تبليغاتX
آوای سبز

آوای سبز

نام وبلاگ شخصی ام (آوای سبز) نامی است که با آن سبز بودن و سبز اندیشیدن را آموختم...

شعر معروف یادم آید همی!!

این مطلب از روزنامه وطن امروز جناب بذرپاش در مورد قصه جلسه سه جانبه را خطاب به جناب کروبی  می خواندم.یک بیت شعر معروف یادم آمد همی !!

گر حکم شود که مست گیرند... در شهر هر آنچه هست گیرند

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 15:27  توسط وحید نوروزی  | 

دل شوریده

ديوانه را طريقه‌ي عاقل پسند نيست
دلداده را ز تير ملامت گزند نيست
 
آنرا که دل مقيد و پا در کمند نيست
از درد ما چه فکر وز احوال ما چه باک
 
رغبت به نوشدارو و حاجت به قند نيست
فرهاد را که با دل شيرين تعلقست
 
جان برفشان به ذوق که جاي سپند نيست
هرجا که آتش غم دلدار شعله زد
 
بيچاره را نصيحت ما سودمند نيست
بس کن عبيد با دل شوريده داوري
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 16:0  توسط وحید نوروزی  | 

شرایط سخت این روزها

این روزها بسیار سخت می گذرد.حجم کارهایم که به شدت افزایش پیدا کرده برایم اهمیتی ندارد آنچه که مهم است تلاش برای تصمیم سازی عادلانه و منصفانه در مورد همکارانم است.گذشت زمان اثبات خواهد کرد آیا من به وظایفم خوب عمل کردم یا در حق همکارانم ظلم کردم.تلاش می کنم خاطره خوبی از خود به جا بگذارم که هم رضای خالق باشد و هم رضای مخلوق! امیدوارم...امیدوارم...

اما چند بیت شعر بی ارتباط با موضوع این پست:

گرگ‌ها خوب بدانند در این ایل غریب
گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
آب اگر نیست، نترسید که در قافله‌مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 17:51  توسط وحید نوروزی  | 

خط کش محیط زیستی من!

اخیرا دهها کامنت خصوصی و عمومی داشتم که چرا راجع به مسائل سیاسی اخیر چیزی نمی نویسم.چرا از کشته شدن افراد در درگیریهای خیابانی حرفی نمی نویسم.چرا راجع به راهپیمایی و تظاهرات سبز مطلبی نمی نویسم.پاسخ آن صریح و روشن است.من افکار شخصی ام را در مورد انتخابات به صراحت نوشتم.حتی رای خود را هم اعلام کردم به این امید که شاید با آمدن جناب میرحسین اتفاقی در محیط زیست کشورم بیفتد.من به سازمان محیط زیست دولت فعلی و سیاستهای ضد محیط زیستی آن انتقاد جدی دارم و خیلی صریح در وبلاگم و صدها مصاحبه خبری بیان کرده ام و باکی هم ندارم ولی اصلا تمایل ندارم وارد فاز سیاسی آن شوم.هر دولتی با هر گرایشی سر کار بیاید خط کش من محیط زیست خواهد بود.هوای پاک و سالم خواهدبود.این عین حقیقت است که همه انسانها حق انتخاب دارند و من محیط زیست را انتخاب کرده ام و تا آخر عمرم هم فقط راجع به محیط زیست سخن خواهم گفت.اگر دولت جناب میر حسین هم تشکیل می شد و بخش محیط زیستی آن ضعیف عمل می کرد بدون شک منتقد آن هم بودم همچنانکه منتقد جدی بخش محیط زیستی دولت آقای احمدی نژاد هستم.به اتفاق تعدادی از دوستان هم در حال تلاش برای راه اندازی اولین حزب محیط زیست و توسعه پایدار هستیم تا بتوانیم نقشی هر چند کوچک در بهبود وضع محیط زیست کشورمان داشته باشیم.خط کش من برای نقد و تجزیه تحلیل دولتها عمدتا محیط زیستی است.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 20:50  توسط وحید نوروزی  | 

به کجا چنین شتابان؟!

این روزها همه چیز فراموش شده است. برخی دنبال پس گرفتن رای خود هستند و برخی هم تمایلی به این امر ندارند! سه ماه است که کمیته اجرایی کاهش آلودگی هوای تهران به دلیل درگیر بودن آقای استاندار در بحث انتخابات تشکیل نشده است.هر چند موضوع را تلفنی به معاون سازمان محیط زیست گفتم اما مشخص بود که ایشان از اینکه از شر آلودگی هوا خلاص شده اند بی نهایت خوشحال هستند. آقایان و خانم ها هوای پاک هر روز بیشتر از روز قبل از ما فاصله می گیرد.خطر جدی است.چرا کسی باور نمی کند؟ سه ماه دیگر تابستان تمام می شود و همان آش و همان کاسه!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 16:6  توسط وحید نوروزی  | 

آلاینده مهم بنزن

 

بنزن (C6H6) يكي از مهمترين آلاينده هاي هوا محسوب مي شود كه دهها اثر حاد و مزمن بر روي بدن داشته و علاوه بر آن موجب اختلالات تناسلي و رشد و سرطانزايي مي شود.جالب است كه خيلي ها اين آلاينده را نمي شناسند و فقط نگران آلاينده هاي ابتدايي قرن بيست و يكم يعني منوكسيد كربن و هيدرو كربنهاي خام هستند.اخبار مهم و قابل توجهی از اين آلاينده را به زودي از طريق رسانه هاي گروهي به اطلاع مردم خوب كشورمان خواهم رساند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 10:56  توسط وحید نوروزی  | 

رای من !

