تبليغاتX
آوای سبز
آوای سبز وبلاگ شخصی است که عمدتا به مسائل اجتماعی و زیست محیطی می پردازد.

نکته: دوشنبه شب صحنه ای از یک سریال را می دیدم که مربوط به چگونگی قتل امیر کبیر در باغ فین بود.آنجایی که از دلاک حمام می خواهد با تیغ خود نام بزرگ امیر کبیر را در تاریخ ثبت کند. شنیده ام زمانی که دارالفنون در ایران ساخته شد ژاپنی ها هم آرام آرام به فکر پیشرفت و توسعه بودند. من فکر می کنم تفاوت ما و ژاپنی ها در یک جمله است: در ژاپن کسی بالاتر از قانون نبوده، نیست و نخواهد بود

راستی یادداشت شبانه گرین بلاگی ها را فراموش نکنید.این آقا لطیف حسابی کولاک کرده و طنزهای بامزه ای را نوشته اند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 10:2  توسط وحید نوروزی  | 

فراخوان جایزه مرحوم دکتر ابتکار را در وبلاگ جناب سید بزرگوار محمد مجابی دیدم.علیرغم آنکه جناب مجابی از قضایای سال گذشته و دلخوری اینجانب اطلاع دارند ولی به خاطر ارادت ویژه ای که به استاد مرحوم دکتر تقی ابتکار داشتم این را وظیفه خود دیدم که در سهم خود اطلاع رسانی کنم.یادش بخیر حدود ۱۱ سال فبل در همایش جمعیت آوای سبز  از قبل هماهنگی برای سخنرانی مرحوم استاد در فرهنگسرای ارسباران انجام شده بود.خانم مهسا رضایی کارشناس فعلی سازمان محیط زیست هماهنگ کننده سخنرانی استاد بودند.استاد آمدند ولی با کمی تاخیر...وقتی با عجله وارد سالن شدند قطرات درشت عرق را به آسانی بر پیشانی شان می توانستم ببینم.ایشان فرمودند واقعا نمی توانستند به دلایل خیلی مهم در آن ساعت بیایند ولی فقط به خاط قولی که به عده ای جوان عاشق محیط زیست داده بودند خودشان را هر طور شده به همایش رساندند...آن موقع حس قشنگی داشتیم از اینکه پدر رییس سازمان محیط زیست کشور در جمع ما بودند...سخنرانی واقعا شیرین و دلسوزانه ای هم داشتند.یادش بخیر...آن روزها واقعا یادش بخیر....

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 9:19  توسط وحید نوروزی  | 

 امروز صیح وقتی دفتر رسیدم کارمند دفتر نمابری نشانم داد که یکی از مدیران بزرگوار حسابی در پی نوشت یکی از نامه های من با ادبیات نامتعارف اینجانب را مورد لطف و مرحمت قرا داده بودند!! در شش کلمه پاسخ ایشان را اینگونه دادم: " پاسخ من برای شما سلام است" البته الان که این پست را می نوشتم یاد حکایتی هم افتادم که شاید آوردن آن به این مناسبت خالی از لطف نباشد. آن حکایت چنین است:

درتاریخ آورده اند که اوایل، امام ابوالقاسم قشیری از نظرات ابوسعید ابوالخیر درباره تصوف دل خوشی نداشت. گویند روزی امام قشیری به مریدانش اظهار نمود که رسم صوفیانه ما دربرابر محبوب همانند پیل است و از ابوسعید چون پشه!  خبر به بوسعید رسیده و درجواب چنین گفت: دربرابر عظمت دربار الهی من هیچ هستم فلذا پشه هم از آن توباد!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 19:27  توسط وحید نوروزی  | 

آدم های بزرگ همیشه کارهای بزرگ می کنند و از تشویق و یا هیاهوی دیگران هیچ وقت نه شاد می شوند و نه می هراسند.ساخت و افتتاح رسمی تونل توحید با حدود ففقط دو ماه وقفه از آن دست کارهای بزرگی بود که واقعا هر مدیری جرئت چنین ریسکی را به خودش نمی داد.اما دکتر محمد باقر قالیباف شهردار تهران این ریسک بسیار بزرگ را انجام داد و امروز نتیجه اش را همگان می بینیم.فارغ از آنکه اثرات و فواید این تونل در سطح شهری و ملی از نظر ریالی چقدر است من اعتقاد دارم آرامش روحی و روانی که مردم از افتتاح به موقع این پروژه به دست می آورند بسیار ارزشمند تر است.سالیان درازی است آنقدر پروژه های کوچک و بزرک اطراف خود می بینیم که بدون حساب و کتاب کشی چندین برابر زمان اولیه را به خود اختصاص داده اند که اینگونه کارها واقعا انسان را به وجد می آورد.

 

خدا قوت آقای شهردار

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 13:0  توسط وحید نوروزی  | 

 

۱- رییس پلیس راه کشور گفته اند:

در تصادفهای ناشی از نقص فنی خوردوها در سال جاری، سه هزار تن کشته و 29 هزار و 900 تن هم مجروح و مصدوم شده اند.(متن کامل را ببینید)

۲- ریس سابق انجمن خودروسازان کشور فرموده اند:

 سهم خودرو در تصادفات جاده‌اي 13 درصد است،  اين در حالي است كه 87 درصد سهم تصادفات خطاي انساني و استاندارد نبودن جاده‌ها است. ما مي‌پرسيم برنامه پليس راهور براي كاهش تصادفات ناشي از سهم 87 درصد ديگر انسان و جاده چيست؟ چرا سهم 87 درصدي را فراموش كرده‌اند و به دنبال سهم 13 درصدي هستند؟ (متن کامل)

۳-رییس پلیس راهنمایی رانندگی کشور هم فرموده اند:

 ترمز ضد قفل (ABS‌) تكنولوژي 30 سال قبل اروپاست و هم‌اكنون سيستم‌هاي ترمز هوشمند EBD جايگزين آن شده است .بررسي‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد استفاده از ترمز ABS در كشورهاي اروپايي تا 30 درصد موجب كاهش تلفات و تصادفات رانندگي شده است كه اين رقم در كشور ما به دليل عجله و شتاب در رانندگي و عدم حفظ فاصله طولي حتما بيشتر از اين رقم‌ها خواهد بود.(متن کامل)

۴-بنده حقیر سراپا تقصیر هم قبلا جایی گفته بودم:

وی با اشاره به این که در کشور ما چون خودروساز بی‌ رقیب است، خودش خودرو تولید می‌کند، خودش به آن استاندارد می‌دهد و خودش هم مجوزها را تایید می‌کند، اظهار کرد: با اعمال سیاست‌های غلط باعث شده‌ایم خودروهای استاندارد روز دنیا نتوانند وارد کشور شوند، چرا که در بخش ورود خودرو بسیار سخت‌گیرانه عمل می‌کنیم و مردم محکوم به استفاده از خودروهای داخلی هستند.(متن کامل)

۵- البته جای دیگری هم گفته بودم:

وي با بيان نتايج مطالعات فني در مورد برخي خودروها، اظهار کرد: کمربند ايمني خودروي پرايد نامناسب‌تر از ساير خودروهاي توليدي است و فاقد قفل تنظيم کننده ارتفاع کمربند و موجب آسيب جدي به گردن سرنشين مي‌شود.

وي افزود: در مدل‌هاي سال 78 و 79 اين خودرو، بروز نقص فني در عملکرد ترمز عقب و ترمز دستي 17 درصد بيشتر از انواع توليد خدورهاي ديگر است.

نوروزي خاطر نشان کرد: در مدل 79 تا 81 نقص فني و همراستا نبودن چرخ‌هاي محور عقب 9 درصد از توليدات ساير خودروها بيشتر است.

نوروزي با بيان اين که خودروي PK از نظر همراستايي محورهاي خودرو نامناسب بوده و 17 درصد مراجعان در اين آزمون رد شده‌اند، افزود: کيفيت قطعات اين خودرو بسيار پايين و افتادگي اگزوز در آن‌ها وجود داشت.(متن کامل)

۶-رییس پلیس راهنمایی تهران بزرگ هم فرموده اند:

ما در كشور نقص ساختاري داريم يعني در صنعت خودروسازي‌مان سياستگذار، توليدكننده و ناظر يك مرجع است و استانداردهاي ايمني و زيست محيطي را وزارت صنايع تاييد مي‌كند. اين در حالي است كه در تهران، حدود 280 هزار خودرو پلاك شده اما تنها 13 هزار خودروي فرسوده از دور خارج شده است. اين در شرايطي است كه خودروهاي فرسوده 30 برابر خودروهاي استاندارد هوا را آلوده مي‌كنند.(متن کامل)

۷-نتیجه گیری:

به به چه هوای خوبی! امروز واقعا برای پیاده روی روز مناسبیه! از الان باید فکر تعطیلات عید باشم...وای.....! چقدر عید خوش می گذره. پارسال عید جاده چالوس محاله یادم بره...! امسال فکر کنم ۶-۵ ماشین باشیم...خیلی باحال میشه.زغال و جوجه کباب و تشکیلاتش هم ردیفه! این مسئولین دلسوز هم همش دارند با هم دعوا می کنند راجع به خودرو و ایمنی و تصادف صحبت می کنند شب عیدی حال ما را می گیرن...! راستی خوشه مان هم تعیین شده دیگه باید بیشترحالشو ببریم! اون همه شور و حال محاله یادم بره....!

