تبليغاتX
آوای سبز
آوای سبز وبلاگ شخصی است که عمدتا به مسائل اجتماعی و زیست محیطی می پردازد.
 
 
وبلاگ آوای سبز در حقیقت٬ اجتماعی و زیست محیطی است.متن زیر منتخبی است از کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم نوشته زنده یاد نادرابراهيمي  که آن را بسیار پسندیدم.یکی از دوستان برایم با رایانامه (نام فارسی ایمیل)  ارسال کرده بودند که عینا می آورم:
 

هم سفر
 
در این راه طولانی - که ما بی خبریم 
و چون باد می گذرد
 
بگذار خرده اختلاف هایمان با هم باقی بماند
 
خواهش می کنم !  مخواه که یکی شویم ،  مطلقا یکی
 
مخواه که هر چه تو دوست داری ، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
 
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
 
مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم
 
یک ساز را،  یک کتاب را،  یک طعم را، یک رنگ را
 
و یک شیوه  نگاه کردن را
 
مخواه که انتخابمان یکی باشد،  سلیقه مان یکی  و رویاهامان یکی
 
هم سفر بودن و هم هدف بودن ، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست
 
و شبیه شدن دال بر کمال نیست  بل  دلیل توقف است
 
عزیز من
 
دو نفر که عاشق اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛
واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون ،   حجاب برفی قله ی علم کوه ،  رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند
 
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق
یکی کافیست
 
عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست
 
من از عشق زمینی حرف می زنم که  ارزش آن در "حضور" است
نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری
 
عزیز من
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست ، بگذار یکی نباشد
 
بگذار درعین وحدت مستقل باشیم
 
بخواه که در عین یکی بودن ، یکی نباشیم
 
بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید
 
بگذار صبورانه و مهرمندانه  درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم
 
اما نخواهیم  که بحث ، ما را به نقطه ی مطلقا  واحدی برساند
 
بحث، باید ما را به  ادراک متقابل برساند نه فنای  متقابل
 
اینجا سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست 
 
سخن از ذره ذره ی وافعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست
 
بیا بحث کنیم
 
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم
 
بیا کلنجار برویم
 
اما  سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم
 
بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را ،در بسیاری زمینه ها،  تا آنجا که حس می کنیم دوگانگی،  شور و حال و زندگی می بخشد
نه  پژمردگی و افسردگی و مرگ ،......... حفظ  کنیم
 
من و تو حق داریم در برابر هم  قد علم کنیم
 
و حق داریم بسیاری ازنظرات وعقاید هم را نپذیریم بی آنکه قصد تحقیرهم را داشته باشیم
 
عزیز من ! بیا متفاوت باشیم

 

 

 


+ نوشته شده در  سی ام تیر 1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

به احترام همکاران خوبم که بعضا وبلاگ شخصی مرا به عنوان یک راه برای ارائه نظر و یا انتقاد و پیشنهاد انتخاب کرده اند دو مطلب از ایشان را که در بخش نظرات درج شده عینا درج می کنم.فقط خواهش می کنم از تهمت و بد اخلاقی حتی در محیط مجازی که هیچ کس شما را نمی شناسد خودداری کنید.با هم روراست باشیم و با استدلال و دلیل و مدرک حرف بزنیم.دروغ و تهمت و هوچی گری و کلی گویی به جایی نمی رسد.من هم با کمال میل وبلاگم را در اختیار همکارانم می گذارم تا صمیمانه و صادقانه نظرات خویش را بگویند.کماکان هم دفتر اینجانب به محض درخواست هر کدام از همکاران موظف است بلافاصله نسبت به تعیین وقت برای ملاقات حضوری اقدام نماید.

