکنون بیشترین ژستهای محیط زیستی را گرفته ریاست کشوری را به عهده دارد که بیشتری گازهای گلخانه ای را در زمین تولید می کند!
الف) این خبر ایسنا را ببینید.بعدا مفصل راجع به آن خواهم نوشت.
ب) میز گرد سه نفره آقاین حیدرزاده، رشیدی و من را در تهران امروز صفحه 15 مورخ 23 آذر88 ببینید.
ج)یادداشت نشست کپنهاک و چند نکته را در روزنامه تهران امروز صفحه 15 مورخ 26 آذر88 ببینید.
د) مصاحبه مرتبط با معاینه فنی را هم در صفحه 7 روزنامه اقتصاد پویا مورخ ۲۳ آذر۸۸ ببینید.
۲) دیروز جناب آقای ناصحی مشاور شهردار تهران و رییس مرکز فعالیتهای دینی شهرداری بازدیدی از ستاد معاینه فنی خودرو داشتند.حدود سه ساعت میزبان ایشان بودیم.یکی از مهمترین محورهای جلسه بررسی پیشنهاد اینجانب بود که موضوع حق الناس و مدیریت ترافیک را قبلا داده بودم.در نهایت در خصوص اعلان عمومی و فراخوان برای مقاله و... و همینطور برگزاری همایش حق الناس و مدیریت ترافیک به تصویب رسید.در حقیقت هدف من از این پیشنهاد آن بود که علمای دینی وارد بخشهای مختلف ترافیک که ارتباط مستقیم با جان و مال و وقت شهروندان دارد بشوند.عدم رعایت قوانین ترافیکی، رانندگی با خودروی معیوب و آلاینده، تولید خودروی بی کیفیت، کارشکنی در توسعه حمل و نقل عمومی، چشم بستن بر روی برخی تخلفات ریز و درشت ترافیکی توسط مجریان قانون و... همگی می توانند در این دایره تعریف شوند.فکر میکنم بشود باب تازه و ارزشمندی را با این پیشنهاد برای ترافیک تهران باز کرد. تجاوز به حق الناس از سوی من شهروند یا هر مقام دیگری به هر لباس و مسئولیتی عین گناه است و اگر خداوند متعال در آن دنیا از تعدی به حق الناس نمی گذرد پس علمای دینی، مسائل روز قرن بیست و یکمی را می توانند با منابع دینی ما تطبیق داده و چاره ای بیندیشند.
۳) دیروز بازدیدی از روزنامه تهران امروز داشتم.جناب حیدرزاده و جناب رشیدی هم تشریف داشتند.نشست خوبی هم با جناب دکتر بابایی مدیر مسئول جوان و هیشه خندان تهران امروز، سردبیر جدی و خانم رضایی خبرنگار تیزبین سرویس اجتماعی داشتیم.عمده بحث بر روی نشست کپنهاک و آلودگی هوای تهران و توسعه پایدار بود.یکی از نکات جالب این بازدید مطرح کردن سوژه هجرت زیست محیطی توسط آقای حیدرزاده بود که اگر در جمع خبرنگاران مطرح می شد برای خودش بامزه می شد! یکی از حاضرین کوچ لک لک ها و کلاغ ها به خاطر آلودگی هوا را مطرح کرد و من به شوخی گفتم بعد از آنها نوبت آقای حیدرزاده است! در نهایت من فکر می کنم تهران امروز می تواند در ۳ ماه اخیر ابتکار عمل را در حوزه مدیریت آلودگی هوای تهران با برگزاری میزگردهای چالشی و کاربردی ایفا کند.
۴)فکر نکنید دیروز همین سه کار را انجام دادم.از ۷ صبح تا ۵/۷ شب مشغول فعالیت بودم.بالطبع انجام کارهای اداری روز مره در هر روز بیش از ۷۰ درصد فعالیتهای من را به خودش اختصاص می دهد.این سه مورد نکات مورد توجه بودند.بالاخره باید به گونه ای کار کنیم که نان شهرداری بر ما حلال بشود!