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 12:40  توسط وحید نوروزی  | 

خیلی اهل تعقیب برنامه های ورزشی نیستم و در تمام عمرم شاید دو بار با اغفال دو نفر از دوستانم به استادیوم آزادی رفته ام.به تبع آن برنامه ۹۰ را هم به جز ۴-۳ برنامه در حد نیم ساعت بیشتر ندیده ام. در این میان، عادل فردوسی پور مجری جوان،مسلط و باهوش برنامه نود را هم که چندان به خطوط قرمز توجه نمی کند واقعا تحسین می کنم.اخیرا عادل خان وارد یک بازی بدی شده است که خودش هم نمی داند چگونه باید از آن خارج شود. نظرسنجی محبوب ترین تیم فوتبال ایران در یکی از برنامه ها، اجتماع 150 هزار نفری طرفداران تراکتور سازی تبریز به نشانه تقلب در نتیجه نظرسنجی پیام کوتاه و اختصاص بخش قابل توجهی از برنامه بعدی برنامه ۹۰ به انعکاس مصاحبه با این طرفداران پرشور آذری زبان، دست به دست هم داده اند تا محبوبیت عادل خان فردوسی پور در میان آذری زبانها به شدت تقلیل یابد.به نظرم عادل اصلا از اول نباید وارد این بازی می شد.قومیت و زبان دو واژه ای است که هر فردی در ایران به آن ورود کند چندان برنده بیرون نمی آید.مصاحبه با چند جوان پرشور و علاقمند شهرستانی که حتی فارسی را به زحمت صحبت می کنند و پخش آن در برنامه ۹۰ با هدف مظلوم نمایی عادل خان، جز استهزای قومی معنای دیگری نمی تواند داشته باشد.حداقل عادل خان باید این قسمت اخیر اعتراض آذری زبانها به نتیجه نظر سنجی را به این نحو نباید تهیه و پخش می کردند. چون ایشان با هدف از پیش تعیین شده و هوشمندی خاص خود می خواستند طرفداری سایر هموطنان را به دست آورند و حقانیت خود را ثابت کنند.به قول جناب درویش هدف وسیله را توجیه نمی کند، می کند؟! درس برنامه نود به سیاسیون به روایت رسول بهروش در روزنامه گل را هم اینجا ببینید.

بدون ربط: راستي یادتان است در دوره دبستان با سه رنگ سبز و سفيد و قرمز پرچم کشورمان آشنا شدیم و دانستیم مقدس ترین نماد هر مملکتی پرچم آن کشور است ؟ همانطوری که در تصویر می بینید متاسفانه چاپ غیرحرفه ای و عدم نظارت بر نصب یک بنر در یک مراسم رسمی رنگ پرچم کشورمان را به آبی-سفید و قرمز تغییر داد...! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 19:30  توسط وحید نوروزی  | 

امروز صبح زود مجری رادیو پیام جمله زیبایی گفت: هم میشه یه منظره بسیار زیبا را دید هم میشه کثیفی پنجره را دید.بستگی داره نگاه ما به آنچه که انفاق می افتد چگونه باشد..... یكی قشنگی مزرعه رو میبینه و یكی كثیفی پنجره،این تویی كه تصمیم میگیرى چی ببینی امیدوارم همیشه قشنگ ببینی ... حتی از پشت پنجره كثیف.....

  

 بدون ربط: گزارش تصویری تئاتر دزدآب در جشنواره تئاتر فجر را اینجا ببینید...

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 7:43  توسط وحید نوروزی  | 

بدشانسی از این بدتر نمیشه! وزیر راه و ترابری امروز نمایشگاه وزارت راه در ساختمان مجلس را افتتاح می کنند.دیروز قطار توربوترن مشهد به تهران از ریل خارج شد و تعدادی از هموطنان جان دادند.امروز هم توپولف دیگری در مشهد دچار حادثه وحشتناکی شد!

خدایی اگه جای وزیر راه بودین و در این موقعیت گرفتار می شدین چه می کردین؟!!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 9:35  توسط وحید نوروزی  | 

در سایتها خبری با این مضمون دیدم:سرپرست محيط زيست استان تهران گفت: محيط زيست هيچ ايستگاه سنجش آلودگي صوتي ندارد و اين مسئله در حيطه وظايف اين سازمان نيست. این موضوع بهانه ای شد به چند نکته اشاره کنم:

۱-آلودگی صوتی نه تنها دست کمی از آلودگی هوا ندارد بلکه در برخی موارد اثرات سوء آن بسیار بدتر هم می باشد.متاسفانه چون اثرات آن بالاخص در محیط شهری در کوتاه مدت ملموس نیست و به نوعی شهروندان به آن خو گرفته اند عملا از حیطه نظارتی و فعالیتهای موثر برای کاهش آلودگی صوتی دور افتاده است.اثرات آلودگی صوتی آنقدر وحشتناک است که حتما قابل مقایسه با آلودگی هوا می باشد.

۲-اظهار نظر رییس محیط زیست تهران آنقدر تعجب آور است که بگوییم خورشید در روز وجود ندارد بلکه در نیمه شب طلوع می کند.کافی بود ایشان فقط کلمه " آلودگی صوتی+قوانین"  را در یک جستجوگر اینترنتی تایپ می کردند و آن وقت تکالیف سازمان محیط زیست را در گوگل ملاحظه می فرمودند. به عنوان مثال ماده ۲۷ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا می گوید: (متن کامل قانون را ببینید)


 "ايجاد هر گونه آلودگي صوتي بيش از حد مجاز ممنوع مي باشد. آيين نامه جلوگيري از آلودگي صوتي توسط سازمان حفاظت محيط زيست تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد. "

۳- از سوی دیگر آيين نامه اجرايي نحوه جلوگيري از آلودگي صوتي مربوط به ماده ۲۷ قانون مذکور در تاریخ ۱۹/۳/۷۸ در ۱۴ ماده و چندین تبصره به تصویب هیئت وزیران رسیده و بی خبری محیط زیست از آن جای تعجب بسیار دارد (متن کامل آن را ببینید). ‌ماده 2 این آیین نامه صراحتا به تعیین حد مجاز يا استاندارد آلودگي صوتي توسط سازمان‌حفاظت محيط زيست اشاره نموده و تبصره ‌ماده 3  آن ، تعیین روشهاي سنجش ميزان آلودگي صوتي و شرايط ارائه نتايج مربوط را از وظایف روشن سازمان محیط زیست تعیین کرده است.حتی در یک ماده به مجازات ایجاد کنندگان آلودگی صوتی و نقش سازمان محیط زیست بسیار شفاف پرداخته شده است.

۴- در همین جستجوی اینترنتی که به نیابت از دوستان محیط زیست تهران انجام دادم به گزارش جالبی از روزنامه ابتکار خوردم که مشاهده آن رات برای اطلاعات بیشتر توصیه می کنم(اینجا را ببینید)

۵-روز پنج شنبه بنا به اعلام قبلی دفتر خانم دکتر ابتکار رییس محترم کمیته محیط زیست شورای شهر ایشان از دو ایستگاه سنجش آلاینده های شرکت کنترل کیفیت هوا، مرکز معاینه فنی نیایش و اولین ایستگاه سنجش شدت صوت خودروها که هنوز رسما افتتاح نشده بازدید داشتند.من فکر می کنم در بخش آلودگی صوتی هم مانند آلودگی هوا نقش دایه مهربانتر از مادر را ایفا می کنیم ولی به هر حال باید یکی پیش قدم می شد. هر چند در سنجش آلودگی صوتی سطح شهر هم کنترل کیفیت هوا پیش قدم شده و آنقدر پیشرفت کرده که محیط زیست تهران آن را وظیفه شهرداری می داند!!! امیدوارم تا زمانی که استاندارد آلاینده صوت ناشی از خودروهای در حال تردد توسط محیط زیست تعیین و ابلاغ می شود روزانه حداقل ۵۰ دستگاه خودرو را به طور آزمایشی تست کنیم تا بانک اطلاعاتی قابل استنادی برای دوستان محیط زیست داشته باشیم!

خبر این بازدید را اینجا و گزارش تصویری را اینجا ببینید. مطلب هوای پاک و تنگنای پایتخت را که قطعا نیاز به ویرایش اساسی هم دارد ببینید

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 14:12  توسط وحید نوروزی  | 

    حتما می دانید مدت زیادی سکوت کردم و چند وقت پیش هم در همین وبلاگ در پست مشق آلودگی هوا و حرف آخر در این بخش...! نوشتم که:

" ....به سکوت رسانه ای خودم ادامه خواهم داد......"