مطلب اول:

با سلام در دوران مدیر عاملان گذشته که خود نیز واقف هستید به طور تمام و کمال در حق همه بچه های قدیمی اجحاف شد.آقایان به هر صورت بود آشنایان و دوستان را از ادارات مختلف و نور چشمی های ...... را در پست های مختلف قرار دادندو شما می دانید بهتر ازما که راحت ...... و ..... و هم اکنون نیز دغدغه ای ندارند شما هم این کار را کردید با کمی فرق . شما هم خود بهتر می دانید(خداوند شاهد بر اعمال ماست ) برادر عزیز کمی به گذشته خود نیز برگردیم و به اتفاقاتی که برای خود ما افتاده است فکر کنیم خود شما از کجا شروع کردید خداوند خواست تا توانستید به این جایگاه برسید و اگر هم بخواهد در عرض یک چشم به هم زدن برکنار می شوید چرا به فکر ما همکاران و دوستان خود نیستید !!! اکثر ما سرمایه که نداریم . ثروت که نداریم . خانه نداریم و اجاره های سنگین می دهیم . زن و بچه داریم و سن و سالمان نیز بالا رفته دیگر شرایط استخدام نداریم . مهمتر از همه که خود شما نیز بهتر می دانید آلودگی سالن های معاینه تاثیرات زیادی روی ما گذاشته و به قول شاعر رنگ رخسار به خوبی نشان دهنده حال درون است .برادر عزیز در هیچ یک از این 8 الی 9 سال خدمت در معاینه فنی به ما یک وام درست و حسابی ندادند چرا به مدیران تا به حال 2 بار 8 میلیون کمی بیشتر یا کمتر دادند ولی پرسنل بدبخت هیچ ؟ البته بعضی از مدیران با استفاده از وام های بانکی خانه نیز خریدند ؟
برادر عزیز چرا با آوردن افرادی که کوچکترین شناختی نسبت به معاینه ندارند و قرار دادن آنها در پست های مهم شان ستاد را زیر سوال می برید مگر آقایان مهندس در ستاد و مراکز نبودند ! دوستان و فامیل های آقایان که حتی مهر مدرکشان خشک نشده است چگونه مدیر و معاون می شوند ؟ آیا اینها جز اجحاف است جز ظلم است و لگد مال کردن زحمات و دود خوردن همکاران قدیمی و زحمت کش است ! تورا به خدا کمی درنگ کنید و خدا را در نظر بگیرید . برادر عزیز مقام ماندنی نیست و روزی شما نیز به زیر خواهی آمد بیائید و بخاطر خدا هم شده برو بچه های قدیمی را که تعداد زیادی هم نیستن جذب شرکت های دیگر شهرداری کنید و از خود باقیات صالحات به جا بگذارید .شما رابطه خوبی با آقای قالیباف دارید این را همه می دانند پس به خاطر خدا هم که شده یا بچه هابی قدیمی را حفظ کنید و یا با توجه به زحمات زیاد بچه ها در این چند سال حداقل به ازای هر سال 6 تا 7 ماه پاداش پایان خدمت بدهید تا حداقل برو بچه ها بتوانند کاری را دست و پا کنند.(در سازمان های دیگر این کار را کردن)
برادر عزیز شما با سوال ساده از مدیران و رابطان خود در مراکز به خوبی میتوانید بفهمید که این موضوع نظر غریب به اتفاق بچه ها است (بیش از 95%) سالی 4 ماه اصلا خوب نیست و کسی هم انگیزه خروج ندارد و تازه می گویند بیمه بیکاری نیز نداریم و غیره مهندس جان باور کنید این حرف روز مراکز است بیائید اگر واقعا مشکل استخدام دارید به بچه ها سالی 6 الی 7 ماه بدهید تا همه راضی باشند .
خود شما نیز می دانید تعاونی و پیمانکار برای قدیمی ها هیچ سودی ندارد ماها دیگر فرسوده شدیم و استرس کار پدرمان را در آورده است .
عزیز جان خود را جای ما بگذار و ببین وضع ما چگونه است معاینه فنی کاری نیست که کسی 20 تا 30 سال در آن کار کند و بازنشته شود شغل سختی است در همه سطوح . برادر عزیز هم اکنون در مراکز روحیه و انگیزه ای نمانده زیرا بچه ها نمی دانند چه می شود خواهش داریم حد اقل به آقای ملکی یا سایرین بگوئید بیایند بچه ها را توجیه کنند و از استرس خارج کنند. خود شما واقف هستید بچه هائی که ماندن اهل هیچی نیستن (رشوه دله دزدی و غیره ....)
خواهش میکنم جواب بنده و سایر همکاران که از متن نامه فوق اطلاع دارند را در همین سایت بدهید .