۵)آقای گودرزی خبرنگار جوان و فعال سابق اعتماد ملی و خبرنگار فعلی وطن امروز یکی از پست های وبلاگ آوای سبز را به صورت یادداشت در صفحه 9 روزنامه مورخ ۱۶ آذر ۸۸ درج کرده اند.هر چند ایشان موقعی خبر را به من دادند که مطلب در حال چاپ بود با این حال خواهش کردم که اشاره شود مطلب فوق یادداشت نیست بلکه نقطه نظرات شخصی من در وبلاگ است که فردای آن روز در شماره بعدی روزنامه در گوشه سمت چپ پایین صفحه 6 تصحیح کردند.
۶) وبلاگ نماینده رشته کامپیوتر که متعلق به یکی از دانشجویان کامپیوتر دانشگاه آزاد اسلامی دماوند است در اینجا اظهار محبتی به من داشته اند که وظیفه خود می دانم از ایشان تشکر کنم و حتما لایق این مطالب هم نیستم.

همان طوری که در پست قبلی نوشتم به مدیریت آلودگی هوای تهران انتقاد جدی دارم.دیروز سومین جلسه کمیته هماهنگی مدیریت آلودگی هوای شهرداری تهران را برگزار کردیم.این کمیته یکی از کمیته های شورای عالی سلامت شهرداری است که وظیفه اش هماهنگی درون سازمانی است که با کارگروه کاهش آلودگی هوای تهران که به ریاست استانداری و دبیری محیط زیست تهران تشکیل می شود تفاوت اساسی دارد.به هر حال ما نمی توانیم دست روی دست بگذاریم تا ببینیم دیگران چه می کنند در نتیجه حتی اگر بتوانیم یک قدم کوچک هم برای بهبود کیفیت هوا برداریم این کا را می کنیم.اخبار مربوط به این جلسه و همینطور اعلام هفته هوای پاک با شعار "مترو و هوای پاک" را اینجا ، اینجا و اینجا می توان دید.مطالبی را که در این سه لینک آمده کاملا گویا می دانم که نیاز به توضیح بیشتر احساس نمی کنم.موضوعی که در مورد مترو و هوای پاک باید اضافه کنم آن است که تمام دنیا به این موضوع رسیده اند که مترو به عنوان یکی از پاک ترین سیستم های حمل و نقل ریلی یکی از بهترین گزینه های حمل و نقلی دوستدار محیط زیست است و ما محیط زیستی ها باید تلاش کنیم گسترش مترو در تهران و سایر شهرهای کشور سرعت گرفته و سلیقه های فردی و سیاسی بازی لطمه ای به آن وارد نکند.مترو به هر قیمتی باید پیشرفت کند و من اعتقاد دارم اختلا در روند پیشرفت مترو از جانب هر کسی که باشد در آینده از نگاه نسلهای بعدی گناهی نابخشودنی خواهد بود.
نکته: بخشی از مطالب ذیل که اکثرا اظهارات صریح اینجانب در آنها مشخص است.شما قضاوت کنید آیا من فقط ساز مخالف می زنم؟ آیا من تند حرف می زنم؟ اگر این اظهارات را تند می نامند پس شما بگویید با چه لحنی بگوییم هوای تهران آلوده است و مسئولین ذیربط در بسیاری از حوزه های مرتبط کارشان را به درستی انجام نداده اند؟!!!!!!!!!!!!!
1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15
خبر این بود:
پخش آهنگهاي برخي از خوانندگان و نيز برخي ترانهها به خاطر آنچه كه پارهاي از دلايل نامبرده ميشود در راديو ممنوع اعلام شده است .
در اين فهرست برخي خوانندگان به طور كلي از اينكه صدايشان در راديو پخش شود محروم شدهاند و نيز پخش برخي از آهنگها و ترانههاي تعدادي از خوانندگان نيز ممنوع شده است.
در اين فهرست نام افرادي چون شاهين آرين، فريدون آسرايي، عليرضا افتخاري، مجيد اخشابي، عليرضا افشار، محمد اصفهاني، اسماعيلزاده، شهرام اميري، احسان خواجهاميري، پاكنيا، محمد خواجهاميري، مسعود خادم، حسين زمان، كوروس سرهنگزاده، ناصرعبدالهي، عليرضا عصار، فتحعلي اويسي، گلشن، علي لهراسبي، محمد نوري، كامبير افضلي و ..... به چشم ميخورد.
