تبليغاتX
آوای سبز
آوای سبز وبلاگ شخصی است که عمدتا به مسائل اجتماعی و زیست محیطی می پردازد.
برای سفری چند روزه عازم شهر استانبول در ترکیه هستم در نتیجه چند روزی امکان به روز کردن مطالب را نخواهم داشت ....
+ نوشته شده در  سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

امروز طبق دعوت قبلی از ساعت ۶ صبح در محل کارگاه تونل توحید بازدید کردیم.بازدید مفصل ۳ ساعته واقعا دلچسب و غرور آفرین بود.شرایط کار در تونل برای کارگران و متخصصان آن بسیار سخت به نظر می رسید اما با تلاش وصف ناشدنی مشغول کار بودند تا مهر ماه تونل را به بهره برداری برسانند.خدا قوت صمیمانه به تمام این عزیزان می گویم.
+ نوشته شده در  بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

هوای آغشته به مه

انار آغشته به هفته و ماه را

برای تو به خانه می‌آورم

کدام را ترجیح داری و کدام را دوست داری

چه باک اگر به تو بگویم:

من مرده‌ام

به دستانت نگاه کن

هنوز لکه‌ای جوهر بر انگشتان داری

که طی همه‌ی این سال‌ها پاک نشده است

همه‌ی زخم‌های من که از سالیان جراحت یافته‌اند

کنار فنجان گرم چای تو التیام می‌پذیرند

دیگر صفت صبوری را دوست ندارم

می‌خواهم به دریا بریزم

دریا دور و من ناتوان از رسیدن به دریا

کوچه‌ات آرام و رنگ پریده بود

تو به من گیلاسی کال تعارف کردی

هنگامی که گیلاس رسیده شد

من دیگر پیر بودم

نمی‌خواستم پیری را باور کنم

چون تو هنوز

در انتهای کوچه‌ی آرام و رنگ پریده

این بار گیلاس رسیده را به من هدیه کن.

این عکس من رو به یاد کوچه باغ های زیبای ابراهیم اباد می اندازد . کوچه باغ هایی که اگر دست همت برخی پیرمردان از آن برداشته شود دیگر آثاری از آن ها نخواهد ماند

پی نوشت: حتما عجیب است که به جای مسائل زیست محیطی و اجتماعی فقط شعر گذاشته ام...امروز دلم می خواهد خودم باشم...!!!فقط خودم!!! من !!! من!!!

 ضمنا این شعر از مجموعه شعرهای احمدرضا احمدی است (اینجا)

                                             

 

+ نوشته شده در  بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

 
 
 
 
 
معاون سازمان محيط زيست در گفت‌و‌گو با فارس:
رعايت استانداردهاي ميز و صندلي در ادارات اجباري شد

 

مطالب بالا تیتر مصاحبه معاون رییس سازمان محیط زیست کشور با خبر گزاری فارس است . آن را  بخوانید (اینجا)  و بعد انتخاب کنید به  کدام یک (مصاحبه شونده یا مصاحبه کننده)  می گویید؟

 ما شاا... ما شاا...  ،   ما شاا... به هوشش!!

ما شا... ماشاا...    ،  ماشاا...به تیترش!!!

 بازتاب خبر با مزه فارس را در روزنامه اعتماد ببینید.

+ نوشته شده در  بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

هفته گذشته دعوتنامه ای برای خبرنگاران رسانه های گروهی ارسال شد و از ایشان برای یک نشست غیر خبری دعوت شد.طبیعی است که  جماعت خبرنگار را برای نشست غیر خبری دعوت کردن تا حدودی عجیب و سئوال برانگیز بود اما به هر حال اعتقاد دارم انجام فعالیتهای جدید و ابتکاری و خودداری از روشهای سنتی و تکراری در این حوزه برای اصحاب رسانه که اتفاقا بسیار هم جوان و پر انرژی هستند بسیار ضروری و مهم می باشد.دهها مطلب از سوی طرفین مطرح شد و در مجموع فکر می کنم بسیار مفید بود.دوستان شبکه خبر هم علیرغم تاکید بر روی غیر خبری بودن نشست آمدند و برنامه را هم ضبط کردند و امروز در خبر ساعت ۱۳ حدود ۵/۲ دقیقه گزینشی پخش کردند که به هر حال حرف بر روی آن بسیار دارم و به موقع خواهم گفت.امروز با خانم رستگاران مجری خوب و علاقمند به مسائل زیست محیطی در رادیو تهران هم در مورد همین نشست غیر خبری ارتباط تلفنی زنده داشتیم.برایم جالب بود که ایشان گفتند برخی مواقع به وبلاگم سر می زنند و در برنامه زنده رادیویی دوستانه تذکر دادند که وبلاگم را مرتب به روز کنم! ما هم در خواست ایشان را با این مطلب اجابت کردیم !!! (تصاویر نشست غیر خبری را اینجا و چکیده برنامه را  اینجا ببینید) امروز هم طی صحبت با خبرگزاری مهر پیشنهاد دادم کاندیداهای مطرح ریاست جمهوری اگر بخواهند می توانند با حضور در مراکز معاینه فنی برنامه محیط زیست خود را برای کشور و بالاخص پایتخت ارائه کنند (خبرش را  اینجا و اینجا ببینید)

در نهایت آنکه امروز هم سردار رویانیان عزیز که  من را شرمنده کرده و دروغگو خطاب کرده اند(اینجا) گفته اند تردد خودروها بدون برگ معاینه فنی از اول تابستان ممنوع می شود(اینجا) !!!! البته جواب روابط عمومی ما به این ابراز محبت را اینجا می توان دید!