مطلب دوم:

مهندس جان سلام
آخر ماه نزدیک که می شه قشر حقوق بگیر جماعت به امید بالانس هزینه هاش است و ذوق دریافت حقوق داره .
آیا این درست است که یک ردیف در آمدی پرسنل شما همان اضافه کاری تشویقی بوده که از زمان مهندس اعلمی هرندی شروع شده و در زمان مهندس.....به اوج کاذب رسیده و در زمان مهندس..... به مو رسید و در زمان مهندس ..... به منت رسید و در زمان شما قطع شد ؟
( بن رو قاطی داستان نکنین تو رو حضرت عباس چون یکبار زمان مهندس ...... زحمتش رو به حساب شما گذاشتیم)
من از حساب دخل و خرج ستاد سر در نمی آرم و به من مربوط هم نیست ولی خداوکیلی خودتان بهتر می دانید که 95% پرسنل شما یک شغله اند وضعیت اقتصادی جامعه هم خراب .
هر چند شما مسئول وضعیت بد این اوضاع نیستین و البته منش شما هم از گدا پروری مبراست ولی از تقدیر روزگار فعلا" این جماعت جونشون دست خداست و نونشون دست شما .
پس آیا مواظب دستاتون هستین ؟
تو اولین وضوئی که می گیرین به دستاتون خوب نیگاه کنین البته نه مثل همیشه.

پاسخ به مطلب اول:

نویسنده این کامنت در مورد انتصابات زمان مدیریت بنده کم لطفی فرموده اند.نگاهی به مدیران و معاونین منصوب شده توسط اینجانب به صراحت نشان می دهد در تاریخ شرکت٬ من تنها کسی هستم که مدیران را از بین خود پرسنل انتخاب کرده ام که بعضا مورد تعجب همکاران هم قرار گرفته است. من حتی منشی و راننده و رییس دفتر که هر مدیری قاعدتا باید آدمهای مورد اعتماد خودش را بیاورد برای خودم نیاورده ام و  از پرسنل موجود استفاده کرده ام...فقط یک نفر به نام آقای مهندس مقدم را از بیرون شرکت با خود آورده ام که همگان می دانند چندین ماه در مراکز با سخت ترین شرایط کار کردند تا از نظر من شرایط احراز معاونت مجموعه را پیدا کردند.احتمالا هم ۳-۲ نفر از دوستان قدیمی از این انتصاب ناراحتند که کاملا طبیعی است! اگر اسم یک نفر را به من بگویید که بنده با خودم از خارج شرکت آورده و پست به او داده ام حتما شما فرد آگاه تر و دلسوز تری از من هستید در غیر اینصورت لطفا کمی انصاف داشته باشید و رو راست باشید...ضمنا بگویم عزت و ذلت همه ما دست خداست و اعتقاد دارم اگر همین بچه های زحمتکش مراکز و ستاد را ارتقاء داده و به آنها مسئولیت دهم مطمئنا پاسخ بهتری می گیرم که خوشبختنامه همینطور هم بوده است.من واقعا مدیون مردانگی و صداقت تمام همکارانم هستم.دوستشان دارم و به خاطر آنها از هیچ کاری دریغ نمی کنم.شاید فقط ۳-۲ نفر از همکاران ستادی در جریان بخشی از فعالیتهای من در مورد اتفاقات اخیر ساماندهی شرکت هستند. دلم هم نمی خواهد موضوع بیشتر از این باز شود.توکل به خدا.... راستی به زودی نشست همگانی با تمام پرسنل خواهم داشت.لطفا برای آن روز هر چه می خواهید مطلب آماده کنید تا با هم گپ بزنیم.....

