تبليغاتX
آوای سبز

آوای سبز

آوای سبز نامی است که از سال 1374 بخش زیادی از خاطرات جوانی ام با آن شکل گرفته است.

 

 

همیشه شنیدن این کلمات برام هیجان انگیز بوده. خیلی دوست داشتم که یه روزی من گوینده اونها باشم ، اما حالا که بنا شده جدی جدی اینکار رو انجام بدم ، احساس میکنم قدرت بیان اون رو ندارم، بخصوص این دو کلمه ی اللهم لبیک ........ خیلی سنگینه و هر چی فکرش رو میکنم میبینم از من برنمیاد که بگم اللهم لبیک.......

اگر عمری برام باشه تا چند روز دیگه عازم سرزمین وحی خواهم شد.  شور و شوق دیدار معبود لحظه ای رهایم نمیکند...حس غریبی بر من چیره شده ...حالتی شبیه دلهره و هیجان همراه با استرسی وصف ناپذیر.... 

ای قوم به حج رفته ، کجائید ، کجائید؟

معشوق همین جاست ، بیائید ، بیائید

معشوق تو ، همسایه ی دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما ، در چه هوائید؟

سعی میکنم آنجا اگر امکانش بود مرتبا به روز کنم و از حال و هوای مدینه و مکه بنویسم.

 در همینجا از همه ی دوستان و عزیزانی که به نوعی در این دنیای مجازی خدمتشان ارادت دارم حلالیت می طلبم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:41  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

امروز ظهر میزبان یکی از السابقون السابقون سازمان محیط زیست بودم.شاید تمایل نداشته باشند نامشان را ببرم ولی از اینکه محبت کردند و چند ساعتی با هم گپ زدیم خوشحالم.برخی مسائل برای من روشن شد و برخی موارد را هم من به ایشان توضیح دادم.این گپ چند ساعته آنقدر خوب بود که احساس میکنم سالیان سال است که ایشان را می شناسم......روز خوبی داشتیم....

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:7  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

ضمن اینکه توجه دوستان را به تحلیلی از سایت فردا جلب میکنم این نکته را هم یادآوری می کنم که تیتر مطلب هیچ ربطی به ترانه هیچ خواننده ای ندارد!!
 
فردا نیوز: صحبت های مسئولین دولتی درباره وضعیت معیشت مردم وارد فاز جدیدی شده است.....
 پس از آنکه رحیم مشایی در اظهاراتی استفاده مردم از بنزین سفر را ناشی از فهم آنان توصیف کرده بود، معاون رئیس جمهور هم تعداد سفرهای نوروزی مردم را دلیل بر بهبود وضع معیشتی مردم دانست.

بنابراین گزارش وی که در مراسم تودیع دانش جعفری وزیر اقتصاد شرکت کرده بود ضمن اظهاراتی گفت: اگر واقعاً دولت بد عمل كرده و به مردم در اين ۳ سال بد گذشته، افزايش ۳۰ درصدى سفرهاى نوروزى مى تواند نشانه كاهش قدرت خريد و رفاه مردم باشد؟
 
گفتنی است چندی پیش نیز یکی از خبرنگاران باسابقه کشور به نقل اظهارات احمدی نژاد در دیدار نوروزی اش پرداخت و نوشت: احمدی نژاد در پاسخ به مسئله مشکلات گرانی و بیکاری به من گفت: انشاالله در آينده شاهد تحولاتي خواهيد بود. ما حقوق ها را افزايش داديم و تا حدودي وضع مالي مردم بهتر شده ملا حظه کنيد که چگونه چند ميليون از خانواده ها به مسافرت رفته اند اين خود دليل بهبود وضع مالي مردم است که اين همه به مسافرت رفته اند.
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:23  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

 

 

 

برادر عزیزمان جناب مهندس مجابی کامنتی را برای اکثر وبلاگ نویس های محیط زیستی و از جمله اینجانب گذاشته اند و برای گردهمایی نویسندگان دنیای مجازی به میزبانی مرکز صلح و محیط زیست دعوت نموده اند.ضمن تشکر از اظهار لطف ایشان متاسفانه به دلایلی تمایل ندارم در این گردهمایی شرکت کنم.. نمیدانم شاید فکر می کنم از سن من دیگر گذشته که در اینگونه مراسم ها شرکت کنم....اما به هر حال به هزاران دلیل که برای خودم قابل توجه هستند تصمیم دارم از این جریان دور بمانم اما کسی را هم به عدم شرکت یا بالعکس دعوت نمی کنم.....برای برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در آن هم آرزوی موفقیت می کنم.

 نمیدانم چه طور شد در این مقطع یاد جوانی ام افتادم ولی واقعا یاد ایام جوانی و جمعیت آوای سبز بخیرباشد.......یاد کتکی که در سرخه حصار از پروژه تعاوني مسكن زيتون خوردیم بخیر.یاد مخالفتهای آنچنانی با پروژه تهران شمال بخیر..................یاد ایامی بخیر که به خاطر جمع کردن ۱۰۰ نفر دانشجو در همایش و ...  به حراست و دفتر فرهنگی احضار می شدیم.......................

یاد ایامی بخیر که شروع به خشکاندن ریشه خودروی پیکان در سال ۷۹ نمودیم......یاد ایامی که با چندین ساعت پیاده روی چند تا آبشخور حیات وحش پارک ملی کویر را تمیز می کردیم به خیر باشد........یادش بخیر که پا به پای محیط بانهای سرخه حصار می رفتیم و دوربین می کشیدیم تا سرشماری دقیقتر و علمی تر انجام بشه.......یادش بخیر که با اعضای هیئت مدیره آوای سبز جزء اولین تشکلهایی بودیم که به دیدن اولین معاون رییس جمهور زن در کابینه آقای خاتمی رفتیم تا لوحی که با هزینه حق عضویت اعضای تشکل آوای سبز قاب شده بود را به نشانه خیر مقدم و آرزوی موفقیت برای بهبود ویرانه محیط زیست تقدیم کنیم........چه قدر آن روزها خوش بین بودیم......هر چند ایشان علیرغم وقت قبلی به دلیل حضور همزمان چند نماینده مجلس ما را به صورت سرپایی و دم در ملاقات نمودند اما واقعا به خیال خویشتن برای دیدن فردی رفته بودیم که فکر می کردیم منجی محیط زیست خواهد بود .........................یاد جوانی و خامی بخیر...همه آنهایی که حتی از محیط زیست یک حرفش را می گفتند برایمان قدیس بودند.هر تشکلی که پا میگرفت صمیمانه خوشحال می شدیم.هر جمله محیط زیستی ما را به وجد می آورد و گوینده اش را تحسین می کردیم..یادش بخیر....تا اینکه پای دلار و پروژه و سازمان ملل و صنوق كمكهاي بين المللي آمد......تا اينكه پاي مصالحه با وزارتخانه ها و مصلحت كشور پيش آمد....تا اينكه ما كمي بزرگتر شديم و خيلي از واقعيتهاي حرفهاي قشنگ را از نزديك لمس نموديم...........تا اینکه بخشی از پشت پرده را ما هم دیدیم.............................آن موقع به بعد يادش بخير نباشد....آن موقع ها يكي پس از ديگري آرزوهايمان فرو مي ريخت...هر چه زمان ميگذشت بيشتر حسرت مي خورديم....حرفها اكثرا قشنگ و توخالي بودند....