ماجرای مصاحبه یکباره و بدون برنامه قبلی آقای رویانیان را در روزنامه جناب بذرپاش(وطن امروز) و  یادداشت کوتاه من با عنوان تعارف، تبانی و تقصیر را در کنار مصاحبه اختصاصی روزنامه وطن امروز با آقای رویانیان را اینجا ببینید.

به قول مهران مدیری خیلی ممنونم که دهها بار برای اجرای نص صریح قانون مصوب مجلس شورای اسلامی اما و اگر می ید و آخرش هم همان آش و همان کاسه!!!!!!!!!!!

اظهار لطف جناب درویش (مهار بیابانزایی) در مورد اینجانب را هم اینجا ببینید.

 

+ نوشته شده در  بیستم اردیبهشت 1388ساعت 8 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

در ماه گذشته به دلیل سفر مدتی از اخبار و اینترنت و... دور بودم تا اینکه امروز ماجرای تلخ جان دادن تعدادی از هموطنانمان را در جریان سیل شهر قم خواندم.از صمیم قلب متاسف شدم و بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم(خواند این رنجنامه را حتما توصیه می کنم) به طور اتفاقی وبلاگ جناب درویش را هم که مرور می کردم به مطلب سیل قم، احمقانه ترین سیل در جهان برخورد کردم.انصافا جناب درویش در بحث منابع طبیعی و تهدیدهای ناشی از عملکرد غیر مدبرانه برداشتهای شفاف و روشنی دارند.مطلب ایشان را هم خواندم که آنهم مایه شرمندگی بود. با خودم فکر می کنم اگر من جای آن مدیر یا مدیرانی بودم که به دلیل اشتباه روشن باعث می شدم جان چند نفر انسان گرفته شده و میلیاردها تومان خسارت به کشور و شهرم وارد می شد آیا شبها می توانستم با خیال راحت سر روی بالش بگذارم؟ آیا می توانستم از دیدن خنده های پسر کوچولویم لذت ببرم؟ آیا شادی خانواده ام دیگر برایم معنی دار بود؟ نمی دانم...نمی دانم.....!!!

در همین ارتباط:

یادداشت بعدی جناب درویش را اینجا ببینید...

 
+ نوشته شده در  سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

بعضی وقتها فکر می کنم یک هدیه چقدر می تواند برایمان ارزشمند باشد.دوست عزیزی قبل از عید کتابی به نام "نغمه ایمان" نوشته جک کانفیلد چاپ نشر شهر(۱۳۸۷) را به بهانه عید برایم فرستاد.فرصت مطالعه نداشتم تا اینکه فرصت شد به عنوان یکی از کتابهایی که در سفر حج با خودم برده بردم در زمانهای استراحت در هتل این کتاب را بخوانم.حدود ۱۰۰ داستان کوتاه و آموزنده داشت که واقعا لذت بخش بودند.دوست دارم یکی از آنها را که فوق العاده زیبا بودم اینجا بنویسم:

"کاتی" هفده ساله سرطان داشت.هزینه بیمارستان و شیمی درمانی اش زیاد بود.تصمیم گرفت حیوان دوست داشتنی اش را که بره کوچولوی سفید و بامزه ای بود به بازار برده و بفروشد تا شاید بخشی از این هزینه را تامین کند.جدا شدن از "بره" خیلی سخت بود.اما بزرگ کردنش هزینه داشت و مادرش "جین" بیش از این نمی توانست زیر بار این هزینه ها تاب بیاورد."راجر" مسئول حراج احشام احساس کرد باید هر جور شده به مخاطبان خود بفهماند که وضعیت جسمی "کاتی" خوب نیست.او سعی کرد بهای بره کوچولو را تا جایی که می تواند بالا ببرد.بره ابتدا به قیمت هر کیلو هفت دلار فروخته شد.خریداری پول بیشتری پرداخت و بعد هم بره را برگرداند تا دوباره فروخته شود.این کار تا عصر ادامه پیدا کرد و دهها بار تکرار شد.درآمد حاصل از فروش بره خیلی زیاد شد.مادر "کاتی" فقط فروش دفعه اول را به یاد می آورد چون پس از آن هق هق گریه و صدای جمعیتی که فریاد می زدند: " دوباره دوباره!" به او مجال نداد تا بفهمد "بره" چند بار خرید و فروش شد.

بره کوچولو را ۳۶ بار فروختند و خریدند و آخرین مشتری هم آن را برگرداند.جمع درآمد "کاتی" ۱۶۰۰۰ دلار شد! با این پول می توانست تا مدتها هزینه های درمانی خود را بپردازد و البته هنوز بره مشهورش را هم نزد خو نگهدارد.