پاسخ به مطلب دوم:

از خواندن این مطلب شوکه شدم...اصلا نوشتن این مطلب آخر بی انصافی است......باورم نمی شود حتی یک نفر از پرسنل چنین دیدگاهی داشته باشند.اگر واقعا یک نفر از همکارانم در مورد اضافه کار تشویقی ماهیانه٬ پاداش٬ کارانه هفتگی٬ افزایش  گروه تعداد قابل توجهی از پرسنل از فروردین سال جاری٬ کارتهای ورزش٬ پرداخت وام به کلیه تقاضاها و...که منتی هم بر آن ندارم شک دارد در انصاف و صداقت وی صمیمانه مشکوکم.....برادر یا خواهر عزیز چرا اینقدر کم لطفی می کنید؟ پیشنهاد می کنم به طور خصوصی به آقای ملکی  و یا امور اداری مراجعه نمایید! نگاهی به درآمد های ۸-۷ ماه اخیر خود داشته باشید.فیش حقوقی خود را هم مقایسه ای بفرمایید.....لطفا ....

+ نوشته شده در  بیست و هشتم تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

رفتم که خار از پا کشم محمل ز چشمم دور شد

یک لحظه من غافل شدم صد سال راهم دور شد

+ نوشته شده در  بیست و هشتم تیر 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

متن حکم جناب رحیم مشایی به عنوان معاون اول رییس جمهور را چندین بار با دقت خواندم.متن بسیار ظریف و معنی داری است که اتفاقات بزرگی را رقم خواهد زد.شخصا" بنا به دلایلی این انتخاب را بسیار ارزشمند و عالی ارزیابی می کنم. اگر اجازه دهید و مرا به چیزهای دیگر متهم نکنید ۶ ماه دیگر دلایل خوشحالی خودم از این انتصاب جالب را در همین وبلاگ خواهم نوشت...منتظر کارهای بسیار بزرگ از معاون اول رییس جمهور خود  و اتفاقات بسیار بزرگتر بعد از آن باشید...!

بی ارتباط: سه تابلوی زیبای نقاشی را که قرار است در یکصد سال آینده به موزه ای در پاریس منتقل شود ببینید:

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم تیر 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

حدود ۱۶۸ انسان فارغ از دین و آیین شان در حادثه سقوط پر خطر ترین و نا امن ترین هواپیمای تاریخ پرواز جان خود را از دست دادند.۱۶۸ نفری که خداوند از برهان لطف حق حیات به ایشان داده بود آنها کاملا ناخواسته جان به جان آفرین تسلیم نمودند.به قضا و قدر و مشیت پروردگار توانا اعتقاد دارم اما فکر می کنم ما نباید دست روی دست بگذاریم از آتش عبور کنیم و چاقوی تیز را بر گلوی کسی حتی به شوخی بگذاریم و بگوییم اگر عمرتان به دنیا باشد نگران نباشید چیزی نمی شود.آقای دکتر حمید بهبهانی وزیر محترم راه نمی دانم چقدر در این فاجعه مسئول هستند و الان چه حسی دارند اما شاید بتوانم خود را جای پدری فرض کنم که پسر کوچکش را سالها تا باشگاه جودو همراهی می کرد تا او را به تیم ملی نوجوانان رساند و دیروز خبر مرگ عزیزش را به او دادند........

آقایانی که حتی به قدر یک ارزن در جلوگیری از اینگونه حوادث مسئولیت دارند و سهوا یا تعمدا مسئولیت خود را به درستی انجام نمی دهند نمی دانم چگونه شبها با آرامش می خوابند...می فهمم که در تحریم هستیم..می فهمم که مشکلات زیادی وجود دارد ولی این را هم می فهمم که خداوند بزرگ در قران می فرماید هر کس جان یک انسان را نجات دهد گویی تمام انسانهای کره زمین را نجات داده است....

اینجا را هم ببینید لطفا....