رای من جناب آقای میر حسین موسوی خواهد بود.افتخار دارم که آن را در وبلاگم اعلام نمایم.در حقیقت رای تمام سبزها ایشان خواهد بود تا شاید روزنه ای از نجات در محیط زیست کشور دیده شود...شاید!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 16:54  توسط وحید نوروزی  | 

سیه روی

تا سيه‌روي شود هركه در او غش باشد .....................
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 15:6  توسط وحید نوروزی  | 

باخت سنگین کره شمالی مقابل ایران!

برادری فرموده اند: دیروز ایران با نتیجه ۵ بر صفر کره شمالی را شکست داد.اسنادش هم موجود است!  (اینجا را هم ببینید)
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 12:29  توسط وحید نوروزی  | 

ادب مرد به ز دولت اوست!

از روز چهارشنبه تا دیشب را سفر بودم.دسترسی به تلویزیون هم نداشتم که مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری را ببینم.فقط از پیامک هایی که برایم رسید متوجه عمق فاجعه شده و فهمیدم در مناظره تلویزیونی جناب میر حسین موسوی نخست وزیر محبوب دوران دفاع مقدس و دکتر احمدی نژاد اخلاق فدای رقابت سیاسی شده است.  امروز ۶ صبح که جلسه داشتم و اول صبح به طرف محل کارم می رفتم ماشین شورلت خوش رنگی که راننده اش فردی مسن با ظاهر بسیار مرتب و کراوات پهن خوش رنگ به سبک ۴۰ سال قبل بود از کنارم رد شد.پشت شیشه ماشین با خط نستعلیق درشت نوشته شده بود: ادب مرد به ز دولت اوست........تا لحظه نگارش این پست هم بیش از ۳۷ پیامک مختلف در مورد عدم رعایت نکات اخلاقی در مناظره مذکور دریافت کردم. واقعا از اینکه می بینم مردم ما چقدر نکته بین و ظریف هستند به خودم می بالم....

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 12:50  توسط وحید نوروزی  | 

محیط زیست و انتخابات ریاست جمهوری

این روزها در حدی که در رسانه های نوشتاری و برنامه های تلویزیونی برنامه های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری را تعقیب می کنم چیزی از محیط زیست ندیده ام.شاید خیال باطلی باشد که در این شرایط بسیار حساس انتظار داشته باشیم از تخریب محیط زیست و حفاظت از جنگلها و گونه های حیات وحش سخنی بشنویم.شاید هم شبیه طنز باشد!!

نکته: یک روز بعد از نوشتن این پست ، دوست ناشناسی برایم کامنت گذاشته و به دیدن این خبر دعوت نمودند.ممنون!

این خبر را هم ببینید!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:13  توسط وحید نوروزی  | 

سفر

برای سفری چند روزه عازم شهر استانبول در ترکیه هستم در نتیجه چند روزی امکان به روز کردن مطالب را نخواهم داشت ....
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:13  توسط وحید نوروزی  | 

تونل توحید

امروز طبق دعوت قبلی از ساعت ۶ صبح در محل کارگاه تونل توحید بازدید کردیم.بازدید مفصل ۳ ساعته واقعا دلچسب و غرور آفرین بود.شرایط کار در تونل برای کارگران و متخصصان آن بسیار سخت به نظر می رسید اما با تلاش وصف ناشدنی مشغول کار بودند تا مهر ماه تونل را به بهره برداری برسانند.خدا قوت صمیمانه به تمام این عزیزان می گویم.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 15:33  توسط وحید نوروزی  | 

هوای آغشته به مه

هوای آغشته به مه

انار آغشته به هفته و ماه را

برای تو به خانه می‌آورم

کدام را ترجیح داری و کدام را دوست داری

چه باک اگر به تو بگویم:

من مرده‌ام

به دستانت نگاه کن

هنوز لکه‌ای جوهر بر انگشتان داری

که طی همه‌ی این سال‌ها پاک نشده است

همه‌ی زخم‌های من که از سالیان جراحت یافته‌اند

کنار فنجان گرم چای تو التیام می‌پذیرند

دیگر صفت صبوری را دوست ندارم

می‌خواهم به دریا بریزم

دریا دور و من ناتوان از رسیدن به دریا

کوچه‌ات آرام و رنگ پریده بود

تو به من گیلاسی کال تعارف کردی

هنگامی که گیلاس رسیده شد

من دیگر پیر بودم

نمی‌خواستم پیری را باور کنم

چون تو هنوز

در انتهای کوچه‌ی آرام و رنگ پریده

این بار گیلاس رسیده را به من هدیه کن.

این عکس من رو به یاد کوچه باغ های زیبای ابراهیم اباد می اندازد . کوچه باغ هایی که اگر دست همت برخی پیرمردان از آن برداشته شود دیگر آثاری از آن ها نخواهد ماند

پی نوشت: حتما عجیب است که به جای مسائل زیست محیطی و اجتماعی فقط شعر گذاشته ام...امروز دلم می خواهد خودم باشم...!!!فقط خودم!!! من !!! من!!!

 ضمنا این شعر از مجموعه شعرهای احمدرضا احمدی است (اینجا)

                                             

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 10:19  توسط وحید نوروزی  | 

ما شاا... ما شا... ما شاا... به هوشش!!

 
 
 
 
 
معاون سازمان محيط زيست در گفت‌و‌گو با فارس:
رعايت استانداردهاي ميز و صندلي در ادارات اجباري شد

 

مطالب بالا تیتر مصاحبه معاون رییس سازمان محیط زیست کشور با خبر گزاری فارس است . آن را  بخوانید (اینجا)  و بعد انتخاب کنید به  کدام یک (مصاحبه شونده یا مصاحبه کننده)  می گویید؟

 ما شاا... ما شاا...  ،   ما شاا... به هوشش!!

ما شا... ماشاا...    ،  ماشاا...به تیترش!!!