اما حتما دیدید که نتوانستم خودم را راضی کنم تا حرف نزنم.بیش از ۱۰ سال است در بخش آلودگی هوا کار می کنم و ۱۵ سال است که محیط زیست تمام زندگی ام شده است.حدود ۱۱ سال هم است که با رسانه ها ارتباطات بسیار خوبی دارم و فقط در مورد محیط زیست و چند سال اخیر فقط در مورد آلودگی هوا اطلاع رسانی در حد وسع و توانم انجام می دهم. همه می دانیم که یکی از عوامل موفقيت کشورهای موفق در مبارزه با آلودگي هوا ضمن رشد اقتصادي نیل به يك اتفاق نظر ملي است مبني بر اينكه خسارت آلودگي هوا بر سلامتي انسانها بايد متوقف گردد و یکی از مهمترین اقدامات برای این امر فشار افكار عمومي و وسائل ارتباط جمعي و افزايش آگاهي نسبت به مسئله آلودگي هوا می باشد.من خوشحالم که تا حد زیادی در حساس کردن مسئولین و افکار عمومی به اثرات مخرب آلودگی هوا نقش داشته ام و خدا را شاکرم. اما متاسفانه امروز در شرایطی این مطلب را می نویسم که از صمیم قلب غمگین و مبهوتم. هفته هوای پاک تمام شد و به نظرم می رسد حرفهای من هم تمام شده باشد...من علیرغم میل باطنی ام تصمیم گرفتم که دیگر واقعا سکوت کنم. با نهایت تاسف باید بگویم این بار هم خودی ها و عزیزانی که من فکر می کردم دوستشان دارم مرا به سوی این تصمیم سوق دادند.به خاطر مصلحت هایی شایسته نیست چیزی بیشتر از این بنویسم و از دلایل این تصمیم چیزی بگویم ولی فعلا بنا دارم در سکوت مطلق رسانه ای باشم. به توصیه "میم جیم زمان" فقط اجازه می خواهم این سکوت رسانه ای در وبلاگ آوای سبز رعایت نشود.من تمام نقطه نظراتم در مورد آلودگی هوا را در وبلاگ آوای سبز خواهم نوشت چرا که اگر هم نگویم و هم ننویسم دچار مرگ و نیستی خواهم شد که از روحیه من بعید است.حداقل دو بیت شعر استاد شفیعی کدکنی به من این اجازه را نمی دهد: 

حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کاسوده میان دشت شب خفته است
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است

برای همین از این پس فقط در وبلاگم خواهم نوشت.....

اما برای حلال کردن برخی عزیزان در این دنیا و چه بسا در آن دنیا به خاطر برخی امور نیاز به قلبی بزرگ است که متاسفانه فاقد آن هستم!

یا حق

بی ربط: حاشیه نگاری ایلنا  از جلسه دیروز شورا را ببینید!

خدايا چنان كن سرانجام كار تو خوشنود باشي و ما رستگار

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 14:20  توسط وحید نوروزی  | 

مدیر عامل محترم سایپا امروز فرموده اند:حفاظت از گونه‌های مختلف آهو را به‌عهده می‌گیریم.

یاد جمله ای از مدیر کل محیط زیست وزارت صنایع افتادم که پارسال فرمودند: خودرو برای خودروساز همانند مسواک است که داروخانه هیچ مسئولیتی پس از فروش آن ندارد.معنی اش آن است که خودروساز هیچ تعهدی در قبال محصول فروخته شده ندارد.این تعهد خارج از تعهد خدمات پس از فروش عادی است.نعهد اجتماعی مد نظر است.البته همین که سایپا حداقل پذیرفته در قبال آهوان این مرزوبوم دارای تعهد اجتماعی است نوعی پیشرفت  است اما یادمان باشد که حدود یک میلیون خودرو الان در سطح شهر تهران وجود دارند که مبدل کاتالیستی آنها تخریب شده است.یعنی حداقل ۱۰-۸ برابر یک خودروی معمولی دارای یورو۲ آلودگی تولید می کنند.خودروساز می گوید به من ربطی ندارد.محیط زیست هم کاری از دستش بر نمی آید.دیگران هم خود را به نشنیدن می زنند.آیا کودکان معصومی که این حجم از آلاینده ها را تنفس می کنند واجب ترند یا آهوان زیبای سرزمین من؟!

نکته: خبر تردد 2 ميليون خوروي فرسوده در تهران بسیار وسیع در رسانه ها پوشش داده شد.فکر می کنم حدود ۳۰ روزنامه و حداق۲۵ سایت و خبرگزاری و... به این مطلب پرداختند.باشد که نتیجه ای حاصل شود.

نکته مهم: احترام ویژه ای برای محمد درویش قائل هستم و صمیمانه دوستش دارم. پست اخیر جناب درویش با عنوان وقتی که وحید نوروزی حرف صفار هرندی را تکرار می‌کند! را خواندم.مقداری کم لطفی است ولی به واقعیتهای ارزشمندی اشاره کرده اند.البته من این منظور را نداشتم و وقتی از واژه احساسی آهوان زیبای سرزمین من استفاده کرده ام نشانگر اوج علاقه ام به محیط زیست بالاخص حیات وحش آن می باشد.شاید نتوانسته ام مطلب را درست ادا کنم ولی به هر حال از تذکر ایشان ممنونم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 19:48  توسط وحید نوروزی  | 

امروز شانزدهمین نشست پاتوق سبز به هفته هوای پاک اختصاص داشت. متاسفانه فعلا با عرض پوزش حس نوشتن در مورد هوای پاک و آلودگی هوا را ندارم. فقط امروز در این نشست حرف آخرم را زدم که خبرگزاری فارس هم کمی پراکنده تر اینجا آورده است. ایلنا پیشنهادات و نقطه نظرات مطرح شده را اینگونه آورده و خبرگزاری دولتی ایرنا هم به این موضوع به گونه ای دیگر اشاره کرده است. البته خانم نگار حسینی از سبز پرس هم اینگونه  مطرح کرده اند.تصاویر پاتوق امروز را هم ببینید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 19:57  توسط وحید نوروزی  | 

مجسم کنید این تصویر و این اقدام عجیب در قطع صدها اصله درخت در شهر تهران و در یک پارک محلی تحت پوشش شهرداری تهران می افتاد.چه مطالبی که در خبرگزاریها و روزنامه ها نوشته نمی شد! چه وبلاگ نویسهایی که آه و شیون راه نمی انداختند.اما حالا ببینید اصلا آب از آب تکان نمی خورد.خیلی عجیب است اما واقعیت همین است.در دنیای سیاست هم همین اتفاقات کم و بیش می افتد.بعضی کارها و حرفها از برخی افراد، شایسته برخورد به شدید ترین نحو محسوب می شود ولی برای برخی افراد بلامانع است!

کاملا بی ربط: دیدن این تصاویر فوق العاده زیبا و همینطور این تصاویر را از دست ندهید و مطلب افشای پشت پرده هاچ زنبور عسل و پدر پسر شجاع ! را هم که بی ارتباط به تصاویر نیستند ببینید....!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 16:7  توسط وحید نوروزی  | 

این عکس در سایت فردا آنقدر حال و هوای این روزهایم را برایم تداعی کرد که حیفم آمد از آن بگذرم....واقعا این عکس هزاران صفحه پند و مطلب اخلاقی را در خود جای داده است.وقتی با تمام وجودت به کاری که اعتقاد داری فکر می کنی و آن را انجام می دهی و یک مرتبه شخص دیگری با بخل و کینه و حسادت ریشه کار شما را چنان می زند که حتی فکرش را هم نمی توانید بکنی واقعا به نظرتان چه حسی به آدم دست می دهد....؟ اجازه دهید به دیدن عکس و هر آنچه که خود از آن برداشت می کنیم کفایت کنم...خیر در آن است که اتفاق می افتد.... 

باج‌خواهی جدید خودروسازان از دولت را هم ببینید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 11:39  توسط وحید نوروزی  | 

بعضی اوقات آدم چیزهایی می شنود و کارهایی می بیند که خیلی زیاد یاد دوستان رفته به آن سوی آبها برای تحصیل و زندگی در ذهنش زنده می شود (مثل این مطلب) ولی فکر کنم و اعتقاد دارم باید ماند.باید ساخت.باید آباد کرد.باید کوشید.باید تلاش کرد.باید کمک کرد.باید آگاه کرد.ایران اسلامی ما باید سرافراز و پایدار بماند و خواهد ماند....ایران آسمانت همیشه آبی باد.نهرها و رودهایت همیشه جاری باد.مزارع و کشتزارهایت همیشه پر محصول باد.مردان و زنان لایقت همیشه پایدار و استوار باشند.

زنده باد وطنم...........

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 13:16  توسط وحید نوروزی  | 

ظاهرا تصمیم به سکوت رسانه ای حداقل در مورد من به این راحتی ها امکان پذیر نیست! فردا جلسه بسیار مهمی در مورد آلودگی هوای تهران در دفتر رییس جدید سازمان محیط زیست تشکیل می شود که چون اولین جلسه با حضور ایشان است موضعگیری ایشان در قبال گزارش کارگروه کاهش آلودگی هوای تهران بسیار مهم به نظر می رسد.در گفتگوی دوستانه ای که دیروز با جناب فراهانی دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری مهر داشتم بخشی از دغدغه ها و بیم و امیدهای خود را به انحاء مختلف مطرح کردم. این مطلب را هم بخوانید.