+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

فردا روز بهزیستی و تامین اجتماعی است.امیدوارم در سنوات اخیر به گونه ای بشود که شهروندان کنار هم زیست بهتری داشته باشند و حقوق اجتماعی شان هم بهتر تامین شود! دعا می کنم آمار افراد تحت پوشش نهادهای حمایتی مثل کمیته امداد و سازمان بهزیستی و... هم به حداقل ممکن برسد.خدا کند همیشه باران بیاید.خدا کند همیشه مزرعه ها سبز باشند.خدا کند هیچ کودکی گریان نباشد.خدا کند امید هیچ کس نا امید نگردد......خدا کند....خدا کند.....

توصیه می کنم خواندن این مطلب  را هم فراموش نکنید!

+ نوشته شده در  بیست و چهارم تیر 1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

در بخش نظرات مطلب قبلی کامنت خصوصی فرد ناشناسی با عنوان همکار برایم جالب و قابل توجه بود. ضمن تشکر از ایشان به دلیل زحمتی که هم در تایپ نظر نسبتا طولانی شان کشیده بودند و همینطور پیشنهادات خوب و ارزشمندی که طرح نموده بودند ترجیح دادم عین نظر ایشان را به عنوان یک پست درج نمایم:

"سلام
خسته هم نباشید
امروز فرصتی شد پس از مدتی به بهانه حضور در مراسم افتتاحیه دورادور زیارتتان کنم
خداقوت مثل همیشه ساعی و پرتلاش
آقای مهندس عرضی داشتم ولی صلاح دانستم به صورت خصوصی برایتان ارسال کنم تا نظرم دستمایه حاشیه ها نگردد.
در کوران انتخابات ریاست جمهوری جمله معقولی از یکی از کاندیداها مطرح شد مبنی براینکه : ...ما بیایم بجای ماهی به مردم ماهیگیری یاد بدیم و...
فارغ از منظور کاندیدا، جمله برام خوشایند بود. تا اینکه چند روز پیش تو خلوت خودم (مثل بسیاری از همکاران ) به موضوع تصفیه حساب و پرداخت سنوات 4ماهه و... فکر می کردم . با شناخت نسبی و تعصبات و استراتژی منحصر به فردی که ازتون سراغ دارم ، به ذهنم نظری خطور کرد و بعد از 2روز تجزیه و تحلیل ، تصمیم به ارائه آن به شما را گرفتم تا از طریق شما به عنوان فردی متخصص و بااطلاع ، ضمن بررسی جوانب آن و اصلاح و تکمیل ، در صورت صلاحدید به نحو مقتضی پیگیری گردد:
شما هم از روی تعصباتی که به آینده همکاران خود دارید ، به جای سنوات 4 ماهه و بیکاری و در به دری و ....(هزار و یک حرف دیگه ) ، به ما ماهیگیری یاد بدید !!!!
مگر نه اینکه احداث مراکز بیشتر، با پراکندگی منطقه ای در سطح شهر تهران ، از برنامه های ستاد است ؟ مگر نه اینکه از دغدغه های ستاد مشارکت بخش خصوصی و نیز متولیان سالم یا بهتر بگویم با صلاحیت در این امر است؟ خب مگر نه اینکه آینده همکاران و سالها تجربه بلااستفاده ایشان !!! هم از دغدغه شماست؟ و چندین دغدغه دیگر مربوطه که به عهده شما می نهم .