معنی و مفهوم آن این است که:
بروید آهنگ های دیگر گوش کنید..مثلا ساسی مانکن...! شبها هم اگه علاقه ای به گریه کردن و افسرده شدن پای تلویزیون دارید بروید سریال دلنوازان را که اتفاقا علی لهراسبی خوننده تیتراژ پایانی آن است ببینید و اگر هم نخواستید Farsi 1 را ببینید تا چارچوب اخلاقی خانواده کاملا حفظ شود!!! راستی mbc persian هم بد نیست چون جدید ترین فیلمهای سینمایی دنیا را با رعایت اصول اخلاقی و سانسورهای حساب شده می توانید ببینید!!!
سه سال پیش خانم واعظ جوادی آملی یکی از سه چهار کار خوبی را که دوران ریاستشان انجام دادند حضور فیزیکی در محل احداث جاده و متوقف ساختن پروژه بود.حال همه نگاهها به رییس جدید سازمان محیط زیست دوخته شده که اتفاقا در اوایل ریاست شان بسیار خوب ظاهر شده اند و حداقل انتصابات معنی دار و بسیار قابل توجهی داشته اند که آقایان دکتر صدوق و دکتر شاعری از آن جمله اند.ریاست جدید سازمان محیط زیست در معرض آزمون با ارزشی قرار گرفته اند که متوقف ساختن این تخریب بزرگ نشانگر پیروزی جناب محمدی زاده در این آزمون خواهد بود.هر چند که وزیر راه طبق روال وعده و شعار داده اند که:
......البته سعي ميشود درختي قطع نكنيم. بريده باد دستي كه بخواهد درخت قطع كند و بريده باد زباني كه به دروغ بگويد درخت قطع شده است!

بعدا اضافه شد: در کامنتها و برخی نقطه نظرها دیدم که تعدادی از عزیزان دچار سوء برداشت شده اند. برای همین متن کامل بخشنامه را برای روشن شدن این عزیزان عینا درج می نمایم.
كليه مديران و كاركنان محترم مراكز
سلام عليكم
در آستانه هفته ولايت ، پيشاپيش فرا رسيدن اعياد بزرگ قربان و غدير را به تمامي همكاران محترم و زحمتكش تبريك و تهنيت عرض مي نمايم .
همكاران گرامي ، از روز شنبه هفته گذشته (16 آبانماه) دوباره مراكز مكانيزه معاينه فني شلوغ شدند و پيش بيني مي شود در روزهاي آينده مجددا همچون سال گذشته ازدحام مراجعات صورت پذيرد با اين تفاوت كه اينجانب نگراني هاي سال گذشته را با آن شدت ندارم چرا كه سال 87 با همكاري صادقانه و همدلي دلسوزانه تك تك شما عزيزان توانستيم بيش از يك ميليون و دويست هزارخودروي شهرمان را معاينه فني كنيم و بدون كمترين ادعا بيشترين اثر در كاهش آلودگي هوا و افزايش ايمني تردد مردم را داشته باشيم و فعل «توانستن» را به بهترين وجه صرف كنيم . اگر خاطرتان باشد سال گذشته در اوج شلوغي ها با صدور بخشنامه «پارتي بازي ممنوع» به همه شما موضوع رعايت نوبت وحق مردم را يادآور شدم و اين را هم گفتم كه صدور اين بخشنامه به معني كوتاهي شما در انجام وظايفتان نيست بلكه انتظار داشتم در حالي كه پارتي بازي يك پديده رايج در جامعه شده است شما از آن به دور باشيد و هنوز هم مي گويم اگر يك مورد آشنا بازي از كسي سر بزند حتما با او برخورد خواهم كرد .