خبر روزنامه همشهری در همین مورد را اینجا و نیز دو خبر مختلف در این مورد را اینجا ببینید و در نهایت این چند جمله در جلسه روز دوشنبه کارگروه کاهش آلودگی هوای تهران را ببینید.اخبار این جلسه جالب را اینجا،اینجا و اینجا ببینید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 13:23  توسط وحید نوروزی  | 

۱-نکته اول آنکه تا اطلاع ثانوی که خودم زمان آن را تشخیص خواهم داد برای رضایت قلبی عزیزانی که نگران زیاد بودن مصاحبه ها، ایجاد جریانهای خبری با محور معاینه فنی خودرو و آلودگی هوای تهران و سایر مطالب مطرح شده توسط اینجانب در رسانه های گروهی بودند و گمانهای عجیب و غریب در مورد فعالیتهای رسانه ای من داشتند به سکوت رسانه ای خودم ادامه خواهم داد.کلیه مطالب مرتبط با معاینه فنی هم توسط معاونین من در آنجا مطرح خواهد شد.دوستان عزیز نفس راحتی بکشند!!! البته خوشحالم که در این مدت ارتباطم با رسانه ها اعم از چپ و راست و بیطرف فارغ از گرایش سیاسی و خطی و با هدف مهار آلودگی هوای تهران در حد مطلوبی بود و من به این ارتباطات می بالم و در آینده برای اطلاع رسانی شفاف و صادقانه توسط رسانه ها از هیچ کوششی دریغ نخواهم کرد. بدون شک هیچ کس جز خود اصحاب جراید نمی تواند در مورد کیفیت فعالیتهای رسانه ای یکسال و نیم اخیر ، میزان و نحوه پاسخگویی و سایر موارد مرتبط امتیاز دهد که امیدوارم در نزد اصحاب رسانه نمره قبولی را گرفته باشم حداقل تلاشم برای آن بوده است!

حرف آخرم را هم در دفتر مشق خود در بخش آلودگی هوای تهران اینگونه می نویسم که  مدیریت مهار آلودگی هوای شهر تهران در سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان متولی اصلی آن اگر اینگونه پیش برود قطعا عایدی در حد صفر خوهد داشت.فعالیتهای پراکنده در سازمانها و وزارتخانه های مختلف هم بیشتر نقش مسکن موقتی را ایفا خواهند کرد. به هر چه که اعتقاد دارید سوگند یاد می کنم و  این جمله را ۱۰ بار می نویسم که:

-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.

-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.

-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.

-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.

-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.

-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.

-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.

-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.

-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.

-آلودگی هوای تهران برنامه و متولی ندارد.

 

۲- البته جناب حیدرزاده  امروز با محیط زیستی ها بازی پینگ پنگ راه انداخته و جناب رشیدی هم از لطف باد در هوای تهران خبر داده اند که خواندن هر دو مطلب را توصیه می کنم.

۳- هفته گذشته را به طور کامل درگیر برگزاری نخستین تور حمل و نقل شهری بودم که اخبار و اطلاعات آن در اینجا و لینک های مرتبط که در زیر همین خبر آمده موجود است.در مجموه هفته بسیار جالب و پر جنب و جوشی داشتیم.تعدادی از شورایاری ها، ائمه جماعات، اساتید و دانشجویان ترافیک، خبرنگاران رسانه های گروهی و در نهایت تعدادی از نمایندگان مجلس در ۵ روز پیاپی مهمان ما بودند که دهها و صدها حاشیه جالب نیز با خود داشتند که یکشنبه هفته آینده در همشهری مسافر سفرنامه این تور به طور کامل چاپ خواهد شد.

19561/DSC07540.JPG

۴-در شب تاسوعا اتفاق جالبی در کوچه نسبتا شلوغی که محل هیئت عزاداری در آن کوچه قرار داشت افتاد که ذکر آن خالی از لطف نیست. ساعت حدود ۱۲ شب در کوچه ای که هر دو طرف ماشین پارک شده بود راننده پراید مقابل خودروی حمل زباله شهرداری به صورت شاخ به شاخ ایستاده بود و مدعی بود که خودروی حمل زباله از سمت چپ حرکت کرده در حالی که طبق قانون راهنمایی و رانندگی باید از سمت راست حرکت می کرد!!! به هیچ قیمتی هم حاضر نبود راه را باز کند و مدام تکرار می کرد این راننده باید ادب شود.بگذریم که ما عابرین هر چقدر سعی کردیم سمت راست این معبر را که به خاطر پارک خودرو در طرفین فقط برای عبور یک خودرو مسیر باقی مانده بود شناسایی کنیم ولی بالاخره با خواهش و التماس چند رهگذر و به احترام ایام عزاداری به این ماشین اجازه عبور داد.یه چیزی شبیه از اینوری غش کردن را حتما شما هم شنیده اید که فکر می کنم در این مواقع از آن استفاده می کنند.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 19:49  توسط وحید نوروزی  | 

۱- بعد از نشست سران زمین در ریودوژانیرو در حدود ۲۰ سال قبل،گردهمایی در این سطح و عظمت برای یک نگرانی بزرگ محیط زیستی در ۲۰ سال اخیر بی سابقه است.هر چند کشورهای در حال توسعه همیشه با اینگونه نشستها بسیار بدبینانه برخورد کرده و همواره آن را توطئه ای برای بیشتر عقب نگهداشتن خود می دانند اما واقعیت آن است که ما یک زمین بیشتر نداریم و بایستی به سهم خود هر اقدامی هر چند کوچک از دستمان بر می آید انجام دهیم.ما چاره ای جز اعتماد و حضور فعال در اینگونه نشستها با حفظ منافع استراتژیک نداریم.

۲- مهمترین بحث این نشست مقابله با گرمایش زمین و عامل اصلی آن یعنی انتشار گازهای گلخانه ای و در راس آن دی اکسید کربن است که منبع اصلی آن سوختهای فسیلی هستند. نقش شهر یا کشور ما در کاهش دی اکسید کربن می تواند در بخشهای ذیل خلاصه شود:

-در بخش ساختمان: از قبیل استفاده از انرژیهای نو، اسفاده از پنجره های دوجداره، کنترل هوشمند درجه حرارت در واحدهای مسکونی و اداری و...که همگی در مبحث ۱۹ مقررات ملی زمین و ساختمان کشورمان به روشنی درج شده اند.نقش شهرداری در این مورد بسیار حیاتی است.

- در بخش حمل و نقل: از قبیل تولید خودروهای با مصرف سوخت و آلایندگی کم و  گسترش حمل و نقل عمومی پاک یعنی مترو به هر قیمتی!

- در بحث صنعت: الزامی کردن ارزیابی زیست محیطی و ممیزی انرژی مهمترین اقدام است. ممیزی انرژی نشانگر میزان مصرف انرژی به ازای واحد تولید است که جالب است بدانیم در بخش صنعت کشور ما حدود ۵ برابر حد جهانی است.راهکارهای بدون هزینه، کم هزینه و پرهزینه سه راهکار شناخته شده برای کاهش شدت انرژی و به تبع آن کاهش گازهای گلخانه ای است.بهتر است بدانیم صنایع مربوط به آجر، سیمان، آهن و فولاد، پتروشیمی و نفت و گاز ۵ صنعت به شدت تولید کننده گازهای گلخانه ای هستند که به تنهایی حدود ۷۰ درصد انرژی بخش صنعت در ایران را مصرف می کنند.

۳-نکته بسیار مهمی که علاوه بر بند دوم باید اشاره کنم که در صحبت دیشب با ناصر کرمی عزیز به آن اشاره شد تغییر روش زندگی و به عبارتی تغییر نگرش به حیات در کره زمین از بعد اخلاقی است.تا کنون معاهدات بزرگ بین المللی در حوزه محیط زیست و توسعه پایدار عمدتا بر مسائل تکنیکی و فنی و راهکارهای اقتصادی بوده است این در حالی است که دستیابی به پایداری می تواند و در وهله اول باید به عنوان یک امر انسانی و اخلاقی و حتی یک فضیلت دینی و مذهبی مطرح شود.هم اکنون کمپین انتخاباتی تمام سیاستمداران در اغلب نقاط زمین بر مبنای رساندن شهروندان به متوسط سطح زندگی یک شهروند اروپایی یا آمریکایی است که عین خطا است.کشورهای توسعه یافته باید بپذیرند که اگر قرار باشد تمام دنیا شبیه آنها شوند در چه مدت زمان کوتاهی تمام منابع دنیا نابود خواهد شد.لذا ایده تغییر نگرش در نوع زندگی با تاکید بر بعد اخلاقی آن چیزی است که حلقه مفقوده بشر است.فقط کافی است مجسم کنیم مردم چین و هند هم بخواهند همانند یک اروپایی یا آمریکایی مصرف کنند و به تبع آن زباله تولید کنند! نکته آن است که بشر برای دستیابی به پایداری محیطی و توسعه پایدار نیازمند تغییر گسترده در شیوه معمول زندگی خود است.اما این تغییر چنان بزرگ و همه جانبه است که ابعاد آن عملا از حوزه های تکنولوژیک، اقتصادی و سیاسی فراتر می رود.از اینرو در این باره بحث جدیدی تحت عنوان " نوسازی ما بعد طبیعی" مطرح می شود.یعنی مرحله ای از نوسازی فراگیر و بنیادی که از چارچوب های طبیعی خارج شده و جنبه متافیزیکی و معنوی به خود می گیرد.انسان نیازمند دستیابی به یک نوسازی مبتنی بر معنویت و اخلاق است و گرنه هرگز به پایداری محیط دست پیدا نخواهد کرد.