خب برادر من چه لطفی برای همکاران ( البته به گزینش ستاد ) از این بالاتر که پس از تصفیه حساب و برآوردن هدف ستاد !!! در شغلی که ارتباط مستقیم با سالها تجربه شان دارد ، مشغول شوند ؟
بهتر بگویم یعنی چه مانعی است که مانند بسیاری از مجوزهای سازمانی که به برخی مجربین همان سازمان می دهند ( اعطای مجوز نمایندگی بیمه یا اعطای اتوبوس به بخش خصوصی با الویت کارکنان شرکت واحد و ... ) با گزینش و تایید صلاحیت ستاد و شرایطی تعریف شده ، به همکاران مستعفی واجد شرایط ، مجوز یا پروانه کار واحدهای کوچک معاینه فنی را بدهیم ؟ تا با سرمایه خود یا گروهی ویا سرمایه گذار ثانوی ، به احداث این مراکز همت گمارند .
به ظن اینجانب چه بسا منافع شایانی برای ایشان و ستاد در بردارد:
1- اطمینان و صلاحیتی که در این افراد می باشد ( با توجه به گزینش ستاد براساس سابقه کاردرمراکز - تجربه پستهای فنی و خاص مثل مدیریت و معاونت و مسئولیت خطوط و موارد دیگر که حضرتعالی بهتر می توانید تبیین نمایید ) متضمن سلامت امر در حوزه استاندارد خواهد بود
2- تشویق و هموارسازی تاسیس مراکز جدید در راستای طرح گسترش مراکز
3- بازدهی بیشتر و افزایش راندمان مراکز جدید التاسیس ( با توجه به آشنایی و تجارب قبلی صاحب پروانه به امورمربوطه )
4- اطمینان خاطر کارکنان مستعفی و دلگرمی به آینده و تامین معاش
و موارد دیگر ....
لذا شما بهتراز هرکسی می توانید نفع یا ضرر دوسویه این طرح را بررسی و اظهار نظرنمایید وبا اعطای این قبیل اولویت ها ، لطفی خداپسندانه به برادران و خواهران خود در این عرصه نمایید .
یا حق"

بی ارتباط: دو مصاحبه امروز مرا در مورد معاینه فنی و طرح ترافیک اینجا و اینجا ببینید.

+ نوشته شده در  بیست و سوم تیر 1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

این مطلب بسیار جالب  و همینطور متن مصاحبه عجیب خانم واعظ جوادی آملی رییس سازمان محیط زیست با کامران نجف زاده را در بخش ویژه خبری ۲۰:۳۰ اینجا ببینید.
+ نوشته شده در  بیست و یکم تیر 1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

امروز یک روز به یاد ماندنی برای من و همکارانم بود. چهار مرکز مکانیزه معاینه فنی خودروهای سنگین همزمان با هم توسط شهردار محترم تهران افتتاح شد.خوشحال بودم در افتتاحیه ای شرکت کردم که کار به معنای واقعی جهادی در پروژه ها کاملا مشهود بود.بالاخره طلسم معاینه فنی خودروهای سنگین بعد از ۹ سال شکسته شد.حدود ۵-۴ ماه کار شبانه روزی کافی بود که این طلسم شکسته شود.هر مانعی هم که سر راه بود بدون ملاحظه حذف شد.از جمله آنکه زمان مدیر عامل قبلی ۹-۸ ماه شروع پروژه فقط در کمیسیون معاملات سر برداشت های متفاوت یکی از اعضا متوقف شده بود که من وقتی متوجه شدم مشکل با برکناری وی قابل رفع است بلافاصله این کار را انجام دادم. انصافا همه بچه ها در ستاد کمک کردند که این ۴ مرکز امروز به افتتاح رسید. کار عمرانی فقط با تلاش و کمی جسارت به نتیجه می رسد و  محافظه کاری و کارمند بازی نمی گذارد کارها پیشرفت کند.دیشب تا حدود ۱۱ شب دفتر کارم بودم و متن سخنرانی ام را آماده می کردم.اخبار افتتاحیه را اینجا ٬ اینجا و اینجا و گزارشهای تصویری آن را اینجا ٬ اینجا٬ اینجا ٬ اینجا و اینجا ببینید.

افتتاح نخستين ايستگاه معاينه فني خودرو هاي سنگين

متن سخنرانی امروزم را اینجا می توان دید.

+ نوشته شده در  بیست و یکم تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

قاعدتا مطالب طرح شده در جلسه کمیته اضطراری آلودگی هوا را دبیر کمیته به اطلاع همه می رساند و ما اجازه انتشار مطالب را به عنوان عضو نداریم.اما چون خبرنگاران حضور داشتند به چند نکته جالب حاشیه ای که در این جلسه مطرح شد اشاره می کنم:

۱- مدیر کل صنایع استان تهران به شدت با تعطیلی کارخانجات و صنایع استان به خاطر آلودگی هوا مخالف بودند.زیان اقتصادی برای ایشان از زیان بهداشتی به شهروندان و حتی کارگران صنایع اهمیت بیشتری داشت.