 بازتاب خبر با مزه فارس را در روزنامه اعتماد ببینید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 14:59  توسط وحید نوروزی  | 

نشست غیر خبری و دهها حاشیه

هفته گذشته دعوتنامه ای برای خبرنگاران رسانه های گروهی ارسال شد و از ایشان برای یک نشست غیر خبری دعوت شد.طبیعی است که  جماعت خبرنگار را برای نشست غیر خبری دعوت کردن تا حدودی عجیب و سئوال برانگیز بود اما به هر حال اعتقاد دارم انجام فعالیتهای جدید و ابتکاری و خودداری از روشهای سنتی و تکراری در این حوزه برای اصحاب رسانه که اتفاقا بسیار هم جوان و پر انرژی هستند بسیار ضروری و مهم می باشد.دهها مطلب از سوی طرفین مطرح شد و در مجموع فکر می کنم بسیار مفید بود.دوستان شبکه خبر هم علیرغم تاکید بر روی غیر خبری بودن نشست آمدند و برنامه را هم ضبط کردند و امروز در خبر ساعت ۱۳ حدود ۵/۲ دقیقه گزینشی پخش کردند که به هر حال حرف بر روی آن بسیار دارم و به موقع خواهم گفت.امروز با خانم رستگاران مجری خوب و علاقمند به مسائل زیست محیطی در رادیو تهران هم در مورد همین نشست غیر خبری ارتباط تلفنی زنده داشتیم.برایم جالب بود که ایشان گفتند برخی مواقع به وبلاگم سر می زنند و در برنامه زنده رادیویی دوستانه تذکر دادند که وبلاگم را مرتب به روز کنم! ما هم در خواست ایشان را با این مطلب اجابت کردیم !!! (تصاویر نشست غیر خبری را اینجا و چکیده برنامه را  اینجا ببینید) امروز هم طی صحبت با خبرگزاری مهر پیشنهاد دادم کاندیداهای مطرح ریاست جمهوری اگر بخواهند می توانند با حضور در مراکز معاینه فنی برنامه محیط زیست خود را برای کشور و بالاخص پایتخت ارائه کنند (خبرش را  اینجا و اینجا ببینید)

در نهایت آنکه امروز هم سردار رویانیان عزیز که  من را شرمنده کرده و دروغگو خطاب کرده اند(اینجا) گفته اند تردد خودروها بدون برگ معاینه فنی از اول تابستان ممنوع می شود(اینجا) !!!! البته جواب روابط عمومی ما به این ابراز محبت را اینجا می توان دید!

ماجرای مصاحبه یکباره و بدون برنامه قبلی آقای رویانیان را در روزنامه جناب بذرپاش(وطن امروز) و  یادداشت کوتاه من با عنوان تعارف، تبانی و تقصیر را در کنار مصاحبه اختصاصی روزنامه وطن امروز با آقای رویانیان را اینجا ببینید.

به قول مهران مدیری خیلی ممنونم که دهها بار برای اجرای نص صریح قانون مصوب مجلس شورای اسلامی اما و اگر می ید و آخرش هم همان آش و همان کاسه!!!!!!!!!!!

اظهار لطف جناب درویش (مهار بیابانزایی) در مورد اینجانب را هم اینجا ببینید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 20:45  توسط وحید نوروزی  | 

ماجرای سیل احمقانه و رنجنامه یک پدر

در ماه گذشته به دلیل سفر مدتی از اخبار و اینترنت و... دور بودم تا اینکه امروز ماجرای تلخ جان دادن تعدادی از هموطنانمان را در جریان سیل شهر قم خواندم.از صمیم قلب متاسف شدم و بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم(خواند این رنجنامه را حتما توصیه می کنم) به طور اتفاقی وبلاگ جناب درویش را هم که مرور می کردم به مطلب سیل قم، احمقانه ترین سیل در جهان برخورد کردم.انصافا جناب درویش در بحث منابع طبیعی و تهدیدهای ناشی از عملکرد غیر مدبرانه برداشتهای شفاف و روشنی دارند.مطلب ایشان را هم خواندم که آنهم مایه شرمندگی بود. با خودم فکر می کنم اگر من جای آن مدیر یا مدیرانی بودم که به دلیل اشتباه روشن باعث می شدم جان چند نفر انسان گرفته شده و میلیاردها تومان خسارت به کشور و شهرم وارد می شد آیا شبها می توانستم با خیال راحت سر روی بالش بگذارم؟ آیا می توانستم از دیدن خنده های پسر کوچولویم لذت ببرم؟ آیا شادی خانواده ام دیگر برایم معنی دار بود؟ نمی دانم...نمی دانم.....!!!

در همین ارتباط:

یادداشت بعدی جناب درویش را اینجا ببینید...

 
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:20  توسط وحید نوروزی  | 

تجارت با دل!

بعضی وقتها فکر می کنم یک هدیه چقدر می تواند برایمان ارزشمند باشد.دوست عزیزی قبل از عید کتابی به نام "نغمه ایمان" نوشته جک کانفیلد چاپ نشر شهر(۱۳۸۷) را به بهانه عید برایم فرستاد.فرصت مطالعه نداشتم تا اینکه فرصت شد به عنوان یکی از کتابهایی که در سفر حج با خودم برده بردم در زمانهای استراحت در هتل این کتاب را بخوانم.حدود ۱۰۰ داستان کوتاه و آموزنده داشت که واقعا لذت بخش بودند.دوست دارم یکی از آنها را که فوق العاده زیبا بودم اینجا بنویسم:

"کاتی" هفده ساله سرطان داشت.هزینه بیمارستان و شیمی درمانی اش زیاد بود.تصمیم گرفت حیوان دوست داشتنی اش را که بره کوچولوی سفید و بامزه ای بود به بازار برده و بفروشد تا شاید بخشی از این هزینه را تامین کند.جدا شدن از "بره" خیلی سخت بود.اما بزرگ کردنش هزینه داشت و مادرش "جین" بیش از این نمی توانست زیر بار این هزینه ها تاب بیاورد."راجر" مسئول حراج احشام احساس کرد باید هر جور شده به مخاطبان خود بفهماند که وضعیت جسمی "کاتی" خوب نیست.او سعی کرد بهای بره کوچولو را تا جایی که می تواند بالا ببرد.بره ابتدا به قیمت هر کیلو هفت دلار فروخته شد.خریداری پول بیشتری پرداخت و بعد هم بره را برگرداند تا دوباره فروخته شود.این کار تا عصر ادامه پیدا کرد و دهها بار تکرار شد.درآمد حاصل از فروش بره خیلی زیاد شد.مادر "کاتی" فقط فروش دفعه اول را به یاد می آورد چون پس از آن هق هق گریه و صدای جمعیتی که فریاد می زدند: " دوباره دوباره!" به او مجال نداد تا بفهمد "بره" چند بار خرید و فروش شد.

بره کوچولو را ۳۶ بار فروختند و خریدند و آخرین مشتری هم آن را برگرداند.جمع درآمد "کاتی" ۱۶۰۰۰ دلار شد! با این پول می توانست تا مدتها هزینه های درمانی خود را بپردازد و البته هنوز بره مشهورش را هم نزد خو نگهدارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 20:45  توسط وحید نوروزی  | 

آفرین !!!

ایسنا از قول ريس سازمان پزشكي قانوني كشور از افزايش 9/1 درصدي مرگ و مير ناشي از تصادفات رانندگي در سال 1387 در كشور خبر داد. خبرش را اینجا می توان دید.بایستی خدا قوت اساسی به دست اندرکاران و زحمت کشان ذیربط در کاهش آمار تصادفات و کشته های ناشی از تصادفات گفت....آفرین !!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 13:12  توسط وحید نوروزی  | 

وسواس بیش از حد یا حقیقت؟!

امروز اصلا روز خوبی نداشتم.قبل از سفرم حدود اواخر اسفند ماه ، انجام کار نمایشگاهی مرتبط با معاینه فنی خودرو را به یکی از همکاران سپرده  و اختیار تام هم از نظر هزینه و امکانات به ایشان داده بودم. حتی حدود یک هفته ای که از سفر برگشته بودم تعمدا هیچ بازدید و دخالتی در طراحی نمایشگاه نکردم تا واقعیت تفویض اختیار و دیدن نتایج کار را معنا کرده باشم!   متاسفانه در افتتاحیه امروز بخشی از کار به دلیل بدقولی سازنده ماکت در غرفه حاضر نشد و بخش دیگر هم از نظر من بسیار ضعیف و بد انجام شده بود.در حدی که هنگام بازدید رییس مجلس و شهردار تهران از نمایشگاه اصلا رغبتی برای بازدید ایشان از غرفه معاینه فنی خودرو را نداشتم.البته برخی از دوستان از عصبانیت شدید من و ترک نمایشگاه به وسواس بیش از حد و تحت تاثیر دیگران قرار گرفتن یاد کردند ولی از نظر خودم عین حقیقت است که کار باید به بهترین نحو انجام شود.من اصلا معنی کار ضعیف علیرغم وجود زمان و بودجه را نمی فهمم.اصلا چرا باید کار با ایراد و اشکال انجام شود در حالی که می توان آن را به نحو مطلوبتری انجام داد؟! امروز من واقعا از صمیم قلب ناراحت بودم.........شاید هم این مطالب را نوشتم تا کمی آرامش پیدا کنم!! نمی دانم...شاید.....

بدون ربط:  دلايل حمايت قاليباف از نامزدي احمدي‌نژاد را هم ببینید!!

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 19:54  توسط وحید نوروزی  | 

امان از بی تدبیری !

 چند روزی بود از زیارت خانه خدا برگشته بودم ولی حس نوشتن نداشتم.قصد ندارم از حال و هوای مکه و مدینه بنویسم که هر چه بوده بین من و خدای من بوده است.انشاءا... که قبول افتد..

اتفاقاتی که دو سه هفته اخیر در فوتبال ایران اتفاق افتاد آنقدر زشت و شرم آور بود که واقعا جز سرافکندگی برای ما چیزی به همراه نداشت.علیرغم آنکه من فوتبالی نیستم ولی اتفاقات اخیر را اصلا نپسندیدم و دلیل آن را جز بی تدبیری چیز دیگری نمی دانم. مطالب زیر بخشی از یادداشت سردبیر سایت خبری عصر ایران است که حرف دل من هم هست و من به آنها اکتفا می کنم:

...........خودمان را فریب ندهیم، همه آنها، تماشاگرند و هیچ کدام شان از کره مریخ به استادیوم های ما نمی آیند. آنها، جوانان همین مملکت اند و کارهایی که می کنند و ناسزاهایی که دهانشان در جمع یکصد هزار نفری بدان باز می شود، همه و همه بی هیچ تعارفی، آینه ای از فرهنگ و مدنیت جوانان ایران و یا لااقل بخش مهمی از آنهاست و نشان می دهد بعد از این همه ادعاهای پر طمطراق، چه نسلی در این کشور تربیت شده است و البته، نشان از بسیاری از مسایل دیگر دارد که از جمله می توان به فقدان سازوکارهایی برای تخلیه روحی و جسمی جوانان اشاره کرد که بناگاه در استادیوم ها و البته فقط برای ساعاتی، منفجر می شود ولو اینکه باعث شود جو استادیوم ها به گونه ای باشد که بسیاری از پدران نتوانند کودکان و نوجوانان شان را با خود به استادیوم ببرند و بماند حضور بانوان در این فضاها!