همه چيز شكل ديگري به خود مي گرفت....پاي آدمهاي عجيب و غريب به جاهاي مهم محيط زيست باز شد.................

بگذريم......

بگذريم.....

دلم نميخواهد بيش از اين سفره دلم باز باشد.بگذاريد بسازيم و بسوزيم......

 برای مركز صلح و محيط زيست بالاخص سركار خانم دكتر ابتكار و جناب مهندس مجابي  و تمام دوستداران محیط زیست آرزوی موفقیت می نمایم و از اينكه نميتوانم در اين گردهمايي شركت كنم پيشاپيش پوزش مي طلبم.

يا علي

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 20:16  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

قصد ندارم در وبلاگ شخصی ام سخنگوی جایی باشم اما واقعا وقتی کمی با خود فکر می کنم می بینم که سیاسی کاری در بسیاری از روابط حرف اول را می زند.به خاطر شغلی که دارم طبیعی است در جریان بسیاری از امور حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران هستم..چند روز بعد از تعطیلات عید بود که در یک روز چندین حمله به مجموعه شهرداری تهران انجام شد که نا خودآگاه یاد شعر زمان جنگ " حمله ای یاران ز نو برپا کنید......" افتادم.دبیر شورای عالی ترافیک کشور گفت ما طرح جامع شهر تهران برایمان اهمیتی ندارد چون رییس سازمان دهداریها و شهرداریهای کشور دلشان خواسته ۶۶ کیلومتر منوریل در تهران ساخته شود پس اگر در طرح جامعی که قاعدتا شهرداری و شورای شهر باید آن را تهیه و تصویب کنند این عدد نباشد ما حتما به زور هم که شده آن را در طرح جامع می گنجانیم!!!(نقل به مضمون)

از طرف دیگر فرماندار محترم و همیشه فعال تهران مصوبه شورا در مورد نرخ حمل مسافر با تاکسی و اتوبوس را رد کردند و تقاضای تثبیت نرخها را داشتند.ظاهرا راننده های تاکسی باید مایحتاج زندگی شان را با هوا و بوسه خرید کنند چون نرخهایشان نباید تغییر کند.تورم ۵/۱۸ درصدی رسمی اعلام شده هم احتمالا دروغ سیزده بوده و شخصی اشتباهی جوگیر شده و این عدد را اعلام کرده...

از طرف دیگر رونوشت نامه ای آمده که شماره گذاری هر خودروی سواری باکیفیت و مطلوب به عنوان تاکسی حرام اعلام شده و شهرداری حق ندارد از سواری تویوتا و پروتون و هر ماشین با کیفیت دیگر به عنوان تاکسی استفاده کند .مردم به زعم آقایان همان پیکان و پراید بر ایشان زیادی هم هست.اگر هم خواستند کمی تحویلشان بگیرند دوستان سازمان دهیاریها و شهرداریها برایشان ون چینی دلیکا می خرند تا حالشو ببرند!!!!

از طرف دیگر آوردن اتوبوس دوکابین با بالاترین کیفیت فنی و زیست محیطی توسط شهرداری برای استفاده در مسیر سامانه اتوبوسهای تندرو هم به شدت زیر ذره بین قرار دارد تا خدای نکرده خدمتی دیگر را شاهد نباشیم....

از طرف دیگر......

از طرف دیگر.........

از طرف دیگر........

به راستی چه باید گفت؟ چه باید کرد؟ شهر خالی است زعشاق.......!

 به به.....به به....خیلی ممنونم....خیلی ممنونم.......!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 19:10  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو/ و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن/ وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
رو سینه را چون سینه
ها هفت آب شو از کینهها/ وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی/ گر سوی مستان می
روی مستانه شو مستانه شو
آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده./ آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو
چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما / فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو
تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی./ چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو
اندیشه
ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد/ ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو
قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل
های ما / مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو
بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را / کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو
گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را / دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه
گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه / ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو
تاکی دوشاخه چون رخی تاکی چوبیذق کم تکی/ تاکی چوفرزین کژروی فرزانه شوفرزانه شو
شکرانه دادی عشق را از تحفه
ها و مال ما / هل مال را خود را بده شکرانه شو شکرانه شو
یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی / یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو
ای ناطقه بر بام و در تا کی روی در خانه پر/ نطق زبان را ترک کن بی
چانه شو بیچانه شو

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 14:42  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

رييس‌جمهور گفت: انديشه نوروزي انديشه انتظار و تولد دوباره است و آن انديشه‌اي است كه دل‌هاي همه بشريت را گرم و زنده نگه مي‌دارد.

رییس محترم جمهور طي سخناني در مراسم ثبت ملي نوروز باستان گفت: حال و هواي نوروز، حال و هواي ديگري است. ملت‌ها، آيين‌ها و جشن‌هاي بسياري دارند، ولي هيچ‌كدام اثر معنوي و زيبايي نوروز را ندارد.

وي تصريح كرد: پس از تحويل سال، تمام حال و احوال انسان تغيير مي‌كند به گونه‌اي كه تمام مشكلات يك ساله كنار مي‌رود و تولدي ديگر رخ مي‌دهد كه اين اتفاق ساده‌اي نيست؛ بلكه حقيقتي است كه خداوند از روز اول بر آفرينش بنا نهاده است.

فرا رسیدن نوروز بر همگان مبارک باد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 18:44  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

"گرگها با اینکه میزگرد تشکیل نمی‌دهند زبان هم را بهتر از ما می‌فهمند. "
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 10:0  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