۲-مدیر کل حوادث غیر مترقبه استانداری تهران هم به شدت مخالف تعطیلی استان تهران بودند.ایشان تاکید داشتند نباید مردم را نازپرورده بار آورد.باید مردم با سختی ها تمرین کنند!! مثلا ایشان گفتند ما در حال طراحی برنامه ای هستیم که مدیران استان یک هفته در شرایط سخت زندگی کنند٬ آب نمک دار بخورند و....!!!!

۳- پیشنهاد تعطیلی تا پایان هفته را ابتدا من به عنوان نماینده شهرداری مطرح کردم و سرهنگ هاشمی رییس پلیس راهور تهران هم به شدت حمایت کردند.

۴-وقتی به مدیر کل حوادث غیر مترقبه استانداری تهران گفتم که برای کارگران شهرداری ماسک مخصوص می خواهیم تهیه کنیم ایشان گفتند به آنها شیر بدهید! به شوخی گفتم: داری الان ۱۵۰ میلیون بدهی شبانه شیر و ماسک برایشان بخریم؟!! دکتر رشیدی مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوا که ماسک را ماست شنیده بود دقایقی امکان کنترل خنده هایش را نداشت!!

توضیح عکس : روز دوشنبه ساعت ۴ بعد از ظهر در جلسه کمیته هماهنگی مواقع اضطراری آلودگی هوا

نفر سمت راست: مهندس محمودی مدیر کل حوادث غیر مترقبه استانداری تهران ٬ نفر سمت چپ: خانم شیدا ملک افضلی نماینده وزارت بهداشت

ضمنا امروز ساعت یک بعد از ظهر جلسه کمیته اضطراری آلودگی هوا مجددا تشکیل می شود.تاکید ما در شهرداری تهران همانطور که دیروز هم در جلسه کمیته گفتم تعطیلی کل استان تهران تا پایان هفته است.با جان مردم نباید بازی کرد. اینهمه تعطیلی در کشور داریم و ساعات مفید کار در روز به کمتر از یک ساعت می رسد پس تعطیلی دو روزه هیچ مشکلی را برای تهران به وجود نمی آورد.طبق گزارش که چند دقیقه پیش از مرکز هماهنگی اطلاع رسانی آلودگی هوا گرفتم وضعیت اضطراری است و تنها راه حل موجود دور کردن شهروندان از فضای آلوده است!

این مطلب و همچنین این مطلب را هم بسیار پسندیدم!

+ نوشته شده در  شانزدهم تیر 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

محمد درویش واقعا در نوشتن اعجوبه ای شده است.چنان زیبا و ظریف کلمات را کنار هم ردیف می کند و از همه مهمتر از استعاره آنقدر زیبا استفاده می کند که برخی وقتها حسودی ام می شود! مطلب اخیرش در مورد معضل بسیاری از استانهای کشور با موضوع هجوم گرد و غبار کشورهای همسایه بالاخص عراق از این دست نوشته هاست.یاد جلسه دیروز کمیته اضطراری آلودگی هوا می افتم که با جلسه کارگروه آلودگی هوا که جایگزین کمیته اجرایی کاهش آلودگی هوای تهران شده است اشتباهی شده است! با خودم می گویم اگر این کمیته قرار است تداوم خس و خاشاک موجود را که هدیه بی توجهی مسئولین محیط زیست ما و سوء استفاده چند کشور همسایه است مدیریت کند چه سوژه هایی که رخ نمی دهد! به هر حال امروز به ایرنا هم گفتم اوضاع واقعا نگران کننده است.خدا خودش باز هم با عنایت خود و بارش رحمت الهی و یا وزش باد به ما انسانهای خطاکار و آزمند و فراموش کار عنایت کند.آمین!!

راستی تولد حضرت علی (ع) ٬ روز مرد و روز پدر مبارکه!