و اما امسال ! بايد بپذيريم و قبول كنيم كه همه ما يك سال در كارمان بزرگتر شده ايم ، بنابراين بايد به همين نسبت پختگي و كمال در كارها و رفتارمان با مراجعين به چشم بخورد و از همين رو انتظارات بنده نيز از شما بيشتر شده است، چنانچه امسال انتظار دارم واز شما مي خواهم كه همواره در ايام شلوغي با روي باز با مردم روبرو شويد و به هيچ وجه كار زياد و خستگي باعث آن نشود تا خداي ناكرده به مردم غر بزنيد چون غر زدن و منت گذاشتن به عنوان يك پديده زشت اجتماعي تلقي مي شود كه ارزش كارهاي شما را پائين آورده و در صورت تكرار به يك عادت ناپسند تبديل مي شود كه شخصيت شما را زير سئوال مي برد .
همكاران خوب و زحمتكش ! كساني كه براي انجام معاينه فني خودروهايشان به شما مراجعه
مي كنند هر يك احتمالا داراي مشكلات خاصي در زندگي هستند و شخصيت اجتماعي ، فرهنگ و سواد ايشان نيز با هم متفاوت است و برخي ازآنها براي اولين بار است كه به شما مراجعه كرده اند لذا سئوالهاي ساده ، تكراري و يا نحوه بيان خواسته هايشان نبايد مانع از گوش دادن و پاسخ صحيح شما به حرف هايشان باشد و يا لبخند را از روي لبان شما جراحي و دور كند .
اكيدا" از شما مي خواهم خلق و خوي خوش ، چهره گشاده ، پاسخگويي صحيح و بي منت به مردم را ازصبح تا شام فراموش نكنيد و بدانيد با اين كار هم خود شما كمتر و ديرتر خسته خواهيد شد و هم شهروندان با رضايت و خاطره خوش شما را ترك خواهند كرد كه رضايت مردم رضايت حق تعالي است .
همكاران عزيز !
امسال در نظر داريم همزمان با آغاز شلوغي ها به طور مدام از مراجعه كنندگان نظرسنجي كنيم و ميزان رضايت شهروندان را ملاكي براي ارزيابي فعاليتهاي شما قرار دهيم ، از اين رو ضروري است كه كارت مشخصات خود را حتما بر روي سينه نصب كنيد به نحوي كه به سهولت براي مراجعين قابل مشاهده باشد .
موكدا يادآور مي شوم به دليل سوابق كاري خود در معاينه فني كه شماها به خوبي از آن آگاهيد تمامي شرايط سخت كار شما را از جمله سرپا ايستادن هاي طولاني ، سرما ، استشمام دود خودروهايي كه به طور متراكم و به منظور تست هاي مختلف در مراكز حضور مي يابند و حلق وريه شما را آزار مي دهند را با گوشت و پوست خود حس مي كنم و ضمن آنكه اين شرايط را دليلي براي غرزدن و خداي ناكرده بدرفتاري با مردم نمي دانم ولي تمام سعي و تلاش خود را نيز به كار خواهم بست تا به لطف الهي امسال بيشتر و بهتر از سال گذشته جبران زحمات تك تك شما عزيزان را چه از نظرمعنوي و قدرشناسي و چه پاداش هاي مادي و كارانه جبران نمايم. البته همين جا يادآور مي شوم با شدت و بيش از سال گذشته نيز با افراد ناسپاس ، غرزن و بي توجه به حقوق شهروندان كه خوشبختانه در جمع شما بسيار نادر هستند ، برخورد خواهد شد .
با آرزوي سلامت براي تك تك شما و ابراز اميدواري از اينكه امسال نيز همچون سال گذشته كمر همت بسته و با همدلي و همفكري صحنه اي ديگر از كار و تلاش و خدمت صادقانه را به نمايش بگذاريم شما را به خداوند بزرگ مي سپارم ،هرچند نمي توانم از برخي تصميم گيرندگان محترم گله مند نباشم كه باعث مي شوند حجم عظيمي از مراجعات در چند ماه پاياني سال و همزمان با تشديد آلودگي هوا به مراكز معاينه فني مراجعه نمايند كه اين امر بالطبع زحمت بيشتر شما همكاران خوبم را نيز موجب مي شود .