مرتبا برایم پیام کوتاه می آید، پيام الكترونيكي زده می شود و یا حتی تلفن زده می شود که در گردهمایی مقابل سازمان محیط زیست برای اعتراض به برکناری و شاید استعفای استاد گرانقدر و  ارزشمند حیات وحش هوشنگ ضیایی از مدیریت پروژه یوز آسیایی شرکت کنم. من حتما در این تجمع شرکت نخواهم کرد چون موجودیت ریاست سازمانی که قرار است مقابل آن تجمع صورت پذیرد را به رسمیت نمی شناسم.من از صمیم قلب برای محیط زیست و حیات وحش این مملکت متاسفم و بسیار هم نگرانم اما متاسفانه در رده عالیرتبه ها شیر مرد و شیرزنی را نمی بینم که به نام خدا و به نام وطن ادای وظیفه نمایند.آنجا ویرانه ای است که بوی مرگ از کیلومترها دور تر به مشام می رسد.آنجا شهر اموات است.بسیاری از دوستان من و شما در آن سازمان کار می کنند که علیرغم میل باطنی فقط روزگار سپری می کنند چون واقعا دستشان بسته است.آنجا خلاقیت مرده است.آنجا حرکت رو به جلو معنی ندارد.آنجا انرژی منفی خفته است.برای دلسوختگان و عاشقان واقعی محیط زیست ایران زمین که همانند مرغ پرکنده در آنجا فقط به خاطر غم نان روزگار سپری می کنند نگرانم و دوستشان دارم. من کاری از دستم بر نمی آید. حتی دشمنان سرسخت هوشنگ ضیایی به دانش و شور و شعور او  در مورد حیات وحش و مخصوصا یوزپلنگ آسیایی اعتراف می کنند و ایشان دیگر نیازی به تعریف و تمجید ندارند.چه بگوییم؟ از چه کسی بپرسیم چرا هوشنگ ضیایی را برکنار کرده اند؟ مگر در جایی که روابط فامیلی و میزان تمجید و تعظیم حرف اول ر ا میزند از سواد و فن و هنر میتوان حرف زد؟ هوشنگ ضيايي عوض شد چون خوب كار مي كرد و به عاليرتبه هاي بي سواد اجازه دخالت در كارش را نمي داد.او بركنار شد تا ثابت شود آنجا جايي است كه از كور عصا مي دزدند. خلاصه آنکه....

شهر خالی است زعشاق بود که از طرفی           مردی از خویش برون آید و کاری بکند

باور کنید هر وقت اینگونه غمگین می شوم یاد تعریف استادانه مرحوم پروفسور حسابی از کشورهای جهان سوم می افتم که قلب مرا به درد می آورد و محزون می شوم:

جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش ویران می شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 14:44  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند.

 پسرك پرسيد:«ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين»
كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها كمك كنم.. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايى هاى كهنه كوچكشان از سرما قرمز شده بود.

 گفتم: «بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.»
آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد: «ببخشين خانم! شما پولدارهستید »
نگاهى به روكش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: «من اوه... نه!»
دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره.با هم جورند»
آنها رفتند.  درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، به قکر فرو رقتم فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيب زمينى ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. همزمان در این فکر که سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، يك شغل خوب و دائمى، همه اينها به هم مى آمدند.

صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم. لكه هاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 13:39  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

به طور تصادفی ویژه نامه شماره ۳ هوای پاک آبان سال ۸۲ (خبرنامه داخلی کمیته اجرایی کاهش آلودگی هوای تهران) را مرور می کردم که در صفحه ۵ آن توصیه های ارزشمندی از حضرت آیت ا... واعظ جوادی آملی عموی بزرگوار خانم دکتر جوادی دیدم.آن موقع هیچ بحثی از اینکه روزی شاید خانم جوادی رییس سازمان محیط زیست ایران شود نبود.به هر حال توصیه های ایشان را فقط به عنوان پند خطاب به تمام مدیران و مسئولین کشوری و شهروندان عزیز عینا می آورم:

" محیط زیست مطلب بسیار مهمی است که با سلامت جامعه ارتباط تنگاتنگی دارد.همانطوری که بهداشت مقدم بر درمان است و پیشگیری مقدم بر درمان و معالجه است تامین سلامت محیط زیست نیز مقدم بر هر چیزی استَ انسان در محیط سالم از مشکلات درمانی در امان است.

سالم نگهداشتن محیط زیست یعنی رعایت حق آب ، زمین و هوا که با تامین سلامت مرتبط است از اصول اولیه مسئولان محیط زیست است.تنها جامعه متدین است که محیط زیست را سالم نگه می دارد و آب و هوا و... را از آلودگی نجات می دهد و تنها تبهکاران و زورمداران محیط زیست را آلوده می کنند.انفجارات یا حوادثی که برای کشتی ها در دریا رخ می دهد و باعث آلودگی محیط زیست می شود.

محیط زیست را مردان مومن آباد می کنند خداوند از ما طلب کرده که آمر باشیم(فاستعمرکم فیها) و شما را مامور آبادی محیط زیست کرده است. قدرت خود را در راه حفظ محیط زیست مصروف کنید."

شایان ذکر است توصیه های حضرت آیت ا... واعظ جوادی آملی در آن زمان خطاب به مدیران وقت سازمان محیط زیست بوده که بسیار ارشمند است. همی جا لازم میدانم از رییس محترم سازمان محیط زیست  عاجزانه تقاضا  کنم تا در خلوت خویش نصایح این عالم فرزانه را که از حسن اتفاق عموی ایشان هم محسوب می گردند مرور نموده و با آن چیزی که هم اکنون در جریان است مقایسه ای بفرمایند.

 یا علی مدد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:14  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

۱- این روزها خیلی حس نوشتن نداشتم و بیشتر درگیر کار روزانه ام بودم. دو روز پیش  سام خسروی فرد یکی از دوستان قدیمی و روزنامه نگار محیط زیستی زنگ زد.خبر راه اندازی وبلاگش را داد.برایم خیلی جالب بود.سام قلم بسیار خوبی دارد ولی مدتها بود که تقریبا نوشتن را کنار گذاشته بود.سام را می توان از اون دسته خبرنگارانی دانست که هم قلم خوبی داره هم سواد محیط زیست داره و هم به معنای واقعی عاشق طبیعت ایران زمین است.به هر حال به سام عزیز خوش آمد می گویم.اولین مطلبش را هم بسیار هنرمندانه نوشته است

( http://samkhf.blogfa.com/)

۲-  آخرین برف صبحگاهی که حتی هواشناسی هم آن را پیش بینی نکرده بود نکته جالبی برایم داشت.حدود ساعت ۸:۳۰ صبح چند بزرگراه مهم در حال قفل شدن بود.برف خشک شدید به همراه ترافیک صبحگاهی تقریبا داشت درد سر ساز می شد.دفتر شهردار محترم تلفنی به طور مرتب آخرین وضعیت معابر را از مرکز کنترل ترافیک استعلام می کردند.تا اینکه حدود ۹:۲۰ دقیقه آقای شهردار سرزده به مرکز کنترل ترافیک آمدند.حدود یک ساعتی مقابل مانیتورهایی که تقریبا تمام شهر را می توانند نشان دهند نشستند و با جدیت و پشتکار قوی مناطق درگیر برف را مدیریت کردند. در این میان اظهار نظر یکی از مدیران عالیرتبه یکی از ارگانهای استانی برایم جالب بود.ایشان به من میگفتند متاسفانه شهرداری در این چند روز برف سنگین اخیر انتظارات مردم را بالا برده و حالا کوچکترین مشکلی که پیش بیاد مردم از ما طلبکار هستند.!!! این اظهار نظر خیلی عجیب بود.به اعتقاد من اگر مدیران کاری بکنند که انتظارات از ایشان بالا برود بسیار مطلوبتر خواهد بود.یادمان باشد که موسسین این انقلابَ، مدیران و مسئولین را خدمتگزار مردم می دانستند و حال اینگونه طرز تفکرها به نظرم نباید جایگاهی داشته باشد.مگر مردم مظلوم ما وقتی پای عمل پیش می آید کاری به مسائل دیگر دارند؟ مگر همین مردم نبودند که با دست خالی حکومت شاه را سرنگون کردند؟  همین مردم مگر نیستند که وقتی پای جنگ و شهادت و دفاع از وطن پیش می آید سینه خودشان را سپر گلوله های دشمن می کنند تا امروز امثال من و شما پشت میز بنشینیم و انتظار داشته باشیم مردم نباید توقع شان بالا رود...به خداوند بزرگ قسم می خورم خوردن یک لقمه نان از درآمد اینگونه مسئولیتها را با این طرز تفکر حرام میدانم.کمی هم به خودمان بیاییم. باید در حق ملت بزرگ و شریف ایران زمین آنگونه که شایسته آن هستند رفتار کنیم.با  انواع مصاحبه های رنگارنگ کردن و ژست حمایت از مردم گرفتن اما در عمل شهروندان را پر توقع خواندن فاصله زیادی می بینم که امیدوارم آن مسئول عزیز خودش را اصلاح کند.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 18:38  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