مخلص کلام آنکه تا اوضاع بدین منوال است، ساختار فوتبال ایران، تنها کارخانه ای برای تولید بی مسوولیتی، گستاخی و غرور، حرمت شکنی و فحاشی و البته موسسه ای برای حیف و میل پول های مردم ایران است و در چنین فضایی، روز به روز فوتبال مان نیز تضعیف می شود تا روزی که فرا برسد که اگر تیم مالدیو را هم بردیم، کلی سرحال بیاییم.

فوتبال ایران، یک تحول بزرگ و ساختاری می خواهد البته اگر دلالان و کارچاق کن هایی که به دنبال بوی پول به مستطیل سبز رسیده اند بگذارند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:53  توسط وحید نوروزی  | 

خدا نگهدار !

لَبَّيْكَ اللّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ»

«اِنَّ الْحَمدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلكَ لاشريكَ لَكَ لَبَّيْكَ».

در چند ماه گذشته آنقدر خسته شدم که هیچ آرامشی بهتر از زیارت خانه خدا را نتوانستم پیدا کنم. به اتفاق همسرم عازم سفر حج هستم.انشاءا... پس از برگشت مجددا در وبلاگ آوای سبز در خدمت شما خواهم بود.

طواف حج

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 12:34  توسط وحید نوروزی  | 

مسئولیت جان ما با کیست؟!

حتما از طریق اخبار متوجه شدید که راننده اتوبوس مسافربری به خاطر نقص فنی در سیستم ترمز موجب کشته شدن بیش از ۱۸ نفر و زخمی شدن حدود ۲۳ نفر از هموطنانمان شد.سردار رویانیان هم در مصاحبه ای حزن آور( اینجا) به چند مورد تصادف اشاره کرده اند و وامصیبتا سر داده اند! به هر حال وقتی ما سخن از معاینه فنی مکانیزه می کنیم حداقل معنی اش در مورد خودروهای مسافربری و سنگین آن است که سیستم ایمنی و تعلیق خودرو با دستگاههای پیشرفته و دقیق باید کنترل شود تا پس از آن اجازه حرکت داده شود.در ترمینالها فردی به نام مدیر فنی وجود دارد که سلامت فنی خودرو را با چشمهای مبارک شان کنترل می کنند و تاییدیه ایمنی خودرو را امضا می کنند.نتیجه اش همین قبیل تصادفات می شود.ما از کجا می دانیم یکی از این نفراتی که در این تصادف کشته شده قرار نبود یک روز پروفسور حسابی شود؟ از کجا می دانیم این فرد شاید نوجوانی بوده که قرار بود به دانشمند بزرگی تبدیل شود که سرنوشت یک کشور را تغییر دهد....جواب این کشته ها را کدام مسئولی می دهد؟ آیا آن مقامی که ۱۰۰ درصد عامل تصادفات را انسان می داند الان می تواند پاسخگو باشد؟ آن مقامی که برای تعطیلات عید نداشتن معاینه فنی را مباح اعلام می کند می توان پاسخگو باشد؟ آن مدیر فنی که به یک نگاه (!) سلامت خودرو را تایید و امضا کرده می تواند پاسخگو باشد؟ سیستم خدمات پس از فروش و تعمیرگاهی ما می تواند پاسخگو باشد؟!

این راننده و راننده های مشابه خودروهای سنگین متاسفانه عمدتا خود را در علم مکانیک و تعمیر خودرو همه فن حریف می دانند و برای همین علیرغم اطلاع از نقص سیستم ترمز و دستکاری مختصر به حرکت خود ادامه می دهد..قبلا جایی گفتم بخش قابل توجهی از اوستاهای تعمیرگاهها که متاسفانه ما همیشه قبل از سفر خودروی خویش را به آنها می سپاریم تا بازدید فنی انجام دهند در نوجوانی افراد بازیگوش و کم استعدادی بودند که به دلیل تجدیدی های مکرر و مردودی های پی در پی برای تنیبه شدن و دانستن اینکه یک لقمه نان چه طوری در می آید با سیلی پدر جذب چال سرویسها شده و در بدترین شرایط کاری پس از ۳-۲ سال خودشان مغازه ای اجاره می کنند و اوستای ما می شوند که ما قربان صدقه شان می رویم تا سلامت ماشین ما را کنترل کنند......

جاده‌هاي ايران با استاندارد جهاني فاصله زيادي دارند را هم ببینید.......

بگذریم...........یا علی مدد

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 18:41  توسط وحید نوروزی  | 

کشته های تصادفات جاده ای این بار از نگاهی متفاوت!

چندین سال بود که دکتر سیامک معطری مدیر عامل وقت جبهه سبز ایران را ندیده بودم.ایشان برای تدارک زمینه های تحقیق تز دکترای بهداشت بین المللی خود در دانشگاه بوستون آمریکا به ایران آمده اند و محبت کردند سری هم به من زدند.موضوع پایان نامه شان برنامه ریزی مشارکتی جامعه محور برای کنترل حوادث ترافیکی در شهرستان بروجرد انتخاب شده بود.در تعریف مسئله پیشنهاد پروژه ایشان آمده است:

گزارش ملی بار بیماری ها و آسیب ها در ایران در سال ۱۳۸۵ نشان می دهد حوادث ترافیکی در ایران به عنوان نخستین مشکل سلامتی سالانه بیش از ۲/۱ میلیون سال عمر به هدر می رود.گزارش سال ۱۳۸۷ دانشگاه هاروارد در خصوص وضع موجود حوادث ترافیکی در ایران و جهان ادعا می کند که ایران با ۴۴ مرگ در ۱۰۰ هزار نفر جمعیت بالاترین میزان های مرگ و میر در حوادث ترافیکی دنیا را دارد.متاسفانه پیش بینی می شود تا سال ۲۰۲۰ حوادث ترافیکی در میان دلایل اصلی مرگ و میر در دنیا ، سومین عامل مرگ و میر باشند.