+ نوشته شده در  نهم اردیبهشت 1388ساعت 8 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

ایسنا از قول ريس سازمان پزشكي قانوني كشور از افزايش 9/1 درصدي مرگ و مير ناشي از تصادفات رانندگي در سال 1387 در كشور خبر داد. خبرش را اینجا می توان دید.بایستی خدا قوت اساسی به دست اندرکاران و زحمت کشان ذیربط در کاهش آمار تصادفات و کشته های ناشی از تصادفات گفت....آفرین !!!!
+ نوشته شده در  ششم اردیبهشت 1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

امروز اصلا روز خوبی نداشتم.قبل از سفرم حدود اواخر اسفند ماه ، انجام کار نمایشگاهی مرتبط با معاینه فنی خودرو را به یکی از همکاران سپرده  و اختیار تام هم از نظر هزینه و امکانات به ایشان داده بودم. حتی حدود یک هفته ای که از سفر برگشته بودم تعمدا هیچ بازدید و دخالتی در طراحی نمایشگاه نکردم تا واقعیت تفویض اختیار و دیدن نتایج کار را معنا کرده باشم!   متاسفانه در افتتاحیه امروز بخشی از کار به دلیل بدقولی سازنده ماکت در غرفه حاضر نشد و بخش دیگر هم از نظر من بسیار ضعیف و بد انجام شده بود.در حدی که هنگام بازدید رییس مجلس و شهردار تهران از نمایشگاه اصلا رغبتی برای بازدید ایشان از غرفه معاینه فنی خودرو را نداشتم.البته برخی از دوستان از عصبانیت شدید من و ترک نمایشگاه به وسواس بیش از حد و تحت تاثیر دیگران قرار گرفتن یاد کردند ولی از نظر خودم عین حقیقت است که کار باید به بهترین نحو انجام شود.من اصلا معنی کار ضعیف علیرغم وجود زمان و بودجه را نمی فهمم.اصلا چرا باید کار با ایراد و اشکال انجام شود در حالی که می توان آن را به نحو مطلوبتری انجام داد؟! امروز من واقعا از صمیم قلب ناراحت بودم.........شاید هم این مطالب را نوشتم تا کمی آرامش پیدا کنم!! نمی دانم...شاید.....

بدون ربط:  دلايل حمايت قاليباف از نامزدي احمدي‌نژاد را هم ببینید!!

+ نوشته شده در  پنجم اردیبهشت 1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

 چند روزی بود از زیارت خانه خدا برگشته بودم ولی حس نوشتن نداشتم.قصد ندارم از حال و هوای مکه و مدینه بنویسم که هر چه بوده بین من و خدای من بوده است.انشاءا... که قبول افتد..

اتفاقاتی که دو سه هفته اخیر در فوتبال ایران اتفاق افتاد آنقدر زشت و شرم آور بود که واقعا جز سرافکندگی برای ما چیزی به همراه نداشت.علیرغم آنکه من فوتبالی نیستم ولی اتفاقات اخیر را اصلا نپسندیدم و دلیل آن را جز بی تدبیری چیز دیگری نمی دانم. مطالب زیر بخشی از یادداشت سردبیر سایت خبری عصر ایران است که حرف دل من هم هست و من به آنها اکتفا می کنم:

...........خودمان را فریب ندهیم، همه آنها، تماشاگرند و هیچ کدام شان از کره مریخ به استادیوم های ما نمی آیند. آنها، جوانان همین مملکت اند و کارهایی که می کنند و ناسزاهایی که دهانشان در جمع یکصد هزار نفری بدان باز می شود، همه و همه بی هیچ تعارفی، آینه ای از فرهنگ و مدنیت جوانان ایران و یا لااقل بخش مهمی از آنهاست و نشان می دهد بعد از این همه ادعاهای پر طمطراق، چه نسلی در این کشور تربیت شده است و البته، نشان از بسیاری از مسایل دیگر دارد که از جمله می توان به فقدان سازوکارهایی برای تخلیه روحی و جسمی جوانان اشاره کرد که بناگاه در استادیوم ها و البته فقط برای ساعاتی، منفجر می شود ولو اینکه باعث شود جو استادیوم ها به گونه ای باشد که بسیاری از پدران نتوانند کودکان و نوجوانان شان را با خود به استادیوم ببرند و بماند حضور بانوان در این فضاها!

مخلص کلام آنکه تا اوضاع بدین منوال است، ساختار فوتبال ایران، تنها کارخانه ای برای تولید بی مسوولیتی، گستاخی و غرور، حرمت شکنی و فحاشی و البته موسسه ای برای حیف و میل پول های مردم ایران است و در چنین فضایی، روز به روز فوتبال مان نیز تضعیف می شود تا روزی که فرا برسد که اگر تیم مالدیو را هم بردیم، کلی سرحال بیاییم.

فوتبال ایران، یک تحول بزرگ و ساختاری می خواهد البته اگر دلالان و کارچاق کن هایی که به دنبال بوی پول به مستطیل سبز رسیده اند بگذارند!

+ نوشته شده در  دوم اردیبهشت 1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  |