۴-یکی از اتهامات برگزار کنندگان این نشست خلع سلاح خاورمیانه از اهرم نفت است. اتفاقا من اعتقاد دارم به دلیل شرایط جوی کشورهای خاورمیانه مطرح کردن دکترین بسیار عجیب و غریب خاورمیانه بدون نفت با انرژیهای پاک  و یا در نظر گرفتن افق زمانی مشخص برای ایده خاورمیانه به سوی انرژی پاک در شرایط حاضر ضمن خطرناک بودن بسیار زیاد مورد توجه قرار خواهد گرفت.هر چند می دانم که این نگاه صرفا زیست محیطی است و شاید سیاستمداران و تصمیم گیرندگان در دنیای واقعیت حتی جرئت فکر کردن به آن را نداشته باشند اما مطرح کردن این ایده از سوی یک سیاستمدار میانه رو علاقمند به کره زمین در یک کشور متکی به نفت و در حال توسعه بسیار مورد توجه قرار خواهد گرفت با این حال نگاه آقای اوباما رییس جمهوری آمریکا به محیط زیست و از جمله گازهای گلخانه ای به عنوان یکی از مهمترین کشورهای تولید کننده گازهای گلخانه ای نیز نکته ای است که نباید از آن غافل ماند.شخصی که چه در زمان انتخابات و چه هم اکنون بیشترین ژستهای محیط زیستی را گرفته ریاست کشوری را به عهده دارد که بیشتری گازهای گلخانه ای را در زمین تولید می کند!

 الف)  این خبر ایسنا را ببینید.بعدا مفصل راجع به آن خواهم نوشت.

ب) میز گرد سه نفره آقاین حیدرزاده، رشیدی و من را در تهران امروز صفحه 15 مورخ 23 آذر88 ببینید.

ج)یادداشت نشست کپنهاک و چند نکته را در روزنامه تهران امروز صفحه 15 مورخ 26 آذر88 ببینید.

د) مصاحبه مرتبط با معاینه فنی  را هم در صفحه 7 روزنامه اقتصاد پویا مورخ ۲۳ آذر۸۸ ببینید.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 14:57  توسط وحید نوروزی  | 

۱) دیروز صبح حدود یکساعت و نیم با خبرنگار همشهری مسافر مصاحبه داشتم.موضوع صحبت استاندارد آلایندگی خودروهای نو و کیفیت سوخت بود.نکات جدیدی مطرح شد که فکر می کنم باید به دنبال جواب آنها بود.

۲) دیروز جناب آقای ناصحی مشاور شهردار تهران و رییس مرکز فعالیتهای دینی شهرداری بازدیدی از ستاد معاینه فنی خودرو داشتند.حدود سه ساعت میزبان ایشان بودیم.یکی از مهمترین محورهای جلسه بررسی پیشنهاد اینجانب بود که موضوع حق الناس و مدیریت ترافیک را قبلا داده بودم.در نهایت در خصوص اعلان عمومی و فراخوان برای مقاله و... و همینطور برگزاری همایش حق الناس و مدیریت ترافیک به تصویب رسید.در حقیقت هدف من از این پیشنهاد آن بود که علمای دینی وارد بخشهای مختلف ترافیک که ارتباط مستقیم با جان و مال و وقت شهروندان دارد بشوند.عدم رعایت قوانین ترافیکی، رانندگی با خودروی معیوب و آلاینده، تولید خودروی بی کیفیت، کارشکنی در توسعه حمل و نقل عمومی، چشم بستن بر روی برخی تخلفات ریز و درشت ترافیکی توسط مجریان قانون و... همگی می توانند در این دایره تعریف شوند.فکر میکنم بشود باب تازه و ارزشمندی را با این پیشنهاد برای ترافیک تهران باز کرد. تجاوز به حق الناس از سوی من شهروند یا هر مقام دیگری به هر لباس و مسئولیتی عین گناه است و اگر خداوند متعال در آن دنیا از تعدی به حق الناس نمی گذرد پس علمای دینی، مسائل روز قرن بیست و یکمی را می توانند با منابع دینی ما تطبیق داده و چاره ای بیندیشند.

۳) دیروز بازدیدی از روزنامه تهران امروز داشتم.جناب حیدرزاده و جناب رشیدی هم تشریف داشتند.نشست خوبی هم با جناب دکتر بابایی مدیر مسئول جوان و هیشه خندان تهران امروز، سردبیر جدی و خانم رضایی خبرنگار تیزبین سرویس اجتماعی داشتیم.عمده بحث بر روی نشست کپنهاک و آلودگی هوای تهران و توسعه پایدار بود.یکی از نکات جالب این بازدید مطرح کردن سوژه هجرت زیست محیطی توسط آقای حیدرزاده بود که اگر در جمع خبرنگاران مطرح می شد برای خودش بامزه می شد! یکی از حاضرین کوچ لک لک ها و کلاغ ها به خاطر آلودگی هوا را مطرح کرد و من به شوخی گفتم بعد از آنها نوبت آقای حیدرزاده است! در نهایت من فکر می کنم تهران امروز می تواند در ۳ ماه اخیر ابتکار عمل را در حوزه مدیریت آلودگی هوای تهران با برگزاری میزگردهای چالشی و کاربردی ایفا کند.

۴)فکر نکنید دیروز همین سه کار را انجام دادم.از ۷ صبح تا ۵/۷ شب مشغول فعالیت بودم.بالطبع انجام کارهای اداری روز مره در هر روز بیش از ۷۰ درصد فعالیتهای من را به خودش اختصاص می دهد.این سه مورد نکات مورد توجه بودند.بالاخره باید به گونه ای کار کنیم که نان شهرداری بر ما حلال بشود!

۵)آقای گودرزی خبرنگار جوان و فعال سابق اعتماد ملی و خبرنگار فعلی وطن امروز یکی از پست های وبلاگ آوای سبز را به صورت یادداشت در صفحه 9 روزنامه مورخ ۱۶ آذر ۸۸ درج کرده اند.هر چند ایشان موقعی خبر را به من دادند که مطلب در حال چاپ بود با این حال خواهش کردم که اشاره شود مطلب فوق یادداشت نیست بلکه نقطه نظرات شخصی من در وبلاگ است که فردای آن روز در شماره بعدی روزنامه در گوشه سمت چپ پایین صفحه 6 تصحیح کردند.

۶) وبلاگ نماینده رشته کامپیوتر که متعلق به یکی از دانشجویان کامپیوتر دانشگاه آزاد اسلامی دماوند است در اینجا اظهار محبتی به من داشته اند که وظیفه خود می دانم از ایشان تشکر کنم و حتما لایق این مطالب  هم نیستم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 10:40  توسط وحید نوروزی  | 

جلسه دیروز کمیته هماهنگی مدیریت آلودگی هوای تهران طبق معمول به ریاست دوست قدیمی ام  هادی حیدرزاده و دبیری اینجانب برگزار شد.در حقیقت ۱۵ سال است که من و هادی در کنار هم هستیم. دقیقا ۱۵ سال است شعار محیط زیستی می دهیم و ۱۵ سال است که با تمام وجود سعی می کنیم به شعارهای زیست محیطی که می دهیم پایبند باشیم.در حقیقت من و هادی هیچ گاه وارد سیاست نشده ایم و تنها آمال و آرزویمان بهبود وضعیت محیط زیست است.زمانهایی که در جلسات مشترک با هم هستیم بالاخص اگر موضوع جلسه آلودگی هوا باشد احساس بسیار خوبی دارم چون هادی حیدرزاده اهل مماشات و سکوت نیست و در راه اعتقاد محیط زیستی اش آنقدر قرص و محکم سخن می گوید که هر شنونده ای را مجذوب می کند.من به این همراهی ۱۵ ساله می بالم و امیدوارم کماکان بتوانیم قدمهایی هر چند کوچک برای محیط زیست کشورمان برداریم.

همان طوری که در پست قبلی نوشتم به مدیریت آلودگی هوای تهران انتقاد جدی دارم.دیروز سومین جلسه کمیته هماهنگی مدیریت آلودگی هوای شهرداری تهران را برگزار کردیم.این کمیته یکی از کمیته های شورای عالی سلامت شهرداری است که وظیفه اش هماهنگی درون سازمانی است که با کارگروه کاهش آلودگی هوای تهران که به ریاست استانداری و دبیری محیط زیست تهران تشکیل می شود تفاوت اساسی دارد.به هر حال ما نمی توانیم دست روی دست بگذاریم تا ببینیم دیگران چه می کنند در نتیجه حتی اگر بتوانیم یک قدم کوچک هم برای بهبود کیفیت هوا برداریم این کا را می کنیم.اخبار مربوط به این جلسه و همینطور اعلام هفته هوای پاک با شعار "مترو و هوای پاک" را اینجا ، اینجا و اینجا می توان دید.مطالبی را که در این سه لینک آمده کاملا گویا می دانم که نیاز به توضیح بیشتر احساس نمی کنم.موضوعی که در مورد مترو و هوای پاک باید اضافه کنم آن است که تمام دنیا به این موضوع رسیده اند که مترو به عنوان یکی از پاک ترین سیستم های حمل و نقل ریلی یکی از بهترین گزینه های حمل و نقلی دوستدار محیط زیست است و ما محیط زیستی ها باید تلاش کنیم گسترش مترو در تهران و سایر شهرهای کشور سرعت گرفته و سلیقه های فردی و سیاسی بازی لطمه ای به آن وارد نکند.مترو به هر قیمتی باید پیشرفت کند و من اعتقاد دارم اختلا در روند پیشرفت مترو از جانب هر کسی که باشد در آینده از نگاه نسلهای بعدی گناهی نابخشودنی خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 9:39  توسط وحید نوروزی  | 