جالب است که بر اساس همان گزارش ملی، بار اقتصادی  ناشی از حوادث جاده ای تا میزان ۴ درصد تولید ناخالص ملی برآورد می شود که بدون انجام مداخلات موثر این بار افزایش خواهد یافت.

این آمار و ارقام واقعا نگران کننده است.الان که این پست را می نوشتم یکی از دوستان خبرنگار برای تبریک عید آمدند.آمار را که برایش خواندم بسیار متاسف و متعجب شد.چون خود ایشان با راهور ناجا ارتباطات خوبی دارند ولی این آمار را هیچ وقت ندیده بودند که البته حتما عینا به سردار رویانیان عزیز هم منتقل خواهند کرد. باشد که این گونه آمار نگران کننده ما را به خود آورد و یا حداقل عین وزیر محترم راه نباشیم که ۱۰۰ درصد عوامل تصادفات را به گردن راننده بیندازیم و خودمان را و وجدانمان را خلاص کنیم و بگوییم می خواستند حواسشان را جمع کنند تا تصادف نکنند و نمیرند...به قول برادران عرب: خلاص!

آخرش هم به قول کلاه قرمزی: تولد ِ عيد شما مبارك!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 15:18  توسط وحید نوروزی  | 

‌من اظهار نظر نمي‌كنم!

اینجا را ببینید  و تعلیق 15 روزه قانون توسط سردار رویانیان را هم ببینید.ضمنا عیدتان هم مبارک.اگر عمری بود در ایام عید یکی دو پست می نویسم و اگر نبود به دلیل آنکه از روز ۱۴ فروردین به مدت دو هفته در سفر خواهم بود احتمالا از اول اردیبهشت ماه در خدمت خوانندگان وبلاگ آوای سبز خواهم بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 18:40  توسط وحید نوروزی  | 

جاده های مرگ و پرتقال فروش !!

امروز مصاحبه ای از آقای رویانیان دیدم.ایشان اسامی جاده های مرگ کشور را اعلام کرده اند و گفته اند:محورهاي سمنان – شاهرود - سبزوار، ساوه - همدان، جيرفت - بندر عباس، آزاد راه اميركبير اصفهان، 35 كيلومتري كاشان از سمت اصفهان و 15 كيلومتري قم جاده‌هاي مرگ در كشور هستند كه در نوروز پارسال بيشترين كشته‌هاي تصادفات را به خود اختصاص داده بودند. 

یاد صحبتهای آقای بهبهانی وزیر  راه افتادم که گفته اند ۱۰۰ درصد عامل تصادفات عامل انسانی هستند!

چه چیزهای جالبی آدم می شنود! ولی به هر حال کماکان باید دنبال پرتقال فروش گشت!!! اگر پیدا کردید به من هم نشانی اش را بگویید.....لطفا

نکته۱ : پاسخ با مزه رییس محترم مجلس به نامه رییس محترم جمهوری را اینجا ببینید.مخصوصا چند خط آخر نامه که نوشته اند:

نمونه هفتم: مربوط به آخرين اعتراض حضرتعالي است كه بيشتر به طنز شباهت دارد؛ اعلام فرموديد بودجه دولت تقسيم بر كارمندان 20 ميليون تومان و بودجه مجلس را بر عدد نامعلومي تقسيم كرده (شايد تعداد نمايندگان) و به 240 ميليون تومان رسيده‌ايد در حاليكه بودجه دولت تقسيم بر وزراء، ‌5000 ميليارد تومان و بودجه مجلس تقسيم بر كاركنان مجلس تنها سي ميليون تومان است.

يعني مقسم شما بايد يك سنخ باشد يا هر دو بودجه به كارمندان و يا هر بودجه به مسئولين (وزرا يا نمايندگان) تقسيم گردد هر چند اصولا اينگونه مباحث به عنوان اخطار در شان آن جايگاهي نمي‌باشد.

آقاي رئيس‌جمهور به خوبي مي‌داند كه كار ملك بر قانونگرايي راست شود و به دلايل پيش گفته نامه شما اقدامي ندارد.

نکته۲:خودروهاي فاقد معاينه فني در ايام نوروز متوقف مي‌شوند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 14:19  توسط وحید نوروزی  | 

آقای وزیر راه کمی علمی تر سخن بگویید!

امروز خبری به نقل از دکتر حمید بهبهانی وزیر ۶۸ ساله راه و ترابری خواندم.ایشان فرموده اند همه عامل تصادف عامل انساني است و همچنین گفته اند اصلا نبايد در جاده‌هاي كشور گاردريل نصب شود! ( اینجا)

انتظاری که از حمید بهبهانی دارای مدرک دکترای ترافیک می رود آن است که از حرفهای غیر فنی و علمی خودداری کند و به سبک رایج برخی از مدیران ارشد دولتی سخن نگوید.ما وقتی می گوییم چون راه و خودروی ما استاندارد نیست و تمام تقصیرها را گردن عامل انسانی می اندازیم در حقیقت سر خود را زیر برف فرو برده و احساس می کنیم دیگران ما را نمی بینند! ایشان حتما می دانند که حتی در مورد سهم ۷۰ درصدی عامل انسانی به شدت شک و شبهه وجود دارد و این عدد کارشناسی و صد در صد مورد تایید نمی باشد چه برسد به آنکه سهم ۷۰ درصدی را به صورت انتحاری به ۱۰۰ درصد برسانیم.در این باره مطالب من را حدود ۲۰ روز قبل اینجا ببینید. البته جالب است سردار رویانیان در همان جلسه جواب محکم وبامزه ای به ایشان داده اند و گفته اند:حدود 2 هزار نقطه حادثه‌خيز در كشور داريم كه تلاش مي‌شود هر سال تعدادي از اين نقاط اصلاح شود ولس فرسايش راهها موجب مي‌شود همه ساله نقاط جديدي به اين تعداد اضافه شود(مسئولش وزارت راه نیست!!)