نکته: الان که این قسمت را به این پست اضافه می کنم ساعت ۲۰:۳۰ دقیقه است که قصد رفتن به منزل را دارم.متاسفانه چند دقیقه پیش طبق آخرین اطلاعاتی که از ایستگاههای سنجش آلودگی هوا گرفتم میزان ذرات معلق به شدت در حال افزایش است.تا این لحظه برخی ایستگاهها به ۵ برابر حد مجاز رسیده و زیادتر هم خواهد شد.نکته تاسف آورتر آن است که ایستگاههای سازمان محیط زیست فقط در حد ذرات معلق با قطر بیشتر از ۱۰ میکرون را دارند در حالی که بحث بسیار جدی ما و تمام دنیا روی ذرات معلق با قطر کمتر از ۵/۲ میکرون است.این نکته را هم توجه کنید:

وجود رابطه ای محکم بین آلودگی هوا و بیماریهای قلبی – عروقی بارها در مطالعات مختلف نشان داده شده است . این رابطه به حدی آشکار است که حتی تلاشهای قانونی صاحبان صنایع خودروسازی نیز نتوانسته است آنرا کمرنگ سازد . ساز و کار دقیق این ارتباط به خوبی شناخته نشده است ولی شواهدی آشکا بر دخالت نانو ذرات حاصل از احتراق در بروز بسیاری از عوارض قلبی – عروقی آلودگی هوا تاکید دارد . ذرات معلق چه با انتقال مستقیم به درون جریان خون و چه از طریق آزاد ساختن واسطه ی شیمیایی از ریه ، موجب تقویت فرآیند آتروژنز شده و موجب عوارض حاد ترومبوتیک یا عروقی می گردند . این اثرات از طریق مسیرهای پیش – التهابی و اکسیداتیو اعمال می شوند . ارتقاء شاخصهای کیفیت هوا ، کاهش تماسهای فردی با آلاینده ها ، و طراحی جدید فن آوری مربوط به موتورها و سوخت ، همگی به کاهش آلودگی هوا کمک نموده و در نتیجه از عوارض ناشی از آن نیز کاسته و موجب کاهش ابتلا به بیماریهای قلبی – عروقی و مرگ ناشی از این بیماریها می گردند .

+ نوشته شده در  چهاردهم تیر 1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

این مطلب از روزنامه وطن امروز جناب بذرپاش در مورد قصه جلسه سه جانبه را خطاب به جناب کروبی  می خواندم.یک بیت شعر معروف یادم آمد همی !!

گر حکم شود که مست گیرند... در شهر هر آنچه هست گیرند

+ نوشته شده در  یازدهم تیر 1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

ديوانه را طريقه‌ي عاقل پسند نيست
دلداده را ز تير ملامت گزند نيست
 
آنرا که دل مقيد و پا در کمند نيست
از درد ما چه فکر وز احوال ما چه باک
 
رغبت به نوشدارو و حاجت به قند نيست
فرهاد را که با دل شيرين تعلقست
 
جان برفشان به ذوق که جاي سپند نيست
هرجا که آتش غم دلدار شعله زد
 
بيچاره را نصيحت ما سودمند نيست
بس کن عبيد با دل شوريده داوري
+ نوشته شده در  دهم تیر 1388ساعت 4 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

این روزها بسیار سخت می گذرد.حجم کارهایم که به شدت افزایش پیدا کرده برایم اهمیتی ندارد آنچه که مهم است تلاش برای تصمیم سازی عادلانه و منصفانه در مورد همکارانم است.گذشت زمان اثبات خواهد کرد آیا من به وظایفم خوب عمل کردم یا در حق همکارانم ظلم کردم.تلاش می کنم خاطره خوبی از خود به جا بگذارم که هم رضای خالق باشد و هم رضای مخلوق! امیدوارم...امیدوارم...

اما چند بیت شعر بی ارتباط با موضوع این پست:

گرگ‌ها خوب بدانند در این ایل غریب
گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
آب اگر نیست، نترسید که در قافله‌مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

+ نوشته شده در  هشتم تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  |