اولین دستور جلسه دوشنبه این هفته کارگروه کاهش آلودگی هوای تهران در استانداری بازنگری در ساختار کارگروه بود.تعجبم از این بود که وقتی دبیرخانه کارگروه خودش این دستور جلسه را می گذارد که معنی اش این می شود که ساختار فعلی پاسخگوی نیاز مدیریت آلودگی هوای تهران نیست باز هم عده ای در برابر آن موضعگیری سخت می نمایند.ایراد بزرگی که من دارم آن است که نمی توانم در جلسه ای بنشینم و حرف حقی برای گفتن داشته باشم و به خاطر مصلحت سکوت کنم هر چند خوشایند برخی از تصمیم گیرندگان و بزرگان جلسه نباشد.من اعتقاد دارم حرف حق را باید گفت.اصلا در موضوع سلامت شهروندان و آلودگی هوای تهران اگر امثال من کارشناس حرف نزنند پس چه کسی حرف بزند.متاسفانه حدود چهار سال است برنامه جامع کاهش آلودگی هوای تهران که در قالب ۷ محور  طراحی شده و قرار بود طی ۱۰ سال از سال ۷۹ هوای تهران را به حد استاندارد برساند به حال خود رها شده است .امسال سال آخر برنامه است اما مدیریت کیفیت هوا و کنترل آلودگی هوا حدود ۴ سال است که به معنای واقعی رها شده است.آن روز در جلسه استانداری که به مذاق برخی هم خوش نیامد بسیاری از واقعیتهای موجود را گفتم..واقعا چرا خودمان را گول می زنیم؟ چرا وقتی برادر بزرگواری فرق بین تصمیم های کارگروه کاهش آلودگی هوا و کمیته هماهنگی مواقع اضطراری آلودگی هوا را نمی داند هنوز اصرار دارد که جلسات ما مفید بوده است؟ مسئول بودن در برابر پروردگار و وجدان و شهروندان معنی اش چیست؟ بعد از جلسه آن روز ساعت ۴ هم قرار ملاقاتی با رییس محترم سازمان محیط زیست داشتم.یکی از پیشنهادات من به ایشان دخالت رییس سازمان در موضوع آلودگی هوای تهران بالاخص در برنامه توسعه پنجم بود که امیدوارم به نتیجه ای برسد.به هر حال من عمیقا نگران مدیریت آلودگی هوای تهران که طبق قانون بر عهده سازمان محیط زیست بوده و رییس قبلی سازمان محیط زیست متاسفانه اختیارات سازمان را هبه فرمودند هستم.یکی از دوستان که بسیار محافظه کار بوده و معمولا بر اساس جو جلسه نوع صحبتشان را تنظیم می کنند فردای جلسه گله دو نفر از اعضای جلسه را به من گفتند که من خیلی تند صحبت کرده ام! اگر در تندی صحبتم خدای نکرده بی احترامی به شخص خاصی کرده ام همین جا عذرخواهی می کنم اما اگر منظور از تندی کلام بیان صریح و پوست کنده واقعیات تلخ بوده باشد به این تندی و صراحت بیانم افتخار می کنم و دعا می کنم هیچ وقت پست و میز و مقام مرا از آن باز ندارد. خبر بسیار خلاصه شده این جلسه را از زبان تنها خبرنگار حاضر در جلسه اینجا ببینید.

نکته: بخشی از مطالب ذیل که اکثرا اظهارات صریح اینجانب در آنها مشخص است.شما قضاوت کنید آیا من فقط ساز مخالف می زنم؟ آیا من تند حرف می زنم؟ اگر این اظهارات را تند می نامند پس شما بگویید با چه لحنی بگوییم هوای تهران آلوده است و مسئولین ذیربط در بسیاری از حوزه های مرتبط کارشان را به درستی انجام نداده اند؟!!!!!!!!!!!!!

1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-13-14-15


 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 12:18  توسط وحید نوروزی  | 

 

خبر این بود:

پخش آهنگ‌هاي برخي از خوانندگان و نيز برخي ترانه‌ها به خاطر آنچه كه پاره‌اي از دلايل نامبرده مي‌شود در راديو ممنوع‌ اعلام شده است . 
در اين فهرست برخي خوانندگان به طور كلي از اينكه صدايشان در راديو پخش شود محروم شده‌اند و نيز پخش برخي از آهنگ‌ها و ترانه‌هاي تعدادي از خوانندگان نيز ممنوع شده است.
در اين فهرست نام افرادي چون شاهين آرين، فريدون آسرايي، عليرضا افتخاري، مجيد اخشابي، عليرضا افشار، محمد اصفهاني، اسماعيل‌زاده، شهرام اميري، احسان خواجه‌اميري، پاك‌نيا، محمد خواجه‌اميري، مسعود خادم، حسين زمان، كوروس سرهنگ‌زاده، ناصرعبدالهي، عليرضا عصار، فتحعلي اويسي، گلشن، علي لهراسبي، محمد نوري، كامبير افضلي و ..... به چشم مي‌خورد.

معنی و مفهوم آن این است که:

بروید آهنگ های دیگر گوش کنید..مثلا ساسی مانکن...! شبها هم اگه علاقه ای به گریه کردن و افسرده شدن پای تلویزیون دارید بروید سریال دلنوازان را که اتفاقا علی لهراسبی خوننده تیتراژ پایانی آن است ببینید و اگر هم نخواستید Farsi 1 را ببینید تا چارچوب اخلاقی خانواده کاملا حفظ شود!!! راستی mbc persian هم بد نیست چون جدید ترین فیلمهای سینمایی دنیا را با رعایت اصول اخلاقی و سانسورهای حساب شده می توانید ببینید!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 12:7  توسط وحید نوروزی  | 

حتما می دانید که جاده علي‌آباد به شاهرود  معروف به جاده ابر که طبق مصوبه استاني هيات دولت قرار است احداث شود میان طرفداران محیط زیست سر و صدای زیادی به پا کرده است. احداث این جاده به خاطر عبور از اكوسيستم‌هاي بكر جنگلي و گونه‌هاي منحصر به فرد، زيستگاه‌هاي حيات وحش و خسارات به چشمه‌ها و رودخانه‌هاي حوزه آبخيز زرين گل و شيرين آباد در مقایسه با منافع آن به هیچ وجه عاقلانه و منطقی نیست. ساخت این جاده حداقل باعث تخريب  50 هكتار از جنگلهاي هيركاني با تاج پوشش بالاي 80 درصد و همینطور به هم خوردن تعادل اكولوژيك منطقه می شود..

سه سال پیش خانم واعظ جوادی آملی یکی از سه چهار کار خوبی را که دوران ریاستشان انجام دادند حضور فیزیکی در محل احداث جاده و متوقف ساختن پروژه بود.حال همه نگاهها به رییس جدید سازمان محیط زیست دوخته شده که اتفاقا در اوایل ریاست شان بسیار خوب ظاهر شده اند و حداقل انتصابات معنی دار و بسیار قابل توجهی داشته اند که آقایان دکتر صدوق و دکتر شاعری از آن جمله اند.ریاست جدید سازمان محیط زیست در معرض آزمون با ارزشی قرار گرفته اند که متوقف ساختن این تخریب بزرگ نشانگر پیروزی جناب محمدی زاده در این آزمون خواهد بود.هر چند که وزیر راه طبق روال وعده و شعار داده اند که:

 ......البته سعي مي‌شود درختي قطع نكنيم. بريده باد دستي كه بخواهد درخت قطع كند و بريده باد زباني كه به دروغ بگويد درخت قطع شده است!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 13:36  توسط وحید نوروزی  | 

پنج شنبه گذشته بخشنامه غر زدن ممنوع را به کلیه مدیران و همکارانم در مراکز معاینه فنی ارسال کردم که از قضا پوشش خبری بسیار وسیعی در سطح رسانه های گروهی و خبرگزاریها و روزنامه ها داشت. پارسال هم که بخشنامه پارتی بازی ممنوع صادر شد آنهم بسیار مورد توجه رسانه ها قرار گرفت.نکته ای که برایم جالب است این پدیده های زشت اجتماعی است که آنقدر در کشور عادی شده اند که وقتی به این صراحت در مورد آنها تذکری داده می شود برای خیلی ها اینقدر جالب می شود. بخشنامه چند روز قبل آنقدر پوشش وسیعی داشت که فکر می کنم دهها خبر مهمتر از آن وجود داشت که شاید رسانه ها ترجبح دادند این بخشنامه را به جای آنها پوشش دهند و این برای من عجیب است.متاسفانه همگی عادت کرده ایم اینروزها غر بزنیم. خیلی ها در هر پست و مقامی که هستند برای انجام وظیفه شان منت سر مردم می گذارند و به نوعی غر می زنند.در بانک کارمند مربوطه به خاطر انجام وظیفه اش بر ما منت می گذارد و انتظار تشکر دارد.در هر اداره دولتی ارباب رجوع معنی خود را از دست داده است و وقتی کار اداری ما انجام می شود باید بسیار خوشحال باشیم و از کارمندی که به همین خاطر حقوق می گیرد ممنون باشیم.اگر هم سئوالی داشته باشیم آنقدر بد پاسخ می شنویم که حد ندارد.خلاصه کلام آنکه از فرصت حضور در معاینه فنی استفاده کردم تا ضمن از بین بردن یکی دو پدیده زشت اجتماعی در زیر مجموعه خود به نوعی نخبگان و متفکران جامعه را هشدار دهیم که به خود آیند . کاری بکنند.امیدوارم این تلنگری کوچک نتیجه ای بزرگ داشته باشد..!