با یک پیام کوتاه متوجه شدم دکتر هرمز اسدی از میان ما پر کشید و به سوی خالق هستی و حیات پرواز کرد.ناباورانه به فرستده پیام کوتاه زنگ زدم و جویای صحت خبر شدم.متاسفانه خبر درست بود.......

اشکهای ناچیز من بدرقه راهت باد جوانمرد......فراقت را باور نمی توان کرد..آن صدای مردانه ات هنوز در گوشم جاری است...

 Image hosted by allyoucanupload.com

شاید ۴ ماه پیش بود که به اصرار جناب دکتر اسدی و با وساطت ایشان جلسه دوستانه ای با مجید یزدانی همسر رییس  سازمان محیط زیست داشتم تا به قول ایشان اگر کدورتی هست رفع گردد.چقدر صمیمانه و از روی عشق حرف می زد.این آخری باری بود که ایشان را حضوری می دیدم...حدود ۳ ساعت با هم جلسه داشتیم هرچند صحبتها با مجید یزدانی نتیجه ای نداشت اما به هم کلامی با هرمز اسدی عاشق و گوش دادن به نصیحتهای او می ارزید....او واقعا عاشق بود...

حدود ۳-۲ ماه قبل هم یکی از عاشقان حیات وحش به نام کیانا را به هرمز عزیز معرفی مردم.تنها خواسته این خانم دلسوز حیات وحش این بود که برای سیاه گوش توی پارک پردیسان جفتی پیدا کند و قفس این حیوان را با هزینه خودش بهبود دهد و آن مرحوم با بزرگواری تمام به این موضوع کمک می کرد.پریروز وقتی خبر رحلت هرمز اسدی را به کیانا دادم گریه کرد و گفت: این هفته میخواستم به دکتر اسدی  خبر دهم که برای سیاه گوش جفت پیدا کرده ام......!

خداوند روحش را شاد و قرین رحمت نماید....همچنین برای استاد بزرگوارم خانم مهندس دهدشتیان همسر گرانقدر جناب دکتر هرمز اسدی آرزوی صبر می نمایم......

یادش همیشه جاویدان.....

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 10:54  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

خانم هليا رهبري از دوستان بسيار خوب من و ساكن نصف جهان كامنتي را براي پست قبلي به شرح ذيل گذاشته اند:

"آقای نوروزی نصایح ویکتور هوگو به فرزندش جالب بود ولی من بیشتر منتظر بودم که مطلبی درباره وصعیت راه ها و عملکرد شهرداری تهران وتعطیلی دو روزه ببینیم. واقعا تمامی توانایی های این دستگاه با یک بارش 2 روزه برف تمام می شود و مردم عزیز باید توی خانه هاشان بنشینند و نامه ویکتور هوگو بخوانند؟"

عليرغم اينكه اين وبلاگ شخصي است و قاعدتا من نبايد پاسخگوي كار شهرداري تهران در اين وبلاگ باشم اما بد نيست نكاتي را ذكر كنم:

۱- تعطيلي دو روز اخير ارتباطي به بسته بودن راههاي داخل شهر نداشت چون شهروندان ساكن تهران ديروز و امروز شاهد بودند كه كليه راهها- بزرگراهها و خيابانهي اصلي شهر باز بود و هيچ مشكلي وجود نداشت.به نظرم تعطيلي ها به خاطر نگراني از بوجود آمدن مشكل گاز و برق در پايتخت بود.شايد هم دولت محترم مطمئن نبود كه شهرداري از عهده آماده كردن پايتخت با اين برف بي سابقه در ۴۵ سال اخير بر خواهد آمد يا خير.در نتيجه بهترين راه را تعطيل كردن شهر ديدند در حالي كه به نظرم اصلا نيازي به اين كار نبود.

۲- در دو روز گذشته(شبانه روزي) هم شهردار تهران و هم معاونين ايشان در مركز كنترل ترافيك پايتخت وظيفه فرماندهي عمليات برف روبي و شن و نمك پاشي را بر عهده داشتند و من در اين ۴۸ ساعت از نزديك شاهد مديريت هوشمندانه و سختگيرانه آقاي شهردار بودم. نتيجه اش هم آن بود كه هيچ راهي در شهر بسته نبود.

۳- ظهر  امروز كه وضعيت شهر كاملا عادي بود در اقدامي عجيب و سرزده ۱۰ نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي از مركز كنترل ترافيك پايتخت بازديد داشتند. تمام اين نمايدگان از شهرداري تهران بابت حجم فعاليتهاي ۴۸ ساعت اخير صميمانه تشكر  و  گفتند صرفا براي خسته نباشيد و خدا قوت به اينجا آمده ايم .خبرش را ميتوان در http://mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=617574 ديد. جالب است بگويم در آن ساعت از بين مديران فقط من حضور داشتم و وظيفه ميزباني و اداي توضيحات را بر عهده داشتم.تصاويرش را هم در http://www.tehransama.ir/NewsDetail.aspx?NewsID=20280 و http://www.tehransama.ir/NewsDetail.aspx?NewsID=20279 ميتوان ديد.

۴- خدا وكيلي اگر قضاوت كنيم با تمام كمبودها و نقصها عملكرد شهرداري در دو برف سنگين اخير پايتخت قابل قبول و خوب بوده است.انشاءا... بهتر از اين هم بشود.خدا قوت

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 17:54  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

 

متن زير نامه ويكتور هوگو نويسنده شهير به فرزندش و شامل آرزوهايي است كه شايد به يك بار خواندنش بيارزد.این نامه را مدیر اندیشمند و خوش فکر روایط عمومی ما به کارتابل الکترونیکی کلیه همکاران ارسال نموده بودند.ضمن تشکر از حسن سلیقه ایشان عین مطلب را برای خواندن سایر هموطنان عینا اینجا ذکر میکنم:

ü    اول از همه برايت آرزومندم كه عاشق شوي و اگر هستي كسي به تو عشق  بورزد. اگر این گونه نیست تنهايي ات كوتاه باشد و پس از تنهايي از كسي نفرت نيآبي.

