لینک صحبتهای شهردار تهران را در http://www.tehransama.ir/newsdetail.aspx?NewsID=19637 ببینید.
ديروز جلسه ستاد هواي پاك شهرداري تهران را برگزار كرديم.براي دومين سال متوالي تصميم داريم برنامه هاي بزرگداشت هواي پاك پايتخت را از 30 دی تا 6 بهمن ماه توسط شهرداري تهران اجرا كنيم.چون ما ارگان ملي نيستيم و صرفا در محدوده پايتخت فعاليت ميكنيم از اداره كل محيط زيست تهران- راديو تهران- شبكه 5 سيما- سازمانها- شركتها و ادارات شهرداري تهران و همچنين از نماينده شبكه تشكلهاي غير دولتي دعوت كرديم براي تعيين شعار محوري و برنامه هاي مورد نظر جمع شويم تا از موازي كاري و انجام فعاليتهاي پراكنده خودداري شود.امسال تقريبا سعي خواهيم كرد تمام ارگانهاي شهرداري را چه در سطح ستادي و چه در سطح مناطق و... درگير كنيم.در مجموع جلسه بسيار خوبي بود.علاوه بر فعاليتهايي كه شركتها- سازمانها-فرهنگسراها- ادارات كل و... در خود شهرداري خواهند داشت شبكه 5 و راديو تهران هم قول دادند سنگ تمام بگذارند.همشهري هم كه سردبير خوب و دوست داشتني اش جناب دكتر محكي در جلسه حضور داشتند قول دادند هم ويژ ه نامه اي در هفته هواي پاك چاپ خواهند كرد و هم صفحه شهري را به طور مشخص درگير خواهند نمود.برنامه هاي مدون و قابل اجرا را در جلسه بعد جمعبندي مي كنيم تا به مرحله اجرا در بيايد.شعار محوري امسال هم قطعا حول و حوش حمل و نقل عمومي كارآمد خواهد بود. من هم در جلسه در بخشي از صحبتهايم ضمن اینکه از افزایش 20 لیتری سهمیه بنزین خودروها اظهار نگراني كردم و گفتم: «مشخص نیست كه مبنای این افزایش سهمیه كدام كار كارشناسی بوده و مشخص هم نیست كه با چه هدفی سهمیه بنزین خودروها افزایش یافته است.يك موضوع را هم مطرح كردم كه فكر ميكنم بتوان آن را با مشاركت تشكلهاي زيست محيطي و اساتيد و نخبگان محيط زيست اجرا كرد .پيشنهاد دادم در هفته هوای پاک برای نخستین بار پرونده آلودگی هوای تهران با حضور نخبگان محیط زیست، سازمان های غیردولتی و ارگانهای مسؤول باز شود تا مقصران اصلی این پرونده شناسایی شوند.چون پرونده آلودگی هوای تهران قاعدتا متهمان و مدعیهای بسیاری خواهد داشت و بازگشایی این پرونده میتواند تاثیرات و نتایج مهمی را درپی داشته باشد.برنامه هم اين است كه مديران ارشد سازمان محيط زيست-شهرداري-وزارت نفت-وزارت صنايع-تبصره 13 بودجه كل كشور-وزارت كشور و صدا و سيما با توجه به ماموريت قانوني خود در برنامه جامع كاهش آلودگي هواي تهران در حضور اصحاب رسانه- تشكلها و اساتيد و نخيگان محيط زيست به تشريح اقدامات خودشان مي پردازند.در نهايت ميتوان با جمعبندي تخصصي و كارشناسي بدون اغراض سياسي به نقاط قوت و نيز كاستي ها اشاره كرد تا در نهايت به تنوير افكار عمومي و نيز متوجه ساختن برخي ارگانها و وزارتخانه ها به انجام صحيح ماموريتهاي محوله اشاره منجر شود.
روز گذشته ايسنا خبري از جايزه مهرگان علم و ادب منتشر كرد كه بخشهايي از آن را با هم مرور مي كنيم:
همچنين جايزهي مهرگان علم در حوزهي محيط زيست كه وارد هفتمين سال حياتش شده است، به هوشنگ ضيايي بهخاطر تلاش براي نجات "يوز آسيايي" از خطر انقراض، همچنين تلاش براي نجات "گوزن زرد ايراني" و از سويي انتشار كتاب "راهنماي صحرايي پستانداران ايران" تقديم شد.
در بخشي از بيانيهي هيأت داوران مهرگان علم، آمده بود: بهدليل كاهش انتشار كتب و مقالات زيستمحيطي و فقر و كمبود در اين زمينه، هيأت داوران نتوانست به تعداد كافي كتابهاي تأليفي و حتي ترجمه به دست آورد؛ از اين رو تصميم گرفت جايزهي 1385 را به هوشنگ ضيايي تقديم كند.
هيأت داوران اين بخش در پايان ياد يكصد و پنج شهيد محيط بان و جنگلبان را گرامي داشت.
در ادامه پس از خواندن بيانيه توسط علي پازوكي - دبير هيأت داوران -، هوشنگ ضيايي به پاس سالها تلاش در اين حوزه جايزهي خود را از دست اسكندر فيروز - بنيانگذار سازمان محيط زيست - دريافت كرد.
ضيايي با گله از وضعيت محيط زيست در ايران، بر بيگانگي مردم با محيط زيست اشاره كرد.