اگر ریا نشود چون امکان دیگری برای اطلاع رسانی ندارم از این وبلاگ که می دانم خوانندگانی از دانشویانم دارد استفاده کنم و نکته ای به دانشجویان عزیزم بگویم.آنهایی که هفته گذشته نیامدند با اجازه غیبت می خورند چون استاد دیگری جایگزین من در کلاس حضور داشت.این هفته هم کلاس تشکیل می شود و آقای مهندس مقدم این جلسه در کلاس حضور خواهند داشت. خواهش می کنم سقف سه جلسه غیبت در طول یک ترم را همیشه در ذهن داشته باشید.راستی ساعت به وقت محلی اینحا ۱۰:۳۲ دقیقه شب است.
چند روز قبل از طریق دوستانم متوجه شدم جناب صدوق مدیر کل قبلی محیط زیست استان تهران به عنوان معاون محیط زیست طبیعی جناب محمدی زاده رییس جدید سازمان محیط زیست که از قضا از همکاران قبلی و خوب ما در شهرداری تهران هم محسوب می شدند انتخاب شده اند.خبر خوبی است.قبلا در مورد شایعه انتخاب ایشان به عنوان رییس سازمان محیط زیست در جایی نوشته بودم:
"همین حد بگویم اگر معجزه صدوق اتفاق بیفتد در کار کردن ایشان با آقای ریس جمهور، سه ماه اول ریاستش یا وی از دست رییس جمهوری سکته می کنند یا آقای رییس جمهور از دست ایشان!
"
الان هم که ایشان معاون معاون رییس جمهوری در محیط زیست طبیعی شده اند امیدوارم آن میزان سختی که به عنوان نفر اول برایشان پیش بینی کرده بودم حالا به عنوان نفر دوم برایشان آنقدر سخت نباشد. از جناب محمدی زاده هم می خواهم کمتر دوست عزیز ما را با استرس و فشار مواجه کنند.کمتر در هیئت دولت و لابی های پس از جلسات با وزراء محترم قول زمین در مناطق حفاظت شده و یا موافقت با ایجاد پالایشگاه و پتروشیمی و دهها صنعت مخرب بدون مطالعه را بدهند....! اگر هم این قولها را خدای نکرده دادند از الان بگویم روی همکاری جناب دکتر صدوق حساب نکنند....! از ما گفتن بود، خود دانید....!
در وبلاگ گوزن زرد نویسنده اقدام بامزه ای کرده و در آخرین مطلب خویش سایت babyanimalz را معرفی کرده اند که دیدنش را حتما توصیه می کنم.وقتی تصاویر این سایت را می دیدم با خودم فکر می کردم چرا بعضی از انسانها آنقدر مغرور و خودخواه هستند که برای آن دسته از موجوداتی که به قول خانم واعظ جوادی آملی رییس سابق سازمان محیط زیست خداوند از برهان لطف خویش به آنها حیات بخشیده هیچ ارزشی قائل نیستند و آنها را به خاک و خون می کشند.این موجودات می توانند انسانهای بیگناهی باشند که با دکترین کنترل انرژی در جهان به خاک و خون کشیده می شوند، می توانند درختهای منطقه حفاظت شده دنا و هزاران نقطه دیگر باشند و می توانند حیات وحش غنی و مهربان کشورمان باشند و یا می توانند حیواناتی باشند که می خواهیم از پوست آنها برای خود مایه مباهات بسازیم .هر چه هست جانی است که ستانده می شود.یک پای ماجرا انسانهایی آزمند و به قول جناب درویش انسانهای زیان کار هستند و یک پای دیگر پروردگاری بخشنده و صبور است. به نظر شما این معادله نا برابر تا کی ادامه می یابد؟ چگونه می شود که برخی مواقع انسان از اشرف مخلوقات بودن به این درجه از تنزل سوق پیدا می کند و در درون خویش البته به آن فخر هم می ورزد؟
لطفا به این چند تصویر نگاه کنید.آیا جنگ و نابودی و تخریب زمین را می پسندیم یا دلنوازی یک نگاه به یک شاهکار خلقت و شادی و آرامش کودکان کره خاکی را؟!