وي در عين حال تصريح كرد: از نظر پليس 3 عامل انسان، راه و وسيله نقليه در شكل‌گيري تصاف دخيلند.

سردار رويانيان با اشاره به اين كه برخي راه‌هاي كشور بسيار قديمي هستند و از استاندارد پاييني برخوردارند (مسئولش وزارت راه نیست!!)، گفت: راههاي جديد از استانداردهاي بالاتري برخوردارند!

البته دکتر بهبهانی قبلا هم اظهار نظر بامزه دیگری در مورد استاندارد راهها داشتند و فرموده بودند: جاده‌هاي ما حتي جاده‌هاي روستايي هم استاندارد است! (اینجا)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 13:3  توسط وحید نوروزی  | 

30 شخصیت برتر محیط زیست کشور

امروز صبح مراسم تجلیل از ۳۰ شخصیت برتر زیست محیطی توسط شهرداری تهران برگزار شد (تصاویر و خبر آن را ببینید) برگزارکنندگان این مراسم و در حقیقت داوران آن از دانشگاه تهران،دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه آزاد اسلامی بودند.افرادی که به عنوان ۳۰ شخصیت برتر انتخاب شده بودند به ترتیب حروف الفبا به شرح ذیل بودند:

1- شادروان دکتر تقی ابتکار
2- دکتر عبدالله اشتری نخعی
3- محمد علی اینانلو
4- دکتر امرالله آهنی
5- دکتر سهراب بنی سلیمان شیبانی
6- زنده یاد دکتر فرنوش بهرام پور
7- شهید ناصر پیروی(محیط بان)
8- دکتر محمد حسین جزیره ای
9- دکتر ویکتوریا جمالی
10- شادروان دکتر کریم جوانشیر
11- دکتر یوسف حجت
12- جانباز مجرم دلاوری
13- دکتر سید محمود شریعت
14- جانباز کریم شفیقی
15- مهندس فریبرز شکرایی
16- مهندس هوشنگ ضیایی
17- زنده یاد یوسف علی پور
18- دکتر منصور غیاث الدین
19- مهندس بیژن فرهنگ دره شوری
20- مهندس رمضانعلی قائمی
21- دکتر عبدالرضا کرباسی
22- دکتر ناصر کرمی
23- دکتر اسماعیل کهرم
24- دکتر مجید مخدوم
25- دکتر مه لقا ملاحی
26- مصطفی میرسلیم
27- اسماعیل میر فخرایی
28- مهندس وحید نوروزی
29- عبدالحسین وهاب زاده
30- دکتر علی یخ کشی

هیئت محترم داوران در حقیقت لطف کرده بودند و اسم من را هم کنار بزرگان گذاشته بودند و چه بسا حتما از من لایق تر خیلی ها بودند.ظاهرا اسم من به دو دلیل در این لیست بود. اول به عنوان موسس اولین تشکل ثبت شده دانشجویی محیط زیستی کشور(آوای سبز) و دوم به خاطر مدیریت ستاد معاینه فنی خودرو که در این ۷ ماه حضورم در مجموعه ستاد معاینه فنی اقدامات مختصری برای کاهش آلودگی هوای تهران انجام دادیم.  این انتخاب و گرفتن لوح از مقام اول پایتخت (جناب دکتر قالیباف) را در حقیقت به تمام دوستان خوبم در تشکل آوای سبز و تمام همکاران زحمت کشم در ستاد معاینه فنی خودرو تبریک می گویم.من در حقیقت نماینده هزاران نفر از این عزیزان بودم که لوح تقدیر و نشان یادبود را به نمایندگی از آنها گرفتم.به هر حال از اظهار لطف همه ممنونم.هدیه جناب شهردار به هر یک از ۳۰ نفر  که شامل هزینه بلیط هواپیما رفت و برگشت به مشهد مقدس و نیز هتل محل اقامت برای سه نفر از اعضای خانواده بود را در روی سن به موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان اهدا نمودم و در خواست کردم یکی از پدر و مادرهایی که فرزند دلبندشان به دلیل سرطان خون یا دستگاه تنفسی تحت حمایت این موسسه هستند با فرزند بیمارشان به جای من و خانواده ام عازم مشهد مقدس شوند.این بیماری ارتباط مستقیم با آلودگی هوا دارد و شاید من به عنوان یک شهروند به اندازه یک قسمت در میلیارد در بیمار شدن آن کودک و دهها کودک مشابه دیگر سهم داشته ام.ما انسانها به خودمان اجازه می دهیم شهر را آلوده کنیم، کودکان و پرندگان شهر از دست ما آرامش ندارند.به هیچ جنبنده ای رحم نمی کنیم، روزانه ۸ هزار تن زباله تولید می کنیم و در حق طبیعت ظلم می کنیم.به راستی ما به کجا می رویم؟!!! به کجا می رویم؟!!!!