ü    برايت آرزو دارم دوستاني داشته باشي كه در ميانشان حداقل يك نفر مورد اعتمادت باشد و برايت آرزومندم دشمناني نيز داشته باشي كه در ميانشان يك نفر مورد پرسش قرارت دهد تا زياد به خودت غره نشوي.

ü    برايت آرزومندم براي ديگران مفيد و نسبت به ديگران صبور باشي نه با كساني كه اشتباهات كوچك مي كنند چون اين كار ساده اي است، بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ مرتكب مي شوند تا در صبوري براي ديگران نمونه باشي.

ü    برايت آرزو دارم حالا كه جوان هستي، خيلي به تعجيل رسيده نشوي و اگر رسيده شدي به جوان نمايي اصرار نورزي و هنگامي كه پير شدي تسليم نا اميدي نشوي، چرا كه هرسني خوشي ها و ناخوشي هاي خودش را دارد.

ü    برايت آرزومندم دست نوازشگري داشته باشي، به هر پرنده اي دانه بدهي و به آوازش گوش كني وقتي كه آواي سحرگاهي اش را سر مي دهد، چرا كه به اين طريق احساس زيبايي خواهي يافت، به رايگان.

ü      برايت آرزو دارم دانه اي برخاك بيفشاني و با روييدنش همراه شوي تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد.

ü    برايت آرزومندم پول داشته باشي زيرا در عمل به آن نيازمندي و سالي يك بار پولت را جلوي رويت بگذاري و بگويي اين مال من است، فقط براي اين كه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است.

ü    در پايان برايت آرزو دارم  همسر خوبي داشته باشي تا اگر فردا خسته  يا پس  فردا 

 شادمان شدي، باز هم با هم از عشق سخن برانيد و از نو آغاز كنيد.

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 16:56  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

از روز پنج شنبه هفته قبل تا كنون شايد مجموعا ۱۰ ساعت بيشتر نخوابيده ام.بزرگترين عمليات نصب تجهيزات ترافيك تاريخ پايتخت را در ۴۸ ساعت انجام داديم و بعد از آن شايد صدها بار مسير تهرانپارس تا آزادي را در خط BRT طي نمودم.خوشبختانه ايستگاههاي مخصوص BRT نصب شدند و از ديشب مشغول انجام كارهاي مربوط به رفع عيوب جزيي و ترميم تابلوها و علائم و همينطور تجهيزات هوشمند هستيم.ديروز كه اولين روز استفاده مردم از ايستگاههاي جديد بود رفتارهاي بسيار جالبي را از مردم مي ديديم.اين رفتارها و اين روزها واقعا بايد در تاريخ حمل و نقل عمومي تهران ثبت شود..خيلي از مردم از اينكه مجبور نبودند ديگر از ايستگاههاي سبك جنگ جهاني اول و در كنار خيابان استفاده كنند شادمان بودند.البته مردم نسبت به ايستگاههاي جديد محتاط هم بودند..برخي هم معترض بودند و برخي هم احساس مي كردند اتفاق خاصي نيفتاده و راه انداختن ۲۵ تا ايستگاه در سال ۲۰۰۸ ميلادي خيلي كار بزرگي نيست...چون اولين روز بود كسري هايي هم داشت كه ديشب تا صبح تقريبا رفع كرديم.اتوبوسهاي چپ در هم كه براي اولين بار به پايتخت آمده اند ديروز بد جور خودنمايي مي كردند..فكر ميكنم خرده كاريها تا آخر هفته ادامه داشته باشد و مردم پايتخت شنبه هفته بعد را در اين مسير با غرور و افتخار به خدمت گزاران خودشان شروع كنند....اعتقاد دارم شأن و جايگاه ملت بزرگ ايران بيشتر از اينهاست...چرا مردم نبايد از تكنولوژي روز استفاده كنند!!؟ من واقعا از اينكه به سهم خودم نقشي هر چند كوچك در راه اندازي اين مسير ارزشمند و به نوعي پوست اندازي تاريخي حمل و نقل عمومي داشتم بسيار خوشحالم.قطعا روزي مي رسد كه وقتي براي باربد عزيزم از سال ۸۶ اتوبوسراني تعريف ميكنم او تعجب بكند و بپرسد ما واقعا وضعمان اينجوري بود و الان اينجوري شده؟!!!

يا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 8:50  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

دیروز میزبان معاونین ترافیک کلانشهرها و ۲۰ شهر دیگر در تالار حرکت بودیم.دوازدهمین نشست معاونین ترافیک کلانشهرها به اضافه همایش حمل و نقل تبدیل به محلی برای ایراد یکی از بهترین و در عین حال انتقادی ترین صحبتهای آقای دکتر قالیباف شهردار تهران شد.صحبتهای ایشان به حدی مورد توجه حضار قرار گرفت که چند دقیقه ممتد بعر از پایان صحبتهایشان مورد تشویق قرار گرفتند.خیلیها این صحبت شهردار تهران را در پاسخ به بد اخلاقی های اخیر برخی از سران دولت در خصوص مقصر دانستن شهرداری در افزایش قیمت مسکن و همینطور شیطنتهای صدا و سیما در حمله به شهرداری میدانستند ولی هر چه بود آنقدر از دل برآمد که صمیمانه بر دل نشست.

لینک صحبتهای شهردار تهران را در http://www.tehransama.ir/newsdetail.aspx?NewsID=19637 ببینید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 10:26  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

متاسفانه شنیدیم خبری دیگر در راه است...یکی از مدیران ارشد سازمان حفاظت محیط زیست را دستگیر نموده اند.ضمن درخواست مجدد از خانم دکتر واعظ جوادی آملی برای سپردن پست ریاست سازمان محیط زیست به شخص اصلح دعا میکنم که این مدیر بخت برگشته گرفتار باند بازیها و انتقام گیریهای داخلی نشده باشد!!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 17:16  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