 

بعدا اضافه شد: در کامنتها و برخی نقطه نظرها دیدم که تعدادی از عزیزان دچار سوء برداشت شده اند. برای همین متن کامل بخشنامه را برای روشن شدن این عزیزان عینا درج می نمایم.

 

كليه مديران و كاركنان محترم مراكز

 سلام عليكم

 در آستانه هفته ولايت ، پيشاپيش فرا رسيدن اعياد بزرگ قربان و غدير را به تمامي همكاران محترم و زحمتكش تبريك و تهنيت عرض مي نمايم .

همكاران گرامي ، از روز شنبه هفته گذشته (16 آبانماه) دوباره مراكز مكانيزه معاينه فني شلوغ شدند و پيش بيني مي شود در روزهاي آينده مجددا همچون سال گذشته ازدحام مراجعات صورت پذيرد با اين تفاوت كه اينجانب نگراني هاي سال گذشته را با آن شدت ندارم چرا كه سال 87 با همكاري صادقانه و همدلي دلسوزانه تك تك شما عزيزان توانستيم بيش از يك ميليون و دويست هزارخودروي شهرمان را معاينه فني كنيم و بدون كمترين ادعا بيشترين اثر در كاهش آلودگي هوا و افزايش ايمني تردد مردم را داشته باشيم و فعل «توانستن» را به بهترين وجه صرف كنيم . اگر خاطرتان باشد سال گذشته در اوج شلوغي ها با صدور بخشنامه «پارتي بازي ممنوع» به همه شما موضوع رعايت نوبت وحق مردم را يادآور شدم و اين را هم گفتم كه صدور اين بخشنامه به معني كوتاهي شما در انجام  وظايفتان نيست بلكه انتظار داشتم در حالي كه پارتي بازي يك پديده رايج در جامعه شده است شما از آن به دور باشيد و هنوز هم مي گويم اگر يك مورد آشنا بازي از كسي سر بزند حتما با او برخورد خواهم كرد .

و اما امسال ! بايد بپذيريم و قبول كنيم كه همه ما يك سال در  كارمان بزرگتر شده ايم ، بنابراين بايد به همين نسبت پختگي و كمال در كارها و رفتارمان با مراجعين به چشم بخورد و از همين رو انتظارات بنده نيز از شما بيشتر شده است، چنانچه امسال انتظار دارم واز شما مي خواهم كه همواره در ايام شلوغي با روي باز با مردم روبرو شويد و به هيچ وجه كار زياد و خستگي باعث آن نشود تا خداي ناكرده به مردم غر بزنيد چون غر زدن و منت گذاشتن  به عنوان يك پديده زشت اجتماعي تلقي مي شود كه ارزش كارهاي شما را پائين آورده و در صورت تكرار به يك عادت ناپسند تبديل مي شود كه شخصيت شما را زير سئوال مي برد .

همكاران خوب و زحمتكش ! كساني كه براي انجام معاينه فني خودروهايشان به شما مراجعه
مي كنند هر يك احتمالا داراي مشكلات خاصي در زندگي هستند و شخصيت اجتماعي ، فرهنگ و سواد ايشان نيز  با هم متفاوت است و برخي ازآنها  براي اولين بار است كه به شما مراجعه كرده اند لذا سئوالهاي ساده ، تكراري و يا نحوه بيان خواسته هايشان نبايد مانع از گوش دادن و پاسخ صحيح شما به حرف هايشان باشد و يا لبخند را از روي لبان شما جراحي و دور كند .

اكيدا" از شما مي خواهم خلق و خوي خوش ، چهره گشاده ، پاسخگويي صحيح و بي منت به مردم را ازصبح تا شام فراموش نكنيد و بدانيد با اين كار هم خود شما كمتر و ديرتر خسته خواهيد شد و هم شهروندان با رضايت و خاطره خوش شما را ترك خواهند كرد كه رضايت مردم رضايت حق تعالي است .

همكاران عزيز !

امسال در نظر داريم همزمان با آغاز شلوغي ها به طور مدام از مراجعه كنندگان نظرسنجي كنيم و ميزان رضايت شهروندان را ملاكي براي ارزيابي فعاليتهاي شما قرار دهيم ، از اين رو ضروري است كه كارت مشخصات خود را حتما بر روي سينه نصب كنيد به نحوي كه به سهولت براي مراجعين قابل مشاهده باشد .

موكدا يادآور مي شوم به دليل سوابق كاري خود در معاينه فني كه شماها به خوبي از آن آگاهيد تمامي شرايط سخت كار شما را از جمله سرپا ايستادن هاي طولاني ، سرما ، استشمام دود خودروهايي كه به طور متراكم و به منظور تست هاي مختلف در مراكز حضور مي يابند و حلق وريه شما را آزار مي دهند را با گوشت و پوست خود حس مي كنم و ضمن آنكه اين شرايط را دليلي براي غرزدن و خداي ناكرده بدرفتاري با مردم نمي دانم ولي تمام سعي و تلاش خود را نيز به كار خواهم بست تا به لطف الهي امسال بيشتر و بهتر از سال گذشته جبران زحمات تك تك شما عزيزان را چه از نظرمعنوي و  قدرشناسي و چه پاداش هاي مادي و كارانه  جبران نمايم.  البته همين جا يادآور مي شوم با شدت و بيش از سال گذشته نيز با افراد ناسپاس ، غرزن و بي توجه به حقوق شهروندان كه خوشبختانه در جمع شما بسيار نادر هستند ، برخورد خواهد شد .

با آرزوي سلامت براي تك تك شما و ابراز اميدواري از اينكه امسال نيز همچون سال گذشته كمر همت بسته و با همدلي و همفكري صحنه اي ديگر از كار و تلاش و خدمت صادقانه را به نمايش بگذاريم شما را به خداوند بزرگ مي سپارم ،هرچند نمي توانم از برخي تصميم گيرندگان محترم    گله مند نباشم كه باعث مي شوند حجم عظيمي از مراجعات در چند ماه پاياني سال و همزمان با تشديد آلودگي هوا به مراكز معاينه فني مراجعه نمايند كه اين امر بالطبع زحمت بيشتر شما همكاران خوبم را نيز موجب مي شود .

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 13:0  توسط وحید نوروزی  | 

با کامنت دوست عزیزم صدرا متوجه شدم بیش از یک هفته است در وبلاگم چیزی ننوشته ام. متاسفانه دستم و دلم برای نوشتن آماده نمی شود.....می خواهم مدتی سکوت کنم...حالم خوب نیست....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 18:36  توسط وحید نوروزی  | 

ساعت ۹ شب به وقت شانگهای است.بعد از شهر چنگدو با یک برواز حدود ۲ ساعته به فرودگاه بودونگ در شانگهای آمدیم.فرودگاهی بسیار بزرگ و تمیز که در همان نگاه اول به آن ابراز ارادت می کنی! خیلی راحت با نظم مطلق همانند فرودگاههای خودمان! سوار تاکسی مخصوص فرودگاه شدیم فقط نمی دانم چرا دهها راننده عجیب و غریب تا ایستگاه تاکسی فرودگاه به ما کاری نداشتند و راننده هم تقریبا همان وجهی را از ما گرقت که قبلا دوست چینی ما حدودی گقته بود..!!  اینجا یک دستگاه تاکسی وجود ندارد که تاکسیمتر نداشته باشد.علاوه بر آن به محض سوار شدن به دو زبان جینی و انگلیسی خوش آمد و نرخ را از طریق دستگاه می شنوی.یک حصار شیشه ای محکم هم بین مسافر و راننده است که معنی آن این می شود که امر بفرمایید شما را کجا ببرم مزاحم شما نمی شوم شما هم با من حرف نزنید چون وظیفه راننده فقط خدمت به شما و رساندن شما به مقصد است! در این سه روز علاوه بر کارهایی که طبق برنامه باید انجام می دادم دیروز فرصتی شد از محدوده مرکزی شهر و برج معروف شانگهای، بزرگترین آکواریوم آسیا و دهها فروشگاه در خیابان معروف نانجی رود که فقط و فقط بهترین و معروفترین مارکهای لباس در دنیا اجازه یافته اند در کنار شیک ترین و بهترین مارکهای چینی فروشگاهی برای خود داشته باشند بازدید کنم.در حقیقت به نظرم چینی ها قدرت معماری و سلیقه خودشان را در همین محدوده ها در شانگهای به رخ دنیا کشیده اند.شب گذشته در خیابان نانجی رود به معنای واقعی معنی این جمله را فهمیدم که جایی نوشته بود: مردم شانگهای یکی از شیک بوش ترین مردمان دنیا هستند.چون قرار نیست در این وبلاگ خاطره نویسی کنم به همین حد بسنده می کنم فقط شاید در یک مطلب  دیگر جمعبندی از این سفر ۱۰ روزه و نقطه نظرات خودم از مقایسه بین ایران و چین را بنویسم و اینکه چگونه می توانیم به چین دیگری تبدیل شویم.راستی دو نکته بگویم اول آنکه فکر نکنید من جو گیر این سفر شده ام چرا که من چندین کشور دنیا را در قاره اروبا، آفریقا و آسیا قبلا دیده ام فقط آن کشورها را با آشنایی و علم رفته بودم اما اینجا برای یک سفر سخت آنهم به یک کشور خیلی معمولی خودم را آماده کرده بودم که البته خود غلط بود آنچه فکر می کردم.دومین مطلب هم آنکه هر ایرانی که به شهر ممنوعه در بیجینگ یا بایتخت چین برود و چند دقیقه ای به حال تخت جمشید و باسارگاد اشک نریزد برایم بسیار عجیب خواهد بود.شهر ممنوعه شهر محل زندگی حدود ۳۵۰ ساله چندین امبراتور یک سلسله بادشاهی بود که وقتی در آن قدم می گذارید انگار هر لحظه به خاطر نوع نگهداری و مرمت کاخهای آن منتظرید خود امبراتور را هم ببینید که فریاد می زند در کاخ من چه می کنید؟؟!!! نکته بسیار جالب دیگر این مکان با عظمت، دادن یک دستگاه گردنی کوچک راهنمای تور اتوماتیک با یک گوشی بود که به دهها زبان از طریق بلوتوث اطلاعات آن محل را دقیق و شمرده در اختیار شما می گذاشت.حدس بزنید ما زبان انگلیسی را انتخاب کردیم یا عربی را که تا حدودی با آنها آشنا هستیم؟ لطفا حدس بزنید....................بله شما اشتباه حدس زدید چون ما زبان شیوای فارسی را انتخاب کردیم و با شگفتی تمام در طول ۴ ساعت بازدید از شهر ممنوعه تمام اطلاعات این شهر را به فارسی دریافت می کردیم.یعنی برادران چینی زحمت کشیدند برای شاید ۱۰۰۰۰ ایرانی که در سال به چین می روند و شاید ۵۰ در صد آنها از این محل بازدید می کنند راهنمای اتوماتیک فارسی گذاشته اند.....دستشان درد نکند....! شب خوش ! همه بخوابید که قلندر بیدار است.....بخوابید!!! نه....نه!!! نخوابید ما خیلی کار داریم....ما خیلی عقب هستیم....سرعت دیگران بسیار زیاد شده........نخوابیم....نخوابیم... 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 16:27  توسط وحید نوروزی  | 