این دفعه با ربط:

نگاه وبلاگهای روشنک شهبازی،عباس محمدی،صدرا،سرباز زمین،آزاده نوازی،شین الف شریفی،نادر الحکما دواساز، فاش نیوز،سام خسروی فرد و خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران را به این مراسم ببینید و بیانیه هیئت داوران را اینجا ببینید

یه کوچولو هم بی ربط:

نگاه بسیار متفاوت دو خبرگزاری معتبر کشور به آخرین جلسه کمیته اجرایی کاهش آلودگی هوای تهران را که به میزبانی ما تشکیل شد اینجا و اینجا ببینید و گزارش غیر منصفانه و انتقادی دیگری از خبرگزاری فارس در مورد معاینه فنی را با عنوان كارنامه معاينه فني در دستان اتول‌سواران تهراني‌ اینجا ببینید

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 18:41  توسط وحید نوروزی  | 

نقش دخترها در تثبیت نام خانوادگی

هیچ وقت عکس العمل خودم را در  لحظه ای که اولین بار موقع سونوگرافی همسرم متوجه شدم فرزندی که در انتظارش هستیم پسر است فراموش نمی کنم.خداوند را شاهد می گیرم که برای من جز سلامتی هیچ چیز دیگری مطرح نبود اما برای همسرم خیلی مهم بود که فرزندمان دختر باشد(هر چند الان یک تار موی باربد را به هزاران دختر نمی دهد)....منظورم از یادآوری این خاطره به این نکته بر می گردد که  برعکس نظر عوام الزاما این پسر نیست که موجب می شود نام پدر همواره در اوج بماند و در حقیقت جنسیت هیچ ارتباطی به تثبیت نام و نام خانوادگی و اعتبار آبا و اجدادی ندارد. خانم دکتر معصومه ابتکار از جمله دخترهایی هستند که در واقع توانسته اند دین خود را در برابر پدر ادا کنند...من نمی دانم ایشان برادر دارند یا خیر ولی می دانم که هر کسی در جامعه محیط زیست ایران نام مرحوم دکتر تقی ابتکار را می شنود بلافاصله به یاد معصومه ابتکار می افتد...این را هم اضافه کنم بیش از ۱۱ سال است خانم ابتکار را می شناسم و برخی مواقع هم بالاخص در زمان صدارت ایشان در سازمان محیط زیست از جمله منتقدان وی بوده ام اما انصافا اینگونه فعالیتهای ایشان را بسیار می پسندم...ضمنا مزید اطلاع امسال با اصرار برخی از دوستان برای گرفتن جایزه مرحوم ابتکار کاندید شده ام اما مثل روز می دانم که به دلایل مختلفی که در نزد خود دارم اگر این کار را نمی کردم شاید بهتر بود... حدس اینکه حداقل در مورد من چه اتفاقی می افتد خیلی سخت نیست!! به هر حال همین که چنین جوایزی وجود دارند و موجب می شوند محیط زیست به ورطه فراموشی سپرده نشود خود جای تقدیر و شکرگزاری دارد.....خداوند روح مرحوم دکتر تقی ابتکار را قرین رحمت و شادی نماید....الهی آمین

بدون ربط:آیین نامه اجرایی کاهش آلودگی هوای کلانشهرهای کشور بعد از ۴ سال تاخیر ابلاغ شد.ظاهرا به جز من و حیدرزاده و رشیدی کسی وجود ندارد که عطسه ای یا سرفه ای نماید....اظهارات ما را در اینجا و متن آیین نامه جنجالی را هم  اینجا ببینید....بعدش هم پیدا کنید پرتقال فروش را ....!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 17:56  توسط وحید نوروزی  | 

به بهانه تولد هادی حیدرزاده

دوشنبه شب به دعوت همسر دوست خوبم جناب حیدرزاده برای جشن تولد مهمان منزل ایشان بودیم.ایشان با خوش ذوقی ترتیبی داده بودند که جناب حیدرزاده در جریان مهمانی تولدشان قرار نگیرند و غافلگیر شوند.شب خوبی بود مخصوصا که تعدادی از دوستان قدیمی را دوباره دیدم. باربد هم با دختر کوچولوی یکساله ای به نام ترانه مشغول بازی و ایجاد ارتباط با فرهنگ لغت مخصوص کودکان (دد...نی نی.. بابا...)  بود...چقدر دنیای کودکان زیبا و ساده و بی غل و غش است...ای کاش می توانستیم به آن سالها برگردیم....زمانه آنقدر سریع می گذرد که واقعا به اندازه یک پلک بر هم زدن هم نمی رسد.انگار همین دیروز بود که حدود 12 سال پیش برای هادی حیدرزاده در پارک ملی کویر جشن تولدی گرفتیم که اتفاقا آن موقع هم برای وی غیر منتظره بود.یادم نمی رود کنسرو ماهی و لوبیا و چند تا تخم مرغ و ذرت و.... را با چه وضعیتی مخلوط کردیم و یک شام عجیب و غریب در دل کویر در کاخ بهرام گور(!!) در کنار دو نفر از محیط بانهای زحمتکش و بزرگوار کویر خوردیم.آن شب تا پاسی از صبح بیدار بودیم و شاید کمتر کسی بود که به خودش اجازه می داد سکوت و خلوت افراد را که به ستاره های محشر آسمان کویر خیره شده بودند بشکند.یادش بخیر...یادش بخیر...

مطلب انتقادی سایت تابناک در مورد معاینه فنی خودرو ر ا اینجا ببینید.تا چند روز آینده پاسخ ما را در همان سایت خواهید دید.

بدون ربط: 

 عکس زیر مربوط به دستشویی هواپیمای اختصاصی سلطان برونئی حسن بلقیه است که از طلای خالص دکور شده است.. ثروت وی در هر ثانیه 90یورو افزوده میشود یعنی در هر ساعت 324000 یورو و در هر روز 7776000 یورو ... بهترین و بزرگترین قصر دنیا متعلق به وی می باشد که دارای 1788 اتاق است و با طلا و جواهر تزئین شده اند .عروسی اقازاده سلطان یکی از مجلل ترین عروسی های تاریخ بوده و 24 رهبر دنیا در آن شركت داشتند که بیش از 5 میلیون دلار هم هزینه آن گردید! 

2872.imgcache

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 12:29  توسط وحید نوروزی  |