ديروز جلسه ستاد هواي پاك شهرداري تهران را برگزار كرديم.براي دومين سال متوالي تصميم داريم برنامه هاي بزرگداشت هواي پاك پايتخت را از 30 دی تا 6 بهمن ماه  توسط شهرداري تهران اجرا كنيم.چون ما ارگان ملي نيستيم و صرفا در محدوده پايتخت فعاليت ميكنيم از اداره كل محيط زيست تهران- راديو تهران- شبكه 5 سيما- سازمانها- شركتها و ادارات شهرداري تهران و همچنين از نماينده شبكه تشكلهاي غير دولتي دعوت كرديم براي تعيين شعار محوري و  برنامه هاي مورد نظر جمع شويم تا از موازي كاري و انجام فعاليتهاي پراكنده خودداري شود.امسال تقريبا سعي خواهيم كرد تمام ارگانهاي شهرداري را چه در سطح ستادي و چه در سطح مناطق و... درگير كنيم.در مجموع جلسه بسيار خوبي بود.علاوه بر فعاليتهايي كه شركتها- سازمانها-فرهنگسراها- ادارات كل و... در خود شهرداري خواهند داشت شبكه 5 و راديو تهران هم قول دادند سنگ تمام بگذارند.همشهري هم كه سردبير خوب و دوست داشتني اش جناب دكتر محكي در جلسه حضور داشتند قول دادند هم ويژ ه نامه اي در هفته هواي پاك چاپ خواهند كرد و هم صفحه شهري را به طور مشخص درگير خواهند نمود.برنامه هاي مدون  و قابل اجرا را در جلسه بعد جمعبندي مي كنيم تا به مرحله اجرا در بيايد.شعار محوري امسال هم قطعا حول و حوش حمل و نقل عمومي كارآمد خواهد بود. من هم در جلسه در بخشي از صحبتهايم ضمن اینکه از افزایش 20 لیتری سهمیه بنزین خودروها  اظهار نگراني كردم و گفتم: «مشخص نیست كه مبنای این افزایش سهمیه كدام كار كارشناسی بوده و مشخص هم نیست كه با چه هدفی سهمیه بنزین خودروها افزایش یافته است.يك موضوع را هم مطرح كردم كه فكر ميكنم بتوان آن را با مشاركت تشكلهاي زيست محيطي و اساتيد و نخبگان محيط زيست اجرا كرد .پيشنهاد دادم در هفته هوای پاک برای نخستین بار پرونده آلودگی هوای تهران با حضور نخبگان محیط زیست، سازمان های غیردولتی و ارگان‌های مسؤول باز شود  تا مقصران اصلی این پرونده شناسایی شوند.چون پرونده آلودگی هوای تهران قاعدتا متهمان و مدعی‌های بسیاری خواهد داشت و بازگشایی این پرونده می‌تواند تاثیرات و نتایج مهمی را درپی داشته باشد.برنامه هم اين است كه مديران ارشد سازمان محيط زيست-شهرداري-وزارت نفت-وزارت صنايع-تبصره 13 بودجه كل كشور-وزارت كشور و صدا و سيما با توجه به ماموريت قانوني خود در برنامه جامع كاهش آلودگي هواي تهران در حضور اصحاب رسانه- تشكلها و اساتيد و نخيگان محيط زيست به تشريح  اقدامات خودشان مي پردازند.در نهايت ميتوان با جمعبندي تخصصي و كارشناسي بدون اغراض سياسي به نقاط قوت و نيز كاستي ها اشاره كرد تا  در نهايت به تنوير افكار عمومي و نيز متوجه ساختن برخي ارگانها  و وزارتخانه ها به انجام صحيح ماموريتهاي محوله اشاره منجر شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 10:10  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

روز گذشته ايسنا خبري از جايزه مهرگان علم و ادب منتشر كرد كه بخشهايي از آن را با هم مرور مي كنيم:

همچنين جايزه‌ي مهرگان علم در حوزه‌ي محيط زيست كه وارد هفتمين سال حياتش شده است، به هوشنگ ضيايي به‌خاطر تلاش براي نجات "يوز آسيايي" از خطر انقراض،‌ همچنين تلاش براي نجات "گوزن زرد ايراني" و از سويي انتشار كتاب "راهنماي صحرايي پستانداران ايران" تقديم شد.

در بخشي از بيانيه‌ي هيأت داوران مهرگان علم، آمده بود: به‌دليل كاهش انتشار كتب و مقالات زيست‌محيطي و فقر و كمبود در اين زمينه، هيأت داوران نتوانست به تعداد كافي كتاب‌هاي تأليفي و حتي ترجمه به دست آورد؛ از اين رو تصميم گرفت جايزه‌ي 1385 را به هوشنگ ضيايي تقديم كند.

هيأت داوران اين بخش در پايان ياد يكصد و پنج شهيد محيط‌ بان و جنگل‌بان را گرامي داشت.

در ادامه‌ پس از خواندن بيانيه توسط علي پازوكي - دبير هيأت داوران -،‌ هوشنگ ضيايي به پاس سال‌ها تلاش در اين حوزه جايزه‌ي خود را از دست اسكندر فيروز - بنيان‌گذار سازمان محيط زيست - دريافت كرد.

ضيايي با گله از وضعيت محيط زيست در ايران، بر بيگانگي مردم با محيط زيست اشاره كرد.

اما چند نكته::

1)     استاد مهندس هوشنگ ضيايي بدون شك يكي از دلسوختگان محيط زيست و بالاخص حيات وحش اين مرز و بوم است.وجود هوشنگ ضيايي براي اين قلمرو نعمتي است كه بايد قدر دان آْن بود و خداوند را بابت آفرينش چنين انسان بزرگواري درايران زمين سپاس گفت.

2)     به جرئت مي گويم آتش عشق به محيط زيست و حيات وحش در درون تعداد قابل توجهي از دانش آموختگان محيط زيست ورودي 73 و 74 دانشگاه آزاد تهران شمال توسط هوشنگ ضيايي شعله ور شد . اولين بازديد 3 روزه از دشت ناز- ميانكاله و پارك ملي گلستان در معيت استاد هوشنگ ضيايي افتخاري بود كه نصيب تعدادي از ما شد و از موقع خيلي از آن بچه ها عاشق شدند!!

3)     متانت – ادب والا- بزرگواري- مردانگي و دهها خصلت نيكوي ديگر تنها گوشه اي از شخصيت مردي بزرگ است كه در دامن طبيعت موي خود را سپيد نموده است.هيچ كس تا كنون حتي صحبت كردن با صداي بلند را از ايشان نشنيده است وحتي به هنگام خنديدن هم قهقهه نميزنند.هميشه لبخندي همراه با متانت بر لب دارند.

4)     جامعه محيط زيست ايران و به طور مشخص حيات وحش ايران به هوشنگ ضيايي مديون است و او را پاس مي دارد.هر چند بي مهري هاي فراواني را در سنوات قبلي سازمان محيط زيست در حق ايشان روا داشته اند اما مهر هوشنگ ضيايي همواره در دل عاشقان حيات وحش ايران زمين ووجود دارد و نام او همواره در راس حافظان بي نام و نشان طبيعت ايران زمين مي درخشد.

۵) از اينكه چند سالي شاگرد آموزگار عشق و بزرگواري بودم هر چند شاگرد خوبي نبودم به خود مي بالم و همواره به آن افتخار مي كنم. اي كاش باز هم فرصتي پيش بيايد تا در محضر استاد زانوي ادب بر زمين بزنم و از چشمه جوشان وجود ايشان بهره ببرم.