براي اينكه به نقطه نظر دوست عزيزم سام خسروي فرد توجه ويژه اي كرده باشم امروز تصميم گرفتم چند خطي از اينجا بنويسم.تا چهارشنبه در بیجینگ بودیم و بعد از آن با دو برواز جداگانه به شهر چنگدو مرکز استان باندا آمدیم.فردا جمعه هم اینجا خواهیم بود و شنبه صبح به طرف شانگهای حرکت می کنیم.آنچه که تا امروز از شهروندان چینی دیده ام را در دو کلمه خلاصه می کنم: نظم و احترام مطلق به توریست ها  و اگر کسی از من بخواهد دو کلمه دیگر از ویژگی مردم دو شهر بیجینگ و چانگدو در چین بنویسم باز هم خواهم گفت: نظم و احترام مطلق تمام آن چیزی بود که من دیدم.ضمنا از این به بعد در مورد این تفکر غالب که جنس چینی به درد نمی خورد و هر حنس بنجلی حتما چینی است تجدید نظر خواهم نمود.راستی این همه تمدن و بالندگي را چه كساني به وجود آورده اند؟ عجب مردمان جالبي هستند...وقتي اينهمه توسعه و آباداني را ديدم وقتي اينهمه فرهنگ و توسعه را ديدم براي تمدن و فرهنگ كشور عزيزم ايران دقايقي طولاني به فكر فرو رفتم.ياد مثل معروفي افتادم كه مي گويد با حلوا حلوا گفتن كه دهن شيرين نميشه....!!! ما خيلي در كشورمان كار داريم....خيلي زياد.....خيلي زياد.

 اگر ریا نشود چون امکان دیگری برای اطلاع رسانی ندارم از این وبلاگ که می دانم خوانندگانی از دانشویانم دارد استفاده کنم و نکته ای به دانشجویان عزیزم بگویم.آنهایی که هفته گذشته نیامدند با اجازه غیبت می خورند چون استاد دیگری جایگزین من در کلاس حضور داشت.این هفته هم کلاس تشکیل می شود و آقای مهندس مقدم این جلسه در کلاس حضور خواهند داشت. خواهش می کنم سقف سه جلسه غیبت در طول یک ترم را همیشه در ذهن داشته باشید.راستی ساعت به وقت محلی اینحا ۱۰:۳۲ دقیقه شب است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 16:23  توسط وحید نوروزی  | 

 ساعت ۱:۱۵ دقیقه بعد از ظهر به وقت هنگ کنگ است.برای سفر ۱۰ روزه ای عازم کشور چین هستم.برای ترانسفر علاوه بر چند ساعتی که در فرودگاه دبی بودیم بعد از حدود ۸ ساعت پرواز بایستی چند ساعتی را هم در هنگ کنگ باشیم و بعد از آن با پرواز دیگری به سمت بیجینگ یا پکن خواهیم رفت..از سرویس اینترنت فرودگاه استفاده کردم که چون روی کیبورد حروف فارسی را حفظ نبودم همین چند خط را هم به زحمت تایپ نمودم.سعی می کنم نکات مهم بالاخص محیط زیستی را یادداشت نمایم تا بعد از بازگشت به ایران اگر فرصتی شد آنها را در همین وبلاگ بنویسم. عظمت و زیبایی ترمینال اصلی فرودگاه دبی را قبلا دیده بودم اما عظمت فرودگاه اینجا عمرا به پای فرودگاه خودمون برسه !! فعلا خداحافظ
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 8:55  توسط وحید نوروزی  | 

چند روز قبل از طریق دوستانم متوجه شدم جناب صدوق مدیر کل قبلی محیط زیست استان تهران به عنوان معاون محیط زیست طبیعی جناب محمدی زاده رییس جدید سازمان محیط زیست که از قضا از همکاران قبلی و خوب ما در شهرداری تهران هم محسوب می شدند انتخاب شده اند.خبر خوبی است.قبلا در مورد شایعه انتخاب ایشان به عنوان رییس سازمان محیط زیست در جایی نوشته بودم:

"همین حد بگویم اگر معجزه صدوق اتفاق بیفتد در کار کردن ایشان با آقای ریس جمهور، سه ماه اول ریاستش یا وی از دست رییس جمهوری سکته می کنند یا آقای رییس جمهور از دست ایشان!"

الان هم که ایشان معاون معاون رییس جمهوری در محیط زیست طبیعی شده اند امیدوارم آن میزان سختی که به عنوان نفر اول برایشان پیش بینی کرده بودم حالا به عنوان نفر دوم برایشان آنقدر سخت نباشد. از جناب محمدی زاده هم می خواهم کمتر دوست عزیز ما را با استرس و فشار مواجه کنند.کمتر در هیئت دولت و لابی های پس از جلسات با وزراء محترم قول زمین در مناطق حفاظت شده و یا موافقت با ایجاد پالایشگاه و پتروشیمی و دهها صنعت مخرب بدون مطالعه را بدهند....! اگر هم این قولها را خدای نکرده دادند از الان بگویم روی همکاری جناب دکتر صدوق حساب نکنند....! از ما گفتن بود، خود دانید....!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 13:9  توسط وحید نوروزی  | 

در وبلاگ گوزن زرد نویسنده اقدام بامزه ای کرده و در آخرین مطلب خویش سایت babyanimalz را معرفی کرده اند که دیدنش را حتما توصیه می کنم.وقتی تصاویر این سایت را می دیدم با خودم فکر می کردم چرا بعضی از انسانها آنقدر مغرور و خودخواه هستند که برای آن دسته از موجوداتی که به قول خانم واعظ جوادی آملی رییس سابق سازمان محیط زیست خداوند از برهان لطف خویش به آنها حیات بخشیده هیچ ارزشی قائل نیستند و آنها را به خاک و خون می کشند.این موجودات می توانند انسانهای بیگناهی باشند که با دکترین کنترل انرژی در جهان به خاک و خون کشیده می شوند، می توانند درختهای منطقه حفاظت شده دنا و هزاران نقطه دیگر باشند و می توانند حیات وحش غنی و مهربان کشورمان باشند و یا می توانند حیواناتی باشند که می خواهیم از پوست آنها برای خود مایه مباهات بسازیم .هر چه هست جانی است که ستانده می شود.یک پای ماجرا انسانهایی آزمند و به قول جناب درویش انسانهای زیان کار هستند و یک پای دیگر پروردگاری بخشنده و صبور است. به نظر شما این معادله نا برابر تا کی ادامه می یابد؟ چگونه می شود که برخی مواقع  انسان از اشرف مخلوقات بودن به این درجه از تنزل سوق پیدا می کند و در درون خویش البته به آن فخر هم می ورزد؟ 

لطفا به این چند تصویر  نگاه کنید.آیا جنگ و نابودی و تخریب زمین را می پسندیم یا دلنوازی یک نگاه به یک شاهکار خلقت و شادی و آرامش کودکان کره خاکی را؟!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 11:31  توسط وحید نوروزی  |