در ماه گذشته به دلیل سفر مدتی از اخبار و اینترنت و... دور بودم تا اینکه امروز
ماجرای تلخ جان دادن تعدادی از هموطنانمان را در جریان سیل شهر قم خواندم.از صمیم قلب متاسف شدم و بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم(خواند این رنجنامه را حتما توصیه می کنم) به طور اتفاقی وبلاگ جناب درویش را هم که مرور می کردم به مطلب
سیل قم، احمقانه ترین سیل در جهان برخورد کردم.انصافا جناب درویش در بحث منابع طبیعی و تهدیدهای ناشی از عملکرد غیر مدبرانه برداشتهای شفاف و روشنی دارند.مطلب ایشان را هم خواندم که آنهم مایه شرمندگی بود. با خودم فکر می کنم اگر من جای آن مدیر یا مدیرانی بودم که به دلیل اشتباه روشن باعث می شدم جان چند نفر انسان گرفته شده و میلیاردها تومان خسارت به کشور و شهرم وارد می شد آیا شبها می توانستم با خیال راحت سر روی بالش بگذارم؟ آیا می توانستم از دیدن خنده های پسر کوچولویم لذت ببرم؟ آیا شادی خانواده ام دیگر برایم معنی دار بود؟ نمی دانم...نمی دانم.....!!!
در همین ارتباط:
یادداشت بعدی جناب درویش را اینجا ببینید...
+
نوشته شده در سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی
|