دوستتان دارم استاد! 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 10:12  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

 فرداد دولتشاهی عزیز  از من خواسته راجع به "او" بنویسم.  "او" نزد من در یک یا چند برگ از زندگی ام نیست. من"او" را همیشه و همه جا در کنار خودم می بینم از زمانی که در یک روستای دور افتاده بدون آب و برق و تلفن و... به دنیا آمدم و ۶ سال اول عمرم را در آن گذراندم تا الان که خودم صاحب یک فرزند هستم. نگاهی به گذشته من نشان میدهد واقعا بدون توکل به "او" سرنوشت من چقدر می توانست متقاوت تر از این چیزی که هست باشد. هر چند متاسفانه وقتی دلم می گیرد یا غمگین هستم یا گرفتار می شوم " او " را بیشتر لمس میکنم و شاید خیلی لز مواقع خوشی کمتر یادش می کنم اما از اینکه " او" را دارم خوشحالم. وقتی اوایل دبستان بودم و ساکن تهران بودیم به خاطر آنکه تعدادی از بچه ها به  دلایل مختلفی امکان آن فراهم نشد که با سایر همکلاسی ها اردوی یک روزه تله کابین توچال برویم و  مجبور شدیم تنهاي تنها در كلاس معلم ديگري بنشينم از "او" مي خواستم كاري كند كه همه بچه هاي كوچيك دنيا هر اردويي دلشان خواست بروند.بعدها كه بزرگ شدم و توسط يكسري از دوستان براي همان مدرسه دولتي در جنوب شهر تهران هزاران كتاب رايگان و دهها بار اردوهاي مختلف هماهنگ کردم از"او"  صمیمانه تشکر کردم که مرا واسطه ای هر چند کوچک قرار داد تا دل تعدادی از بچه های مدرسه سابقم را شاد کنم. وقتي مدرسه راهنمايي مي رفتم و مجبور بودم در يك شيفت كار كنم و شيفت ديگر را مدرسه بروم هميشه از "او" ميخواستم كاري كند كه بچه ها فقط بازي كنند و درس بخوانند و هيچ وقت توي سن كم كار نكنند اما حالا كه گذشته را مرور ميكنم خوشحال ميشوم كه از كودكي كار كرده ام چون همان كار كردنها الان بهترين يار و كمك من هستند. من سختيها زيادي كشيده ام تا به اين سن رسيده ام اما واقعا بدون "او" نمي توانستم يكي پس از ديگري بر اين سختيها غلبه  كنم و به مقابل حركت كنم. درس  و پست و مقام و دارايي و همسر و بچه و خانواده و دوستهاي خوب همه و همه را "او" به من ارزاني كرده است.من "او" را دوست دارم. "او"  تنها اميد من در سختيها ومشكلات است. ضمنا من دو باردر تمام عمرم "او" را از نزديك ديدم. بار اول 8 سال پيش بود كه با دو نفر محيط بان همراه در دل پارك ملي كوير بوديم و من با تمام وجودم در آن لحظه غرق عظمت آفريننده كوير شدم و "او" را در قلب كوير سجده كردم. دومين بار هم زماني بود كه براي اولين بار در سونوگرافي همسرم حركات ني ني 5 ماهه مان را ديدم.اولين حركت و چرخش باربد كوچولو بي اختيار اشك از چشمانم سرازير كرد.آنجا هم به وضوح "او" را ديدم. من آن ساعت هم بي اختيار "او" را سجده كردم.  اميد آنكه هميشه " او" در كنار مان باشد!

در پایان از الهه رفیعی نژاد(یادداشتهای یک خبرنگار زن) - صدرا - ابرك - طراحي با طبيعت و تورج اميني عزيز خواهش ميكنم به دعوت من پاسخ مثبت داده و از "او" بنويسند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 11:9  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

تفریح کردن دختران ایران

 
اشتغال برای دختران ایران

 

احترام اجتماعی برای دختران ایران

 

 
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 15:38  توسط وحید نوروزی(آوای سبز)  | 

در حالي كه اكوپارك طبيعت پرديسان به عنوان يكي از پارك‌هاي آموزشي، پژوهشي و تفرجي سازمان حفاظت محيط زيست قرار بوده به عنوان يكي از مراكز آموزشي مهم مدنظر قرار گيرد، متاسفانه سازمان حفاظت محيط زيست در اقدامي غير زيست‌محيطي با راه‌اندازي يك سيرك در اين پارك موافقت كرد.

به گزارش خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مطالعات جامع در خصوص اكوپارك طبيعت پرديسان صورت گرفته و قرار بوده است اين پارك نمونه‌اي از تنوع‌زيستي و گياهي دنيا و ايران باشد.

براين اساس موزه‌هاي تنوع‌زيستي، تاريخ طبيعي و آب براي اين پارك پيش‌بيني شده بود و قرار بود پارك طبيعت پرديسان نمونه‌اي از يك پارك مطالعاتي و پژوهشي براي پيشبرد مسائل زيست‌محيطي بوده و در آن نمونه‌هايي از بيوم‌هاي 5 قاره دنيا دراين پارك ايجاد شود.

از سوي ديگر طرح اكوپارك طبيعت پرديسان اولين جايزه بين‌المللي بنزين طراحي منظر را در جهان دريافت كرده بود.

اين در حالي است كه هم اكنون حدود 20 كانتينر حيوان در ضلع جنوبي پارك طبيعت پرديسان مستقر و قرار است در اين محل يك سيرك ايتاليايي با همكاري سازمان حفاظت محيط زيست راه‌اندازي شود.

اين اقدام مسؤولان سازمان محيط زيست اعتراض جمع زيادي از تشكل‌هاي دوستدار محيط زيست را برانگيخته است به شكلي كه بسياري از آنها اين اقدام سازمان حفاظت محيط زيست را خيانت به وظيفه قانوني اين سازمان مي‌دانند. جالب‌تر آنكه مسؤولان اين سيرك اعلام كرده‌اند بر اساس توافق انجام شده با سازمان حفاظت محيط زيست، كارمندان اين سازمان مي‌توانند با ارايه معرفي‌نامه از تخفيف برخوردار شوند.

به گزارش ايسنا، قرار است حيواناتي مانند اسب پا كوتاه، خرس، مار بوآ، شير، پلنگ و ... در اين سيرك جهت آموزش محيط زيست از پنجشنبه شب فعاليت كنند!

راه‌اندازي يك سيرك در قلمرو سبز سازمان محيط زيست

كهرم:

«سيرك» عبارت است از بهره‌برداري و استثمار جانوران و نگهداري آنها در شرايط بسيار سخت

تعجب مي‌كنم كه سازمان حفاظت محيط زيست اين چنين وظيفه خود را زير پا گذاشته است

سيرك بجز بدآموزي چيزي ندارد

دكتر كهرم، بيولوژيست متخصص حيات وحش و استاد دانشگاه در اين خصوص گفت: سيرك از نظر محيط زيست عبارت از بهره‌برداري و استثمار جانوران و نگهداري آنها در شرايط بسيار سخت است.

وي اين امر را كاملا غيرانساني و غيرعلمي دانست و تصريح كرد: هيچكدام از دوستداران محيط زيست با اين امر موافق نيستند.