اما چند نكته::
1) استاد مهندس هوشنگ ضيايي بدون شك يكي از دلسوختگان محيط زيست و بالاخص حيات وحش اين مرز و بوم است.وجود هوشنگ ضيايي براي اين قلمرو نعمتي است كه بايد قدر دان آْن بود و خداوند را بابت آفرينش چنين انسان بزرگواري درايران زمين سپاس گفت.
2) به جرئت مي گويم آتش عشق به محيط زيست و حيات وحش در درون تعداد قابل توجهي از دانش آموختگان محيط زيست ورودي 73 و 74 دانشگاه آزاد تهران شمال توسط هوشنگ ضيايي شعله ور شد . اولين بازديد 3 روزه از دشت ناز- ميانكاله و پارك ملي گلستان در معيت استاد هوشنگ ضيايي افتخاري بود كه نصيب تعدادي از ما شد و از موقع خيلي از آن بچه ها عاشق شدند!!
3) متانت – ادب والا- بزرگواري- مردانگي و دهها خصلت نيكوي ديگر تنها گوشه اي از شخصيت مردي بزرگ است كه در دامن طبيعت موي خود را سپيد نموده است.هيچ كس تا كنون حتي صحبت كردن با صداي بلند را از ايشان نشنيده است وحتي به هنگام خنديدن هم قهقهه نميزنند.هميشه لبخندي همراه با متانت بر لب دارند.
4) جامعه محيط زيست ايران و به طور مشخص حيات وحش ايران به هوشنگ ضيايي مديون است و او را پاس مي دارد.هر چند بي مهري هاي فراواني را در سنوات قبلي سازمان محيط زيست در حق ايشان روا داشته اند اما مهر هوشنگ ضيايي همواره در دل عاشقان حيات وحش ايران زمين ووجود دارد و نام او همواره در راس حافظان بي نام و نشان طبيعت ايران زمين مي درخشد.
۵) از اينكه چند سالي شاگرد آموزگار عشق و بزرگواري بودم هر چند شاگرد خوبي نبودم به خود مي بالم و همواره به آن افتخار مي كنم. اي كاش باز هم فرصتي پيش بيايد تا در محضر استاد زانوي ادب بر زمين بزنم و از چشمه جوشان وجود ايشان بهره ببرم.
دوستتان دارم استاد!
فرداد دولتشاهی عزیز از من خواسته راجع به "او" بنویسم. "او" نزد من در یک یا چند برگ از زندگی ام نیست. من"او" را همیشه و همه جا در کنار خودم می بینم از زمانی که در یک روستای دور افتاده بدون آب و برق و تلفن و... به دنیا آمدم و ۶ سال اول عمرم را در آن گذراندم تا الان که خودم صاحب یک فرزند هستم. نگاهی به گذشته من نشان میدهد واقعا بدون توکل به "او" سرنوشت من چقدر می توانست متقاوت تر از این چیزی که هست باشد. هر چند متاسفانه وقتی دلم می گیرد یا غمگین هستم یا گرفتار می شوم " او " را بیشتر لمس میکنم و شاید خیلی لز مواقع خوشی کمتر یادش می کنم اما از اینکه " او" را دارم خوشحالم. وقتی اوایل دبستان بودم و ساکن تهران بودیم به خاطر آنکه تعدادی از بچه ها به دلایل مختلفی امکان آن فراهم نشد که با سایر همکلاسی ها اردوی یک روزه تله کابین توچال برویم و مجبور شدیم تنهاي تنها در كلاس معلم ديگري بنشينم از "او" مي خواستم كاري كند كه همه بچه هاي كوچيك دنيا هر اردويي دلشان خواست بروند.بعدها كه بزرگ شدم و توسط يكسري از دوستان براي همان مدرسه دولتي در جنوب شهر تهران هزاران كتاب رايگان و دهها بار اردوهاي مختلف هماهنگ کردم از"او" صمیمانه تشکر کردم که مرا واسطه ای هر چند کوچک قرار داد تا دل تعدادی از بچه های مدرسه سابقم را شاد کنم. وقتي مدرسه راهنمايي مي رفتم و مجبور بودم در يك شيفت كار كنم و شيفت ديگر را مدرسه بروم هميشه از "او" ميخواستم كاري كند كه بچه ها فقط بازي كنند و درس بخوانند و هيچ وقت توي سن كم كار نكنند اما حالا كه گذشته را مرور ميكنم خوشحال ميشوم كه از كودكي كار كرده ام چون همان كار كردنها الان بهترين يار و كمك من هستند. من سختيها زيادي كشيده ام تا به اين سن رسيده ام اما واقعا بدون "او" نمي توانستم يكي پس از ديگري بر اين سختيها غلبه كنم و به مقابل حركت كنم. درس و پست و مقام و دارايي و همسر و بچه و خانواده و دوستهاي خوب همه و همه را "او" به من ارزاني كرده است.من "او" را دوست دارم. "او" تنها اميد من در سختيها ومشكلات است. ضمنا من دو باردر تمام عمرم "او" را از نزديك ديدم. بار اول 8 سال پيش بود كه با دو نفر محيط بان همراه در دل پارك ملي كوير بوديم و من با تمام وجودم در آن لحظه غرق عظمت آفريننده كوير شدم و "او" را در قلب كوير سجده كردم. دومين بار هم زماني بود كه براي اولين بار در سونوگرافي همسرم حركات ني ني 5 ماهه مان را ديدم.اولين حركت و چرخش باربد كوچولو بي اختيار اشك از چشمانم سرازير كرد.آنجا هم به وضوح "او" را ديدم. من آن ساعت هم بي اختيار "او" را سجده كردم. اميد آنكه هميشه " او" در كنار مان باشد!