دكتر كهرم تاكيد كرد: تعجب مي‌كنم كه سازمان حفاظت محيط زيست به خصوص روابط عمومي اين سازمان كه وظيفه حفظ حيات وحش دارد، اين چنين وظايف خود را زير پا گذاشته و به طبيعت و جانوران ايران و دوستداران آن توهين كند.

وي در پايان گفت: سيرك به جز بد آموزي چيزي نداشته و براي سازمان محيط زيست و صادر كنندگان اين مجوز بسيار متاسفم.

راه‌اندازي يك سيرك در قلمرو سبز سازمان محيط زيست

رييس هيأت مديره جمعيت آواي سبز:

استقرار يك سيرك در محدوده سازمان محيط زيست به عنوان حافظ طبيعت و حيات وحش طنز بسيار تلخي است

راه‌اندازي سيرك در قلمرو سبز پارك پرديسان جزو عجايب روزگار است!

مهندس وحيد نوروزي، رييس هيأت مديره جمعيت آواي سبز نيز به ايسنا گفت: استقرار يك سيرك در محدوده سازمان محيط زيست به عنوان حافظ طبيعت و حيات وحش طنز بسيار تلخي است كه  فقط از عهده اين سازمان برمي‌آيد!

وي افزود: اگر قرار بود اين سيرك براي سرگمي مردم فعاليت كند بهتر بود با نهادها و گروه‌هاي ديگري هماهنگ مي‌شد و اين كه چه تعمدي بوده است كه اين سيرك در محدوده سازمان محيط زيست برقرار شود جاي بسيار تعجب است و ما منتظر پاسخ مسئولان سازمان محيط زيست در اين خصوص هستيم.

رييس هيأت مديره جمعيت آواي سبز با اظهار تعجب و شگفتي از اين اقدام گفت: تمام قوانين موجود در سازمان حفاظت محيط زيست كه شرح وظايف اين سازمان است، به حوزه حفاظت از حيات وحش مي‌پردازند و همگي مبتني بر حفاظت از حيوانات وحشي است و در هيچ جاي آن نيامده كه سازمان از سيرك و باغ وحش حمايت كند.

وي گفت: اين سازمان صرفا مي‌تواند به ايجاد موزه‌هاي تنوع‌زيستي براي ارتقاي سطح دانش و آگاهي مردم در حوزه‌هاي محيط زيست اقدام كند.

رييس هيأت مديره جمعيت آواي سبز با اشاره به وضع بسيار بد سيرك‌هاي پراكنده در شهرهاي مختلف كشور تصريح كرد: وجود اين سيرك‌ها اين سؤال را در ذهن تداعي مي‌كند كه آيا سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان دامپزشكي كشور حتي يك بار نيز به اين سراغ اين سيرك‌ها رفته‌اند تا حيوانات دربند و اسير آن را مورد كنترل قرار دهند؟

وي تاكيد كرد: در حالي كه از نظر مردم تهران پارك طبيعت پرديسان محدوده‌اي امن و قلمرو سازمان حفاظت محيط زيست است هرچند در آن هزاران متر ساختمان ايجاد كرده‌اند، اما ديگر راه‌اندازي سيرك در اين قلمرو سبز جزو عجايب روزگار است.

وي خاطرنشان كرد: در حالي كه طرفداران محيط زيست و حيات وحش به حضور يك حيوان در يك سريال طنز به شدت عكس‌العمل نشان مي‌دهند و تاكيد دارند كه چرا موجب آزار و اذيت آن مي‌شويم، واقعا برپايي يك سيرك در محدوده سازمان محيط زيست چه توجيهي مي‌تواند داشته باشد؟!

مدير روابط عمومي انجمن حمايت از حيوانات:

به راه‌اندازي سيرك اعتراض مي‌كنيم

باقري، مدير روابط عمومي انجمن حمايت از حيوانات نيز با تاكيد بر اينكه اين انجمن به كل با ايجاد سيرك مخالف است خاطرنشان كرد: هر عملي كه منجر به آزار و اذيت حيوانات شود از نظر ما ممنوع بوده و بايد جلوي اين كار گرفته شود.

وي با تاكيد بر اينكه بايد از آزار و اذيت حيوانات به شدت پرهيز شود به ايسنا گفت: مشخص نيست نياز به سيرك چگونه احساس شده است؟

مدير روابط عمومي انجمن حمايت از حيوانات تاكيد كرد: در صورتي كه راه‌اندازي اين سيرك قطعي شود قطعا با همكاري تعدادي از تشكل‌هاي زيست محيطي كشور به اين امر اعتراض خواهيم كرد.

      در همين باره:

      - فاطمه جوادی : رعایت شئونات اسلامی شرط ما برای برگزاری سیرک در پردیسان است !- وبلاگ درخت بدون سايه

      - پرونده داغ موضوع در بالاترین
     - وقتی که رییس سازمان محیط زیست از زجر کشیدن حیوانات می خندد و شاد می شود. – ديده‌بان عزيز محيط زيست ايران

     -  نقدی بر مصاحبه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در روز جمعه 25 آبان 86

     - سیرک : سرگرمی شما=شکنجه آنها

     - راه‌اندازی سیرك در قلمرو سبز سازمان محیط زیست طنز تلخی را رقم زد!

     - «طنز تلخ» با حضور مسؤولاني از سازمان حفاظت محيط زيست اجرا شد....

     - بیانیه اعتراض آمیز انجمن حمایت از حیوانات اصفهان در خصوص برگزاری سیرک در اکوپارک طبیعت پردیسان

     - به بهانه راه اندازی سیرک حیوانات توسط سازمان محیط زیست در پارک پردیسان

     - سازمان محیط زیست سیرک راه انداخت!

     - ببینید ! این است سند جنایت سازمان محیط زیست !

     - راه‌اندازي سيرك در قلمرو سبز سازمان محيط زيست طنز تلخي را رقم زد! 

     - سازمان حفاظت از محيط زيست ایران يا سازمان بازاريابی سيرک ایتالیایی؟   - ماندانا

     - خانم جوادی در سيرک! 

     - بیا و مرگ ما را تماشا کن

     - حالا ديگه وقت رفتنه! سيرك هم كه هست ... بيكار نمي‌مانيد!

     - سرکار خانم جوادی متوجه جایگاه خود هستید؟

     - کمپین اعتراضی به استفاده از حیوانات در سیرک ایتالیایی Darix Togni در ایرلند. 

     - حاجیه خانم محموده احمدی نژاد؛ رئیس سازمان محیط زیست!  

     - سازمان محیط زیست مردود شد - استاد سیامک معطری

     - سیرک حیوانات درقلب سازمان محیط زیست = حماقت + بی سوادی 

     - کشف بزرگ خانم جوادی: مارها حیوانات مفیدی هستند!

     - من یک فیل هستم!

     - جبهه آزادیبخش حیوانات

     - سیرک در پردیسان

     - خانم جوادي! خجالت هم خوب چيزي است ...

     -